کورش بزرگ

       نگاهی به زندگی و شیوه حکمرانی کورش بزرگ<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

                 شهریار دادگستر

 

کورش را یونانیان سرور و قانون گذار، ایرانیان پدر و یهودیان مسیح (رهاننده) نامیده اند. این گزافه گویی نیست زیرا در حقیقت و به درستی او شایسته این مقام هست، چیزی که با قیاس از سراسر تاریخ بشریت و تمامی چهره های درخشان آن می بایست در نظر آورد. درست به همین علت گزنفون وی را الگویی برای یونانیان می داند. افراد فراوانی چه در دوره باستان و چه در دوران معاصر، خواه دوست و خواه دشمن به رفتار سیاسی نیکو و اندیشه های جالب و شگفت آور او در باب حکومت و اصول کشورداری، مدارا با مردم و اقوام و ملل گوناگون اعتراف می کنند. در دوران باستان، هرودوت، کتزیاس، استرابون، آشیل، دیودور سیسیلی، و ... و در دوران معاصر مورخان غربی از جمله هارولد لحب، ناپلئون، هگل، آلبر شاندور، ژوزف کنت دو گوبینو، ویل دورانت،بزرگان یهود مانند امعیا، اشعیا، حزقیال، دانیال، مورخین اسلامی چون طبری، مسعودی، ابن العبری، بیرونی، حمزه اصفهانی و بسیاری دیگر همگی نسبت به اخلاق و آرمان های بلند کورش هخامنشی بخصوص در مورد سعادت و نیکبختی و طلب خیر و آسایش برای مردم نظر مساعد دارند. در مورد کورش در میان تمامی امرا، پادشاهان، سرداران و هر دسته دیگری که بخواهیم او را قرار دهیم، یک استثنا در تاریخ بشر ثبت شده است. به عبارت دیگر هیچ فرمانروایی همانند او نتوانسته نامی شایسته از خود بر جای بگذارد. رفتار سیاسی کورش با یهود بابل و یا پادشاهانی که بر آنان غلبه یافت مانند آستیاک پادشاه ماد به قولی پدربزرگش و یا کروزوس شاه لیدیه، رهایی بخشیدن به اقوام بدوی در لباس ذوالقرنین از موارد قابل ذکر و تحسین برانگیز تاریخی اند کع می توان گفت در مورد کمتر فرمانروای دیگری اتفاق افتاده است. برآیند گفته های تمامی تئوری پردازان مسائل حکومتی و همه موضوعاتی که به نحوی با امنیت و رفاه و وجود انسان ها سرو کار دارد، در چهره این فرمانروای پارسی مصداق کاملی از یک انسان والا را نشان می دهد.« فردی نابغه که در تمام طول زندگی خود از هدفی برتر و مقدس پیروی می کرد، او دوستدار انسانیت، خواستار حکمت و دانایی، قوی اراده و راست کردار بود. او توانست دل های مردمان را آنگونه به خود نزدیک و شیفته خود سازد که همگان آرزو می کردند فردی همانند کورش بر آنها حکمرانی کند. کورش عادت داشت بگوید رفتار یک پادشاه باید همانند یک شبان در برابر رعیت خود باشد...»

تولد و تبار کورش: نسب او از جانب مادر به مادها و پدر به پارس ها می رسد. نام مادرش ماندانا (عنبر سیاه) و پدرش کمبوجیه دوم فرزند کورش یکو و او خود فرزند چیش پش و این پادشاه فرزند هخامنش سرسلسله قبیله پارس های آریایی بود. این دسته قوم آریایی در کنار پارت ها و ماد ها به ایران آمده و در جنوب غرب ایران سکنی گزیدند. هنر کورش بزرگ آن بود که پارس ها را به قدرت، عظمت و شهرت رسانید و قلمرو حکومتی آنان را در سرتاسر ایران و آسیا گسترش داد. مادر کورش شاهدخت ماندانه دختر آژداهاک پادشاه قبیله مادها، برادرزادگان آریایی آنها بود که خطه شمال غربی ایران را مقر حکومت خود قرار داد و در واقع اولین حکومت و بنیاد های قدرت سیاسی را در ایران بنا گذارد منتها او خیلی زود مقهور کیاست و تدبیر و نبوغ سیاسی نظامی و فکری نوه اش شد. (559 قبل از میلاد) مطابق روایت هرودوت و گزنفون به عنوان نزدیکترین منابع و اسناد تاریخی به دوران کورش که البته مستندتر از آن نیز نمی توان یافت، وی تولدی رمزآلود داشته و در دوران کودکی از یک سوء قصد جان سالم به در برده به این توضیح که: اندکی قبل از تولد، آژداهاک دخترش را از شوش به هگمتانه فرا می خواند زیرا او دو شب پیاپی در خواب می بیند که از شکم دخترش تاکی روئیده و چندان شاخ و برگ گسترد که سرتاسر آسیا را فرا گرفت و بار دوم از بطن او نهر آبی خروشان جاری شده و تمام قلمرو حکومت او و قاره آسیا را آب فرا گرفت و چون خوابگزاران دربار ماد تعبیر این دو خواب را بازگفتند بدین صورت که وی به زودی به دست نوه اش شکست خورده و او نه تنها سرزمین ماد بلکه تمامی شرق و غرب ایران را فراچنگ وزیر نگین فرمانروایی خود می آورد، آژداهاک سراسیمه و وحشت زده به وزیر خود هارپاگوس، دستور داد تا به هر نحو مقتضی کورش نوزاد را بکشد، اما هارپاک خود از این پادشاه کینه به دل داشت زیرا برادرش را آژداهاک ناجوانمردانه به قتل رسانده بود، از این رو نه تنها کورش را نکشت بلکه رشد و پرورش یافت. (589 ق.م) و 30 سال بعد ( 559 ق.م) وقتی که فرمانروای جوان به ماد لشکر کشید، هارپاک در پیروزی او نقش عمده ای ایفا کرد. بنابراین کورش حتی دوران کودکی را به همراه مادرش در میان مادها و تحت حکومت پدربزرگ که دشمن اصلی او بود گذراند اما تقدیر چنین بود که او زنده بماند و منشا تحولات بزرگ در تاریخ بشر شود و کارهای مهم به انجام رساند. درواقع دولت پادشاهی هخامنشی را که می توان نخستین، منظم ترین و در نوع خود مترقی ترین سازمان حکومتی در جهان دانست مرهون زحمات شبانه روزی نابغه بزرگ پارس است. دولتی که در تمامی زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و نظامی سرآمد تاریخ بوده و چنین سازمان حکومتی پیشرفته و بدون نقص را کورش پایه گذاری کرد و به عنوان میراثی گران بها به یادگار گذارد و حدود 250 سال ( 330-559 ق.م ) نگین درخشان حکومت های بشری بود. سنگ نوشته ای بر مزار کورش واقع در پاسارگارد از زبان خودش و به این مضمون قرار دارد: « ای رهگذر هر که هستی و از هر کجا که بیایی می دانم سرانجام روزی بر این مکان گذر خواهی کرد. این منم، کورش، شاه بزرگ، شاه چهارگوشه جهان، شاه سرزمین ها، بر خاک اندکی که مرا در برگرفته رشک مبر، مرا بگذار و بگذر.»

(نقل از آریستوبولس، سردار نظامی و دبیر نگارنده رکاب اسکندر مقدونی «330 ق.م» توضیح این که این سنگ نبشته به سه زبان عیلامی، یونانی و پارسی باستان نوشته شده است.)

این گفتار ارزش کار او را بر ما بیشتر نمایان می سازد که به راستی او هیچ دلبستگی به دنیا و حکومت نداشت. نزد کورش بنده پروری و رعیت نوازی و عدالت و مساوات میان آنها فارغ از قومیت و نژاد بسیار بیشتر از حکومت کردن بر آنها ارزش داشت این خصلت در کنار خصایل بسیار دیگر وی را از سایر پادشاهان مبرا و ممتاز می سازد.

ادامه دارد...

 

/ 6 نظر / 23 بازدید
سیاوش

درود بر شما فرزانه ارجمند، منشور کوروش نمونه بارز و نشانگر فر و شکوه ایران و سترگی این فرهنگ است. از اینکه به تارنگار شما راه یافتم بسیار خرسند شدم و شما را پیوند دادم. سبب سرافرازی است اگر شما نیز مرا پیوند دهید. شاد زیوید. پاینده باشید

آریانام

با درود به شما. نوشته ی نیکویی داشتید هرچند که این سخنان تاحدی کلسشه ای شده اند و باید در گفته های مورخان تعقل کرد. برای نمونه داستان تولد کورش درست به نظر نمی آید چراکه کدام پیرمرد نوه ی خود را می کشد ویژه آنکه پسری هم نداشته باشد. درباره ی فیلم اسکندر می توانید تا حدودی نظرات بنده را در یادداشت زیر ببنید. این فیلم اشاره های با معنی فراوانی دارد. http://arianam.persianblog.ir/1383_11_arianam_archive.html#3063139

سورنا گیلانی

با درود فراوان بر شما دوست میهن پرست . از اينکه در بازديد از تارنگار ارزنده تان ديرکرد داشته ام پوزش می خواهم . در ضمن دوست گرامی ؛ کتاب (شهربانو ؛ عروس پیامبر ـ علی اصغر رحیم زاده صفوی) را نخوانده ام ؛ اما اندک توضيحی در مورد وجود یا عدم وجود تاريخی شهربانو در تارنگار خویش در بخش پیامها نگاشته ام شاید پاسخی بر انچه در نظر داشته اید در ان بیابید . پيروز و سرفراز باشيد .

arshia

تا قبل از روز جمعه به تارنگار من سری بزنيد

سورنا گیلانی

با درود . تارنگار « سرزمین جاوید » با نوشتاری با عنوان « سيمـای ترکـان از نگـاه پارسی سرايان در گـذر تـاريـخ » به روز شد . پاینده باشید

سورنا گیلانی

يار فرهيخته و دوست گرامی با درود . ديرزمانی است که تارنگارتان را به روز نکرده ايد . چشم به راه نيک نوشته های ارزشمندتان هستم . پيروز باشيد .