اسرار آيين ميترا

                       

                          اسرار آیین میترا

ميترا از ديدگاه مغان باستان، خداوند نور و روشنايي بود.از آنجايي كه جايگاه انتشار نور،از طريق فضا و هواست، به اين دليل است كه تصور مي شد جايگاه وي در قلمرو فضاي ميان بهشت و دوزخ است. از همين رهگذر است كه در نام گذاري روزهاي سي گانه ي ماه ،شانزدهمين روز هر ماه –نامزد است به نام او كه ميان ماه است.زماني به نام شمش يا خورشيد شناخته بود و زماني نيز به ميانجي موسوم بود. ستايندگان او آگاه بودند كه به موجب تعاليم ستاره شناسان ، جايگاه خورشيد در ميان گروه ستارگان واقع بmitra.jpgود.

در مورد اساطيري كه مغان در باره ي نور و روشنايي داشتند- جابجايي در برخورد با مسايل ميترايي روي داد.به موجب اين اساطير آسمان ها گنبدي بسته داشت كه روشنايي از آن ساطع مي شد. اين تراويدن نور از گنبد آسمان ،تبديل به زايش ميترا از صخره سنگ شد با توجه به اينكه به موجب باور مغان و اوستا ،گنبد آسمان از سنگ ساخته شده و واژه ي سنگ و آسمان  . -asanaاسانه ،اسنasan يشت 36/10،يشت59 /14 و... داراي يك معني است برمبناي آثار باقي مانده از مهرابه ها اين انديشه نمايان است. صخره ي  زاينده كه در مهرابه ها مورد تقديس و تكريم بود ،ميترا را در كرانه ي رود و زير سايه ي درختي نشان مي دهد كه از سنگ زاده مي شود. چوپان هايي كه از دور ناظر اين رويداد شگفت بودند، وقوع معجزه را نگريستند كه ميترا از سنگي زاده شد، در حالي كه كلاه فريژي (كلاه شكسته ي مهري) بر سر و مسلح به كاردي در يك دست و مشعلي در دست ديگر بود كه به زمين روشني مي بخشيد.

از ويژگي هاي بارز آيين هاي ايراني ،ثنويت است پيش از زرتشت و از زمان وي به بعد تا پايان دوران ساساني و از سده ي نخست هجري تا سده ي چهارم كه فقه و بنيادهاي ديني زرتشتي در قالبي مكتوب و مدون شد در آيين ميترايي، نيز زندگي يك پيكار پيوسته ومستمر است. براي رستگاري لازم است به احكام و قوانيني كه مغان مطرح مي كردند وفادار و مومن بود. اما اين قوانين و وظايف براي مهردينان چه بود؟كساني كه سالك اين طريقت مي شدند ،جهت رستگاري چه كارهايي بايد انجام مي دادند؟

رعايت پاكي در آن يك اصل بود. مراسم نيايش با شست و شوهايي مكرر همراه بود كه ناپاكي هاي روحي و دروني را مي زدود.mitra-anahita.jpgمقاومت در برابر خواهش هاي نفساني ، يكي از راه هاي سلوك براي رستگاري و مبارزه با پليدي و اهريمن بود. ستيزپيوسته و خستگي ناپذير با اهريمن و كار گزارانش براي هر سالك و بنده ي ميترا از وظايف اصلي محسوب مي شد.اين شيوه ي فكري و عملي ،موجب شكل گرفتن تفكر و انديشه اي مشخص در عرفان را پديدآورد.نيكي و پارسايي لازم بود ودر اعمال و كردار فردي نمود پيدا مي كرد، به همين جهت نزد آنان توانايي و دليري ارزشي بيشتر داشت تا ملايمت و سازگاريي كه موجب تباهي حقوق فردي در جامعه مي شد.چون روش سلوك القا مي كرد كه زندگي يك پيكار پيوسته و مستمر با بدي و پليدي است، رهروان هم چون پهلوانان و جنگاوراني بودند كه پيوسته در حال جنگ و جدال با ديوان بدنهاد بوده واز سوي ميترا پشتيباني مي شدند.هميشه بيدار ، هميشه هوشيار و هيچ گاه غافل گير نمي شد و همواره بدخواهان را نابود مي ساخت. اين باور و ايماني راسخ درباره ي وي بود كه علاوه برمنابع اوستايي، سنگ نبشته هاي باقي مانده در غرب نيز تاييد آن است و صفات:پيروز، دلير، شكست ناپذير به يوناني و لاتيني و نبرزه فارسي در سنگ نبشته ها ديده مي شود. آسمان داراي هفت طبقه ، يا 7وادي و قلمرو پنداشته مي شد و هر طبقه يا قلمروي به نام و وابسته به سياره اي بود.سالكي كه وارد گروه مي شد براي سلوك بايد از اين درها يا پله ها مي گذشت.نگاهباني هر وادي به عهده ي يكي از فرشتگان يا امشاسپنداني بود كه از سوي اورمزد موكل بودند. هر سالكي طي آموزش هايي مي آموخت كه چگونه براي گذر از هر در  فرشته ي آن وادي را خشنود مي كرد.yalda.jpgروان در طول زماني كه اين وادي ها را مي پيمود به تدريج  پالايش مي يافت. هواجس نفساني را فرو مي نهاد و سبك بار مي شد و از آنچه كه هنگام فرود آمدن به زمين از تمايلات و غرايز نفساني كسب كرده بود و به تدريج رها مي شد.پش نيروي اصلي و محركه ي خود را در ماه مي گذاشت. تمايلات و آرزوهايش را به مركوري و ديگر خواست ها را به ونوس و نيروي هوشمندي را به خورشيد ،ستيزه جويي و پيكارگري را به مارس ،آرزوهاي جاه طلبي را به ژوپيتر و آرزوهاي ديگر را به ساتورن چون به تدريج در 7 مرحله از گناهان و غرايز و نفسانيات تهي و عاري مي گرديد، جوهره ي اصلي وجود وي باقي مي ماند كه در خور و شايسته ي ورود به وادي هشتم يا هشتمين آسمان مي شد تا در روشنايي بي كرانه انغرراچنگه مقيم شود يك خلودجاوداني ...     ادامه دارد...     

/ 17 نظر / 66 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سورنا گيلانی

درود بر شما دوست گرامی و فرزانه و سپاس از مهری که ارزانی اين کهترين داشته ايد . از نوشتار نيکو و نغزتان چونان همیشه بهره بسيار برگرفتم . پيروز و سربلند باشيد

سیمین همیشگی

درود بسیار بر نازنین عزیز. مثل همیشه با آگاهی و بدون تعصب کور. اتفاقا دکتر دوستخواه هم در این باره که زرتشت ربطی به زرتشتیان ندارد و در واقع زرتشتیان از نام زرتشت سو استفاده کردند، چیزهایی نوشته است که خوب است همه بخونیم www.iranshenakht.blogspot.com

کورش محسنی

همین بود که در برابر دین مسیحیت یک فرمانروایی برپایه ی دین زرتشت ایجاد شود. پس کاسه ی داغ تر از آش نشوید. انهایی که کشته میشدند بیگمان دچار گناهی بوده اند. پیرامون دانشگاه خواستم این را گوشزد کنم که بیخود جلوی نام این و آن دکتر را نگذارید گاسم باورشان شد که دکتر هستند. این جناب غیاث آبادی دکترا ندارند و حتی گویا مدرک کارشناسی هم ندارند

کورش محسنی

بانو سیمین! به جای اینکه خشمگین شوید از به نمایش گذاشتن راستی ها بهتر هست کمی پژوهش کنید. پیرامون وقاحت و جسارت عیسویان، تنها یک نمونه را می آورم مگر شما هم به راستی برسید. در شهر هرمزداردشیر در خوزستان یک روحانی عیسوی بنام حَشو جرات کرد که با خرسندی رسمی اسقفی موسوم به عبدا آتشکده ای را که در نزديکی کليسای عيسويان بود ويران کنند. آن روحانی و آن اسقف و کسان ديگر که در ويرانی آتشکده شرکتداشتند دستگير و به تيسپون فرستاده شدند. شاه شخصا آنها را بازجویی کرد و عبدا شرکت خود را نپذیرفت، اما حشو معترف شد که خود او آتشکده را ویران کرده و در ضمن این اعتراف دشنامهای فراوان به دین زرتشت و پیروانش داد. پس شاه عبدا را دستور به ساخت دوباره ی آتشکده داد اما و نیز نپذیرفت و سرباز زد. پس از این هر دو اعدام شدند. بن مایه ها: هوفمان، ص ۳۴ و بعد: لابور، ص ۱۰۵ به بعد: آرتور کریستین سن ص ۲۷۶ و بعد. پس اینکه شما در این باره ناآگاه هستید شوندی نیست بر اینکه ما داستان سرایی کرد هایم. در اینجا سخنان من کاملا برپایه مدرک و سند و دستک هست و نمایاندیم که عیسویان پاسخ جسارتهای پیاپی خود را میگرفتند اگر کشتار میشدند. نیاز ان روز ایران

سیمین

جواب اقای کورش را در مقاله قبلی دادم . نمیدانم چرا ایشون چند جا مینویسند؟ دیگر زمان این گذشته تا کسانی مثل کرتیر به اسم دین و خدا و زرتشت مردم را گمراه کنند و خود را صاحب خدا و دین بدانند. در ثانی این آقای کورش نمیدونم چرا هی میخواد پای دکتر بودن و نبودن را پیش بکشد؟ اینها چه ربطی به حرفای من دارد؟ مگر کسی که از منبعی نقل قول میکند باید همه چیز مولف را بداند؟ با اینهمه استاد دکتر غیاث آبادی چه بقول شما کارشناسی هم داشته باشد یا نداشته باشد یک تاریخدان برجسته و بی نظیر است و منهم مثل نازنین عزیزم برای او و روشنگری هاش احترام خیلی زیاد قائلم

شاهين

سلام نازنين گرامی/ عذرخواهی مرا بپذيريد. خدا می داند مدت ها بود که اينترنت را سه طلاقه کرده بودم! و پيام شما را که ديدم حسابی خجالت کشيدم! هميشه به آشنايی با شما به لطف دنيای مجازی افتخار کرده و می کنم و اميدوارم اين غيبت های طولانی ديگر اتفاق نيفتد/ اين کرتير موبد هم ما را به کجا ها که نمی برد! بحث درباره ی اين شخصيت هميشه در سايه انگار پايانی ندارد. خوش حالم که نخواسته ايد از زير بار سنگين تبعات بحث درباره ی نقاط تاريک تاريخ سرزمين مان فرار کنيد و برای شما در راه کشف حقيقت امر آرزوی بهروزی می کنم. می دانيد که من هم نظر مثبتی درباره ی شخصيت کرتير موبد ندارم./ موفق و پيروز باشيد

خورشيدوش

با درود. مانند هميشه نوشتاری آگاهی دهنده و جالب ارائه کرديد. پاينده باشيد. خورشيدوش

نیما طالعی

ما برای دیدن تولد خورشید از چارتاقی شیراز شب یلدا را بیدار میمانیم و جشن میگیریم. با ما همراه شوید در اول دی ماه و شب پیش از آن در شیراز

پیشاهنگ

بادرود نوشته بسیار زیبایی درباره میترا بود. گذشتگان ميترا (ايزد يا فرشته مهر) را فرزند ايزد آناهيتا مي‌دانستند.(جستار درباره مهر و ميترا، محمد مقدم، هيرمند، صص29 - 30) من با نوشتار آناهيتا فرشته پاکي‌ها به‌روز هستم. بدرود

نیکی

سلام[لبخند] خیلی حال کردم.خوشحالم که کسایی مثل شما هستند که این اطلاعاتو به ما بدن.موفق باشی[نیشخند][ماچ]