اسرار آيين مهر 3

                        اسرار آيين مهر 3

«من از دروازه ي مرگ گذشتم. در قلمرو پروسرپين گام نهادم واينك به زمين برگردانيده شدم، نيمه شب خورشيد را رؤيت كردم كه با درخشندگي تمام طالع بود. من در قلمرو خدايان زمين و آسمان ره سپردم و در برابرشان نماز گزاردم.»

آيين ميترا در تقويت صفات ارزشمند انساني انگيزشي كارساز را موجب مي شد، رسيدن به جاودانگي مطلق و رستاخيز و دادگستري واپسين. در آن دوران پرآشوب كه زندگي و روان افراد را برآشفته بود،نويد موفقيت آميززندگي پس از مرگ و پاداش نيك نيكان و پارسايان ، بشارتي براي روان آسايي و دوري از پريشان رواني محسوب مي شد. اما در ساير كيش ها كه اشارتي به زندگي پس از مرگ داشت، به اين روشني و اطمينان بخشي و راستي ،پرسش هاي زندگي جاوداني و داوري كردار و پاداش  داده نمي شد- از همين رو اين كششي نهادي در آيين ميترايي براي موفقيت آن بود. اين آيين هم مي توانست افراد طبقه ي هوشمندان و فرهيختگان را جذب كند و هم محبوب مردم عامي يي شود كه در پي خواستن صفا و آرامش و اجراي دادگري بودند.Mitra.jpg

هنگامي كه شيوه هاي خدايان پرستي يوناني- رومي از هم پاشيد و باور نسبت به آن سست و كمرنگ شد، ستايش خدايان كهن ايراني كه مشهور بود زرتشت آنان را معرفي و شناسانيده، نزد پيروان يوناني نوعي افتخار و امتياز به شمار مي رفت. آنان جهت نگهداري آيين خود، آن را از شيوه هاي آيين رومي جدا ساخته و پذيره هاي ايراني را جهت نوعي ياري براي حفظ سنت هاي خود ارج و ورج مي نهادند.از گزارشي كه از سنت جرم به جاي مانده است و نوشتار پراكنده ي سنگ نبشته ها آن را تاييد مي كند، تا اندازه اي مي توان به برخي از آداب آگاهي يافت. وي گزارش كرده كه از ورود به جرگه ي مهردينان تا مراسم تشرف و اهليت(اهل راز شدن)، 7 مرحله يا وادي است.در اين7مرحله، به ترتيب نام هاي:كلاغ، پوشيده، سرباز، شير، پارسي،پيك خورشيد،و پدر بر سالك و رهرو نهاده مي شد.

اين نامگذاري و نام ها بدون مفهوم و معناي خاص و كنايه آميز نبودند. آدابي ويژه و مراسمي كنايتي براي تشرف اجرا مي شد. شركت كنندگان و برگزاركنندگان مراسم ، در هنگام هايي ويژه لباس هايي نمادين مي پوشيدند كه با نام هاي هر مرحله اي تناسب داشت. در نقش برجسته هايي كه نمايش گر چنين مراسمي است، سالكان را هنگام تشرف به هر مرحله،با صورتك هاي جانوران ،سربازان، پارسيان و ...مي بينيم.

بر بنياد رمزشناسي – اينها اشاراتي است به نشانه هاي بروج دوازده گانه و حتا بيان تناسخ و يا وارد شدن و حلول رواني در كالبد ديگر آيا توجه به چنين برداشتي مي توان مفهوم چنين نمايش هاي كنايت آميزي را در نيافته، يا اينكه خود را به ناداني زد؟اين مراسم تقليدي در واقع ريشه هايي بسيار كهن تر در همان دوران داشته وآدابي ابتدايي در چنين آيين هايي راه پيدا كرده است.

كرنوس شير سر، كه خداي زمان شناخته مي شد (زروان) كنايه بود از گروه سالكاني كه شير شده بودند.يعني به مرحله ي شير مردي  رسيده بودند.

عدد7 مقدس بود، رازي طلسم گونه داشت. از همين روي براي رسيدن به عدد7، مراحل يا نام هاي ديگري نيز به كلاغ و شير افزودند و 7 مرحله يا7 وادي كه بايد هر سالكي از آن مي گذشت تا به پاكي و رهايي  مطلق برسد كامل شد. نيز كنايتي از7 سياره اي كه روان پس از جدايي از تن ،براي رسيدن به سرزمين روشنايي بي پايان بايد از آن مي گذشت.

اما با اين حال نبايد به اين باور بود كه آيين ميترايي تنها به نمايش  هايي نمادين و بي محتواي يك فرامانسونري كهن مي پرداخت. مهردينان در فضاي نيمه تاريك به روي نيمكت ها يا دورديف سكوهاي سنگي رو به روي هم زانو زده و مشغول نيايش مي شدند ومشعل هايي بالاي سر نيايشگران به ديوار نسب بود كه تصاوير و تنديسه هاي ايزدان را روشن مي كرد. پيروان آيين كه پوشاك هايي ويژه به برداشتند با آداب ويژه اي فرد نوآموز را در حالي كه يك مهريار راهنماييش مي كرد ميان خود مي پذيرفتند.

در آغاز تاريكي در تاريكي نهفته بود، هيچ علامت مشخصي نبود ،همه جا آب بود. آن فرد به نيروي حرارت به وجود آمد. در ابتدا «خواستن» در آن فرد پيدا شد: آن اولين بذر بود  كه« فكر» محصول آن است.(ريگ ودا)«ماندالاي10- سرود129»

                           پايان

/ 12 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حنيف

بسيار زيبا بود مخصوصا جملات اخرش اول خواستن بود و بعد فکر... شايد زياده خواهی باشد اما خيلی دوست دارم اين جملات حکيمانه باستانی را بيشتر بخوانم اگر منبعی سراغ داشتيد خبرم کنيد ممنون

roodi

با درود به شما من از طرف خودم از شما سپاسگزاری میکنم که درباره ی آنچه که مربوط به گذشته و طبعا شناخت آن زحمت میکشید من آدرس شما را برای دوستان خود نیز ارسال کردم تا حداقل گوشه ای از آنچه که آئین پدران و مادران ما بوده بخوانند و بیشتر بدانند

roodi

آدرس وبلاگ شما را نیز به جمع دوستان خود اضافه کردم شاد باشید و پیروز

پیشاهنگ

شب یلدا شب چله نشینی اهوراییان شب زایش خورشید، مهر، میترا شب شکست اهریمن، تاریکی، دشمنی بر شما و همه ایرانیان فرخنده باد.

آريانام

با درود و سلام به شما دوست گرامی و سپاس از محبت شما. شب يلدای شما هم خوش باد. در ضمن تارنگار بنده نيز به روز شد.

حنيف

يلدای شما اين شب بلند را به شما تبريک ميگم اميدوارم هميشه در نور باشيد و در سياهی شب به ياد نور....

roodi

با تقدیم شاد ترین درود ها شب یلدا مبارک

کورش محسنی

سپاس از شادباشتان. هم اکنون ۲.۴۳ شب چله و چیزی نمانده تا زایش مهر و بر آمدن خورشید و چیرگی روشنایی و نیکی بر تاریکی و پلیدی. شب چله ی شما هم خجسته.

خورشيدوش

درود. يلدا را به همگی دوستان شادباش می گويم. پاينده باشيد. خورشيدوش

مهرآذر پارسی

درود بر شما به راستی هنگامی که ما به اين تاريخ پربار و فرهنگ شکوهمند ايرانمان نگاه می کنيم در دریایی از شگفتی‌ها و زیبایی‌ها پرواز می‌کنیم. درباره ی آيين ميترا من هميشه با خودم می انديشم که اين دين بزرگ مسيحيت که سراسر اروپا و آمريکا را فراگرفته است هنگامی که ريشه ها‌ و بنيادهایش را جستجو می‌کنم آنها را در آيين مهر ايرانی می‌يابم و به ایرانی بودنم می بالم.