لزوم آموزش از براي دموكراسي

                        لزوم آموزش از براي دموكراسي

حكومت نويني كه در زير چشم ما رشد مي كند، تركيبي است از دو انديشه ي متضاد:يكي جامعه اي بر پايه ايمان و فرمانبرداري،آنچنانكه جامعه هاي كهن بي گمان چنين بودند،و ديگر:جامعه اي بر پايه ي اراده كه بعضي دسته هاي سياسي مردم نوروديك و خيون يا هون چنين بوده اند.فرمانروايان تمدن هاي كهن در دره رودها قلمرو خويش را گستردند و در آنجا به حكمراني پرداختند در درازناي تاريخ  حكومت سرشار از شكوه و افتخار هخامنشيان و همچنين اشكانيان و ساسانيان،كه زمان درازي به طول انجاميد، سياست كشور داري آنان بر پايه ي ايمان و فرمانبرداري بود،كه نه تنها در زمان خويش بلكه در زمان كنوني نيزنمونه اي پر ارزش هستند از حكومتي كه به شيوه اي چشمگير با نظم و ترتيب اداره مي شده است،  شيوه ي حكومتي آنها به شكلي بوده است كه ما در هيچ كجاي آن، جاي دمكراسي را خالي نمي بينيم، خدا و شاه عامل هماهنگstudent-3.jpg كنند و نگاه دارنده، انسجام و يكپارچه گي و بقاي اين حكومت هاست اما در سرزمين هايي كه چندان حاصلخيز نبودند و بياباني  با هواي سرد و سخت يا گرم و سوزان وحشيگري قبيله اي كم كم شكل يافت و مبدل به بيابانگردان مهاجم شد و حكومتي سياسي رابوجودآورد. پس از آن مردم جهان هر يك يكي از دو رشته را برگزيدند و به دنبال آن رفتند.آنهايي كه بدنبال ايمان و فرمانبرداري بودند، به سوي پادشاهي گراييدند،و سرانجام پس از سالها كوشش و شايستگي و فر و شكوه به دست دودماني از بيابانگردان برافتادند.مانند مغولان و تركان كه اروپا را به زير سلطه كشيدند و يا امپراتوري ايران كه بدست تازيان برافتاد.تمدن هاي كهن«جامعه هاي بر پايه ي فرمانبرداري»بودند.فرمان برداري از خدا شاه يا شاهان فرودست خدايان مايه ي استواري آنها بودند.گرايش بيابانگردان به سوي ديگري بود كه آن را ما «جامعه اي بر پايه ي اراده»مي ناميم. اين جامعه هاي بر پايه ي اراده در سراسر تاريخ بشر يكسانند چه در ميان«نورديك ها» يا ساميان يا مغولان.اينان از آبelection3.jpgادي نشينان اراده ي بيشتري داشتند و وضعي استوارتر.مردم نوروديك زير فرمان پادشاهان خويش به ايتاليا و يونان آمدند. اينان با خود هيچ آيين پرستشگاهي مرتبي نداشتند و اين چيزها را در سرزمين هاي گشوده شده يافتند و چون آنها را پذبرفتند با آن ها خو كردند.يونانيان و لاتينيان به آساني حكومت جمهوري را پذيرفتند و آرياهاي هند نيز اين چنين كردند. در پادشاهي هاي كهن فرانك و ژرمن سنتي در انتخاب رهبر رايج بود گو اينكه ناچار يكي از دو تن اعضاي طبقه يا خاندان معيني را بر مي گزيدند. نخست خلفا و داوران اسرائيل و پادشاهان كارتاژ و صور را مردم برمي گزيدند.خانان بزرگ مغول تا زمان قوبيلاي كه پادشاه چين شد برگزيده مي شدند. در آبادي ها برخلاف، آيين ديگري مي بينيم و آن انديشه ي شخصيتي الهي است كه برگزيدني نيست و داراي حق طبيعي ازلي فرمانروايي است.به هر روي با وجود همه ي پيچيدگي ها دشمني ريشه داري ميان روش هاي فرمانبرداري و اراده در سراسر تاريخ تا زمان ما ميرسد. از زمان تاريخ باستان هرچه به جلو مي آييم، پيوسته چيزي نا آرام و سكون ناپذير در ميان آدميان كوشيده است كه تمدن ها را از تكيه برفرمانروايي بي همكاري مبدل به جامعه ي همكاري اراده ها كند. در جمهوري روم تاريخ نشان مي دهد كه جامعه اي استوار بر پايه ي اراده كه از يك شهر بزرگتر بود پديد آelection-two.jpgمد و خرد خرد با كاميا بي هاي فراوان رو به تباهي گذاشت تا آنجا كه تبديل به يك پادشاهي نوع كهن شد و يكي از ناتوانترين جامعه هاي استوار بر پايه ي فرمانبرداري و حتا بندگي گشت و در برابر مشتي مهاجم از پاي درآمد،يكي از عوامل بسيار آشكار اين تباهي نبودن بك نظام بزرگ آموزشي بود كه انديشه ي مردم عادي را باز كند و آنان را متوجه خدمت و و ظيفه اي كه نسبت به حكومت داشتند بنمايد و اراده ي آنان را بيدار نگاه دارد و كوشش هاي آنان را هم آهنگ كند و اراده ي ايشان را يكسان سازد.افلاتون و ارسطو براي جامعه ي عالي حدودي از چند هزار تن تعيين كرده بودند. زيرا كه تصور اينكه با روشي جز از زانو به زانو نشستن معلم و شاگرد مي توان تعليم داد نمي كردند،آموزش يوناني تقريبا سراسر با گفت و شنود بود و بنابراين تنها به گروهي كوچك از اشراف مي رسيد.مسجد و كليسا نادرستي اين محدوديت را نمودار ساختند. مي توانيم بگوييم كه اين كار آموزش را در ميداني كه در دسترس داشتند ناپخته و ناپسند اجرا كردند. ولي آنچه ارزش دارد همانا رسانيدن پيام خويش بود به انبوهي بزرگ.هردو انديشه ها و انگيزه ها ي خود را تقريبا به سراسر جهان رسانيدند و هر دو بر كلام نوشته براي پديدار كردن همبستگي ميان انبوهي بزرگ و شريك كردن ايشان در يك هدف تكيه كردند و كامياب شدند...

در سده ي يازدهم انديشه ي مسيحيت بر سراسر سرزمين پهناور اروپاي غربي و با ملتهاي گوناگون و آشفته گسترده شده و همه را همبسته ساخته و برانگيخته بود جامعه اي پديد آورده بود كه دانش مردم عمقي نداشت و در پاره هاي پهناور جهان و بر گروهي انبوه سايه افكنده بود.يهود نيز تقريبا همزمان با عيسي نظام آموزشي همگاني داشتند. تنها يك پديده از اين گونه پيش از اين در جهان ديده شده و آن نيز رفتار نيكي بود كه در جامعه ي چيني به هنگام دبيران پديدار شده بود.كليساي كاتوليك آنچه را كه جمهوري روم كم داشت كه روش آموزش همگاني باشد با بر پا داشتن دانشگاه ها و بنياد شيوه ي بر قراري روابط فكري و معنوي جبران كرد. با اين كار راهي را كه به امكانات تازه اي مي رسيد يعني اين حكومت جهاني گشود.تا كنون حكومت كشورها يا استبدادي بود در زير فرمان بي چون و چراي يك كاهن و يا يك پادشاه يا آنكه دمكراسي بود با مردمي آموزش نبافته و ناآگاه كه با هر گسترشي چه از نظر نفوس و چه از نظر وسعت به فساد مي گراييد.چنانكه روم و آتن چنين شدند و حكومتي شد بازيچه ي دست مردم ناشايست و سياست بازان. اما در سده ي سيزدهم نخستين تصوير يك حكومت عالي پديدار گشت كه هنوز هم براي ساختمان آن كوشش مي شود و آن انديشه ي عالي«حكومت آموزشي»سراسري جهان است كه در چنين حكومتي مردم عادي بنده ي حكومتي كه زمامدارانش مردمي شياد و سياستمداراني هفت رنگند،نمي شوند. بلكه مردم عادي آگاهي دارندstudent-2.jpg و آموزش يافته اند و شور انجام دادن كارهاي كشور را دارند و با آنان در كارها رايزني مي شود. پس بايد بر واژه ي آموزش بسيار تكيه كرد و نيز بر انديشه ي اينكه آگاهي را بايد بر رايزني و مشورت مقدم داشت. تا مردم آگاه نباشند و از كارها با خبر، نمي توان با آنان رايزني كرد. تنها خاصيت اساسي و صفت برجسته ي «حكومت جديد»همانا در آنست كه در اين حكومت به اين نكته پي برده اند كه آموزش بايد همگاني باشد نه خصوصي. مردم به اين نتيجه رسيده اند كه بايد مردم عادي امروزي نخست آگاهي و دانش بيابند و سپس با آنان راي زد. پيش از آنكه مردم عادي رأي بدهند بايد به علل و اسباب پي ببرند. پيش از آنكه تصميم بگيرند بايد آگاهي يابند و با چشم باز تصميم بگيرند. صندوق رأي گيري سودي ندارد.نخست بايد آموزشگاه ها برپا كرد و سواد دانش و آگاهي را در دسترس همگان گذاشت. شيوه ي ساختمان يك حكومت عالي و همكاري همگاني و رهايي از بندگي و آشوب و آشفتگي همين است كه گفته شد رأي به تنهايي بي ارزش است. مردم ايتاليا در زمان خاندان گراكوس«گراچي»حق رأي داشتند،ولي رأي آنان به فريادشان نرسيد. حق رأي براي كسي كه آموزش نيافته چيزي است ناسودمند و خطرناك . جامعه اي كه ما به سوي آن گام بر مي داريم نبايد تنها جامعه ي اراده ي  باشد ،بلكه تركيبي از آگاهي و اراده است يعني «جامعه ي آگاهي و اراده» ، ما مردمي بوده ايم كه در روزگار كهن،تمدن و فرهنگ خود را با ايمان و فرمانبرداري بدست آورديم، اما در جهان كنوني امروز  كه باقي مانده ي سال ها به زير يوغ رفتن بيگانه است و تنها از آن زمان تاريخ و فرهنگي برايمان بياد مانده است كه مي توانيم آن را آموزش گيريم و آموزش دهيم و لي  ديگر نمي توانيم چون گذشته تنها جامعه ي ايمان و فرمانبردار داشته باشيم،بلكه بايد جامعه ي آگاهي و اراده را بسازيم و در چنين جامعه اي كه حكومت همه چيز را با مردم آگاه در ميان مي گذارد و از آن ها نظر سنجي مي كند و خودسرانه اقدام نمي كند،هيچگاه جنگ روي نمي دهد. آموزش همانا وسيله اي است كه روح بيابانگردي آزادمنشي و اتكاي به نفس و خودبيني را با همكاري و توانگري و امنيت تمدن، سازش مي دهد.حال از خود مي پرسيم كه در جامعه ي كنوني ايران چگونه مي توان آموزش داد و يا آموزش گرفت،جامعه اي كه در آن سانسور و احتناق بيداد مي كند،هر روز و به هرشكلي كه از دستشان بر مي آيد كتاب ها و موضوعات و شبكه هاي ماهواره اي را فيلتر مي كنند،انسان هاي فرهيخته و آگاه را يا با تهديد يا با فريب وادار به سكوت مي كنند قتل هاي زنجيره اي هم كه جاي خود دارد،با اين وضعيت دمكراسي كه يعني حكومت مردم بر مردم، چگونه امكان پذير مي شود،در جامعه ي ما هنوز هم حكومت ناشي از اراده حكمفرماست آن هم اراده اي گنگ و متعصب و كور كه امكان دارد بدنبال خود انقلابي بي سرانجام كه بازهم ناشي از اراده مردم است در پي داشته باشد و يا جنگي خانمان سوز كه ميهن عزيزمان ايران را به ورطه ي نيستي بكشاند...حال در ديد شما چاره چيست ؟ چگونه مي توان آموزش ديد و آموزش داد؟

 

 

/ 31 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آريانام

اما يک چيز و آن اينکه چگونه بنده را متهم به بدبينی درباره ی ايران باستان می کنيد در حالی که بخش بزرگی از تارنگار بنده را مطالب ايران باستان و شکوه و بزرکی آن تشکيل می دهد. بنده خواستم منصفانه و بی تعصب نگاه کنم

roodi

Happy Fourth, everybody. Thank You, Father, for the freedom to worship as we please in this country. May we here in the States continue to be thankful, sincerely. اين واژه ها از دهان انساني بيرون مياد که در آزادي کامل داره زندگي ميکنه و هيچي رو هم مجاني نمي خواد.. اونوقت ما زديم تو سر خودمون... .. ببينيد چقدر زيبا داره سپاسگزاري ميکنه از خداي خودش براي آزادي و زندگي در کشورش....!! و چه جالب اگه وبلاگش رو ببينيد... هيچ حرفي از خودش نمي زنه.. فقط به فکر کمک کردن به ديگر مردم دنياست... اين ها دلايل قدرت آمريکاست... و نه بمب اتمش... و نه قوه ي نظاميش.. ثروت آمريکا مردم آمريکا هستند http://christianisrael.mindsay.com/ I appreciate your wishes all the more because you are from the birthplace of Human Rights. We all should have followed King Cyrus' directions. I wish I could make it so http://shadeofgray.mindsay.com/ این هم افکار یک زن آمریکایی پس از تبریک روز استقلال...چه زیبا از کورش حرف میزنه، واقعا ثروت این کشور مردمش هستند، چه خوب که ازشون یاد بگیریم …………………………………………………………………….

آشنا

۱. یونانیان هیچوقت در بلخ نبودند و این دروغ تاریخیست. ۲. پیشنهاد میکنم کتاب <پادشاهی در استوره و تاریخ ایران> را بخوانیم و درباره اش بحث کنیم.

داریوش

با سلام درود بر شما ایرانی پاک و ازادیخواه درود بر شما میهن پرست منتظر شما هستیم به امید ازادی ایران عزیز دوستتون دارم ممنون

هامون

فکر میکنید 18 تیر در ایران یعنی حرفی . حرکتی . چیزی میشود ؟

نازنين

بادرود...پارسای عزيزم اخلاق اساس و بنيان همه چيز است هر چه که در برابر اخلاق و واقعييت بايستد محکوم به شکست است از ديدگاهت سپاسگزارم

نازنين

آشنای گرامی پيشنهاد ارزنده ايست ولی دوست من ايکاش رايان نامه ای برايم بفرستی تا آشناتر شوی و من شادمانتر پيروز باشی

نازنين

سامان گرامی از رايان نامه ات بسيار سپاسگزارم راهنماييهايت را با گوش جان پذیرفتم و تلاش بر اين دارم که ِآنها را بکار ببندم شادمانم که دوستی همچون تو در کنار خود دارم پيروز باشی

roodi

زاد روز بابك خرمدين را شاد باش مي گوئيم

بابک

بخش اول nobodypolis تختگاه هیج کس http://video.google.com/videoplay?docid=8248235530479573920&hl=en قسمت دوم تختگاه هیچکس بر روی گوگل: http://video.google.com/videoplay?docid=4682496589499734852&hl=en سومین قسمت تختگاه هیجکس http://video.google.com/videoplay?docid=-7010540970942370560&hl=en چهارمین و آخرین قسمت فیلم http://video.google.com/videoplay?docid=-8843242441338518496&hl=en قابل ذکر می باشد کسانی که همه تاریخ دروغین خود را در کاخهای ناتمام ایلامیها خلاصه کرده اند این فیلم را نگاه نکنند تا مثل ورجاوند احمق سکته نکنند. از ما گفتن