وقتی شب پاشو تو باغا می ذاره

 نفس گلا می گیره

وقتی تاریکی از آسمون می باره

دل غنچه ها می گیره

وقتی ظلمت نفس گلا رو بسته

گل محبوبه شب بیدار نشسته

دل به تاریکی و ظلم شب نمی ده

اون که عطرش تا ته باغا رسیده

اگه محبوبه رو تو گلدون بذارن

همه اطرافشو خارو خس بکارن

اگه دیوار بکشن دور وجودش

اگه تهمت بزنن به تارو پودش

عطر محبوبه شب پشت هر دیوار سنگی راه داره

گل محبوبه شب توی قلب غنچه ها پناه داره

شبا که گلا تو تاریکی نشستن

همه از وحشت شب چشما رو بستن

تنشون می لرزه از ترس سیاهی

گل محبوبه تو واسشون پناهی

 

 

/ 2 نظر / 8 بازدید
assefeh

خوب بيد جيگر