هرودوت مي نويسد:پس از تسخير بابل داريوش بزرگ قصد سكاها را كرد، چون آسيا پر جمعيت بود و پول زياد به آن وارد مي شد. داريوش بزرگ در اين صددبرآمد كه سكاها را از جهت تاخت و تازهايي كه در مملكت ماد كرده بودند مجازات كند. در آسياي وسطي سكاها 28 سال غلبه داشتند(مقصود هرودوت از آسياي وسطي ماد و صفحات همجوار آن است، يعني آذربايجان،كردستان، ارمنستان،و غيره،زيرا او قسمت غربي آسياي صغير را آسياي سفلي مي داند)در تعقيب كيمري ها سكاها داخل آسيا شده مادي ها را درهم شكستند،چه اينها قبل از آمدن سكاها برتمام آسيا حكومت داشتند. از طرفي داريوش بزرگ مي خواست ولايت طراس را تا رود دانوب مسخر كند. راولينسن مي گويد اين جنگ تدبير خوبي بوده است كه داريوش بزرگ براي اينكه خطوط ارتباطي را جهت پيش رفتن به طرف يونان حفظ نمايد.با اين جنگ داريوش بزرگ قابليت خود را در علم جنگ مانند ساير موارد ظاهر نموده قبل از آنكه لشكر بزرگ خود را به  حركت آورد به ساتراپ(والي) ولايت كاپادوكيه امر كرد كه به سواحل شمالي بحر اسود تاخت و تاز نمايد. براي اين نظر كه بعضي از اسيران را به چنگ آورد.اين عمليات مقدماتي در كمال خوبي انجام گرفت و از جمله اسيراني كه گرفتار شدند برادر يكي از رؤساي محلي بود كه اطلاعات او بسيار مفيد و قابل توجه بوده باشد. اين لشكركشي بزرگ در سال 512 قبل از ميلاد شروع شد و در نزديكي قسطنطنيه حاليه از بغاز بوسفور به توسط پلي عبور نمود و آن پل را اهالي بلاد يوناني آسياي صغير ساخته و شهرهاي يوناني مجاور آن ناحيه آن را محافظت مي نمودند.از آنجا سپاه بزرگ داريوش به همراهي كشتي ها به طرف مصب رود دانوب حركت كردند و همه در نزديكي بحر اسود طي طريق نمودند. در ضمن اهالي طراس را در تحت اطاعت در آوردند.فقط يك طايفه از آنها در صدد مقاومت برآمد. در مصب رودخانه جبابره ي بلاد يونان پل قايقي ديگري نيز ترتيب داده بودند و خود ايشان مأمور محافظت آن گرديدند و داريوش بزرگ پس از آنكه از پل عبور نمود وارد بيابان مجهولي شد. سرپرسي سايكس مي نويسد:اگر اين لشكركشي  را داريوش بزرگ مقدمه سوق قشون به يونان قرار داده بود خيلي غريب است كه آن پادشاه بزرگ از مسافتي كه تا به اين  محل طي نموده و از ملا حظه عظمت رود دانوب ملتفت نشده باشد كه حمله ي سكاها به تنگه ي داردانل به غايت مستعبد است. به هرحال سير و حركت در وراء دانوب نتيجه اي كه متناسب باشد نداشته است اگر چه گله و رمه هاي بسيار به چنگ آورده باشد. اما سكاها كه مانند تمام ايلات صحرانشين بسيار سريع الحركت بودند حتي الامكان از خط حركت داريوش بزرگ دور ماندند.داريوش بزرگ دوباره به سلامت از رود دانوب عبور نمود،گرچه تا يك اندازه از شهرت و اعتبار او كاسته بود. او ضمن مراجعت به سارد هشتاد هزار تن سپاه خود را مأمور اروپا كرد و آن جماعت سرزمين يوناني طراس را كه پرچم طغيان برافراشته بودند مسخر ساخته مقدونيه را نيز به اطاعت درآوردند و با اين عمل به اندك زحمتي حدود كشور شاهنشاهي ايران را به يونان شمالي متصل ساختند و نتيجه ي عمده اي كه از اين لشكر كشي حاصل شد همانا الحاق ولايت طراس بود.

ادامه دارد...

/ 3 نظر / 9 بازدید
roodi

جنگ يا نمايش جنگ؟ هر چه هست در راه است

ايراندوست

در راستای تلاش‌های مردمی پیرامون اعتراض به آبگیری سد سیوند ، نمایندگان مردمی روز چهارشنبه (۲۲/۱/۸۶) از ساعت11 تا 13 برابر سازمان میراث فرهنگی تجمعی آرام خواهند‌داشت. حضور شما در این تجمع مدنی از بدیهی‌ترین وظایف شهروندی برای پاسداری از یادگارهای فرهنگی است. نشانی سازمان میراث فرهنگی: خیابان آزادی ، نبش یادگار امام خواسته‌های تجمع‌کنندگان: 1- اعلام رسمی این‌که آیا سازمان میراث فرهنگی مجوز کتبی آبگیری سد سیوند را صادر کرده یا خیر 2- اعلام رسمی این‌که آیا آبگیری سد سیوند شروع شده یا خیر ؟ 3- اعلام نتایج کامل کاوش‌های باستان‌شناسی در تنگه‌ی بلاغی 4- اعلام زمان دقیق مناظره‌ی کارشناسی وعده داده شده بین و مسوولان سازمان میراث فرهنگی- وزارت نیرو بانمایندگان تشکل‌های مردمی 5- توقف کامل پروژه‌ی سد سیوند

رضا

درود. مرسی از اين که از تارنمای من ديدن کردی و نظرتون را دادين. شما هم تارنگار زيبايی دارين. با اجازه من لينک شما رو در تارنما خودم گذاشتم. بدرود...