بگو کجاست

در شمال تهران، دل شمیران،

باغی‌ست که مزار و آرام‌گاه

درگذشته‌گانی نام‌دار است

 در کنار خفته‌گانی چند از دیگر مردمان:

«آرام‌گاه صفا ظهیرالدوله».

شاید نگریستن بر سنگ‌هایی منقوش

 به طرح‌ها و آرایه‌هایی که دیگر

 نشانی از آن‌ها در دست و کار               

 

سنگ‌تراشان دیده نمی‌شود،          

بخشی از فال باشد و تماشا.

ملک‌الشعرای بهار، ایرج میرزا،

رهی معیری، رشید یاسمی،

 روح‌الله خالقی و بسیاری دیگر

چه آرام و بی‌صدا در این کنج خفته‌اند.

مگر قرار بوده که صدایی از

 جسم جان‌باخته‌شان برخیزد؟

چه می گویم ...

اما فروغ، آسوده در عمق باغ‌چه‌ای سبز، همیشه سبز،

...

اگر به خانه ی من آمدی برای من

ای مهربان چراغ بیار و یک دریچه

که‌از آن به ازدحام کوچه ی خوش‌بخت بنگرم

 

«بر گرفته از دوهفته نامه فروغ»

 

 

 

 

 

 

 

 

                         

 

/ 5 نظر / 36 بازدید
بهرام ساسانی

از کودکی ماهی یکبار اینجا میرفتیم. چون خانقاه درویشان است و پدر و مادرم علاقه زیادی داشتند به برنامه های آنها. یکی از بزرگان دراویش هم دوست صمیمی پدرم بود که درگذشت و همانجا دفن است و پسرش و همسرش گمانم هنوز هم چند وقت یکبار تماس گرفته و برای برنامه هایشان ما را دعوت میکنند. ولی مدتهاست که حس و حالش نیست. خوشحالم که آنجا را دیدی.

کاوه

من اولین بار از همین بهرام عزیز در مورد آرام‌گاه ظهیرالدوله شنیدم و از همون موقع یعنی شش- هفت سال پیش قراره با هم بریم ولی ظاهرا (مدتهاست که حس و حالش نیست)[لبخند]

علیرضا

سلام ! هم ميهن http://www.donbaleh.com/link/22441 اين لينك را من در سايت دنباله گذاشتم. شوربختانه آنجا محل پان تركيست ها و تجزيه طلبان شده است. از شما ميخواهم عضو سايت دنباله شويد تا آنجا روشنگري كنيم.!

شکسته ساز(کیوان)

درود. اینجا برام آشناست.حس می کنم پیشتر هم آمدم.بسیاری از نامهایی که گفتید رو نمی دونستم که در ظهیر الدوله هستند.با دیدن نامهاشون شگفت زده شدم.نمی دونم چرا انگیزه برای رفتن به آنجا تا کنون پیدا نکردم.گاهی از خودم شرمنده می شم گاهی بهم زدن آرامش اونها رو بهانه می کنم و گاهی می گم اونها در کنار من و برای من زنده اند.اما امیدوارم روزی برم پیش اینکه بخوان پیکرمرو به همچین جاهایی ببرن. آگاهم کردید سپاس پیروز باشید.