تخت جمشيد ۴

 

تخت جمشید بنای نمادین ملی ایرانیان و نشانه اقتدار و شکوه آنان و نماد توانایی های علمی و فنی و هنری نیاکان ما بوده است. تخت جمشید مظهر همبستگی ملی و سرزندگی و بالندگی روح ایرانی است.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اما با این حال تخت جمشید صرفا" به خاطر خاصیت ظاهری و تماشایی درست نشده بود و هنر ایرانی همیشه هنری کاربردی بوده است، ایرانیان را اراده بر آن بوده که اگر قرار است بنایی به عنوان نماد شکوه و عظمت ایران ساخته شود، چه بهتر که همچون اهرام مصر فقط حجمی بزرگ و بی مصرف نباشد، بلکه از آن به عنوان ساختمانی عام المنفعه توسط یکی از نهادهای ملی کشور بهره برداری شود و بهترین نهاد ملی کشور برای چنین امری چیزی نبود جز «انجمن همپرسگی ملی» یا «انجمن بهان» یعنی همان که امروزه آن را مجلس شورا و پارلمان یا در گستره ای وسیع تر سازمان ملل می نامند.

اینجا جایگاهی بوده است که فرستادگان ملت های مختلف برای سگالش و اتخاذ تصمیم و وحدت رویه درباره مسایل و مصالح عمومی گرد می آمدند و نقوش 23 هیئت نمایندگی ملل که بر جبهه شرقی کاخ آپادانا موجود است، نمادی از حضور آنان است. وضعیت آنان ثابت می کند که آنان مردمانی معمولی از میان خردمندان هستند و نه از اشراف و بزرگ زادگان.

چنین انجمنی بی تردید علاوه بر مجمع عمومی که در تالار آپادانا تشکیل می شده است، از دپارتمان ها و بخش های متعدد پژوهشی و تحقیقاتی و آموزشی و اداری و خدماتی برخوردار بوده است.

واژه تچر که در سنگ نبشته داریوش برای نامیدن یکی از کاخ های تخت جمشید از آن یاد شده است، بنا به تحقیقات جدیدی که توسط یکی از پژوهشگران صورت پذیرفته است، به معنای «جایگاه گزیدن راه» یا به عبارتی «تالار شورا» می باشد.

نیاکان ما از انتخاب انجمن همپرسگی ملی برای تکیه زدن بر با شکوه ترین بنای خود، هدف خاصی را دنبال می کردند و آن چنین بود که همه ملت ها آنجا را خانه خود بدانند و دوستش بدارند و گرامی اش دانند. اگر آنجا بنایی بود که کاربردی محلی داشت، هرگز نمی توانست توجه همه ملل را به خود جلب کند. یک بنای شاهی، یک دژ نظامی، یک انبار جواهرات، یک نیایشگاه بزرگ، یک جایگاه جشن نوروزی، یک سکونتگاه درباری و یا یک حرمسرا هیچکدام نمی توانست احترام و بزرگداشت همه ملت ها و اقوام و همه ادیان را به خود جلب کند.

 

/ 0 نظر / 8 بازدید