شهر من شيراز

شهر من شیراز<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

هرکه نشنیده است ،وقتی بوی عشق

گو به شیراز آی و خاک من ببوی

                                                                       سعدی

همچنانکه بر روی خاک گام برمی دارم ،با پایم خاک را جستجو می کنم نمی دانم یک جور حس گنگ که منو می بره به ژرفنای بودن ،بودن در مکانی که عشق در ذرات خاکش می جوشه وهنوز می توان تاریخ را یافت. از خاک ها،سنگ ها ،رودها ورصدخانه های زنده وماندنی تنها نگاه کردن به آنها کافی نیست باید بویید،باید شنید باید تپیدن دل زنده را با زندگی پاسخ گفت.شیراز یک شهر است یا یک سرزمین؟سرزمینی به بزرگی همه تاریخ ایران ،آیا این زیباییهای شیرازست که هر اهل دلی را اسیر خود می کند؟ یانه براستی:هست رازی ازلی دردل شیراز نهان؟

شهری که تکرار زندگی دیرینش در گذر زمان بیانگرایستادگی ست که دربرابر تند باد رویدادها ابراز کرده وخشم زمان را با بردباری اندیشمندانه وهنرمند خویش به ریشخند گرفته است مردمان ساده اندیش ونیک نهاد شیراز را تو گویی هیچ دغددغه ای نمی تواند با روزمرگی آشتی دهد بدبینی وکژاندیشی در دل این مردمان راه بد جایی ندارد.

هرچه هست مهر است وزیبایی. با زیبا رویان نشستن وازیبایی ها گفتن وتنها زیبا دیدن در سرشت این مردمان است.زمانی که اسکندر (گجسته) به پاسارگاد آمدآرمگاه کورش را در بهشتی دید(گفته:اریستوبولس)

ای کاش می توانستم تاریخ این سرزمین را انچنان ترسیم کنم که جز راستی بر پرده چشم مشتاقان هیچ نمایاند.در زمان صفاریان ،عمرولیث صفاری ، آبادانی ورونق شیراز افزونتر گردید.اما به ناگاه امیر اسماعیل سام عمرولیث را دستگیر کرد واز آن پس قدرت ونفوذ دولت صفاری کاهش یافت.

در سال 298«لیث بن علی صفاری» شیراز را از دست داد وبار دیگر این شهر به مدت بیست وپنج سال به دست عاملان خلفای عباسی اداره شد.از بزرگان همزمان با دولت صفاریان،عارف بزرگوار ابوعبدالله حسین بن منصورحلاج است.اودر سال244هجری.ق در بیضا شیراز به دنیا آمد.حلاج به سبب عقاید عرفانی خاص خود،مدتها موردتعقیب بود وچند سالی از عمرخویش را در زندان سپری کرد.او در سال309با بدترین صورت به قتل رسید.

در زمان آل بویه:علی بویه(عمادالدوله) بنیانگذار سلسله ی آل بویه،در سال های آغاز درقدرت یابی خویش شیراز را به تصرف درآورد.واقعه بدین صورت بود که در حالی که علی بویه از یک سواز جانب «مرداویج زیاری» مورد تعقیب قرارگرفته بود واز طرف دیگر نیز از سوی «یاقوت»حاکم تازی فارس تهدید می شد،با تشویق وهمکاری یکی از بزرگان «نوبندگان»فارس،به نام «ابوطالب نوبندگانی»به طور غیر منتظره حاکم تازی تبار فارس را شکست داد.و در سال 322 هج.ق شیراز را به تصرف درآورد وآن شهر را به پایتختی خویش انتخاب کرد.شهر شیراز پس ازآنکه به عنوان پایتختی آل بویه برگزیده شد، پیشرفت چشمگیری کرد.از آثارعهدعمادالدوله در شیراز، تجدید ساختمان قلعه ی کوهستانی قهندز(یا فهندژ،کهن دژ)بود.

بعد از اینکه شیراز توسط فضلویه ی شبانکاره تصرف شد، «قاورد» (برادرزاده ی سلطان طغرل سلجوقی)که حکومت کرمان را به عهده داشت،برای تسخیر فارس به سوی این سرزمین حرکت کردوبافضلویه به نبردبرخاست.در این اوضاع واحوال،به قول ابن بلخی:«غارتهای متواتر بر شیراز واعمال آن همی رفت تا خراب شد.»

سرانجام قاورد در جنگ با فضلویه پیروز شد وفارس را تصرف کرد،اما فضلویه با ارسال هدایای گرانبها،«الب ارسلان»(برادرقاورد)پادشاه جدید سلجوقی را راضی کرد که فارس را به صورت مقاطعه(اجاره)در اختیاراو قراردهد.فضلویه بعداز آنکه به دستورسلطان سلجوقی فارس را به دست آورد،درآبادانی وبازسازی خرابی های آن دیار کوشش کرد.در سال 464 مجددا فضلویه بر ضد دولت سلجوقی شورش کرد واز ارسال خراج به دربار الب ارسلان خودداری کرد،اما وی از سپاهیانی که به رهبری خواجه نظام الملک طوسی به شیرازآمدند،شکست خورد وبه اسارت درآمد بعد از تصرف فارس به دست سپاهیان سلجوقی «رکن الدین خمارتگین» به حکومت آنجا رسید وپس از او«توران شاه»فرزند قاورد به حکومت رسید.بعداز آن نیز چند تن از بزرگان دولت سلجوقی به حکومت فارس رسیدند ودر این میان به گفته ابن بلخی مؤلف کتاب فارسنامه،در روزگار«اتابک چاولی»اوضاع فارس مساعد بود واز نظر آرامش وامنیت وضعیت مطلوبی داشت.بعد از اتابک چاولی ،حکومت فارس به دست«اتابک قراچه» افتاد.وی مدرسه ای در حوالی مسجد جامع عتیق شیراز بساخت وباغ «تخت قراچه» (که در حال حاضر به نام باغ تخت معروف است.) را بنیان گذاشت.دیگر فرمانروایان فارس در عهد سلاجقه نیز در رونق وآبادانی شیراز کوشش داشتند.مدرسه «لالاییه» مدرسه «زاهده» مدرسه،مناره و کاروانسرای «تاجیه» از جمله بناهایی است که در زمان سلاجقه در شیرازساخته شده است.

آنچه گفته شد چکیده ای بود در مورد شیراز در سده های نخستین هجریبا وجود دیرینگی شیراز واینکه این شهر چگونه گاه مانند سرزمینی جداگانه از ایران به زندگی خود در درازنای تاریخ ادامه داده است سخن بسیار است وشاید روزی گفتنی های بسیار دیگری در باره ی تاریخ کشوربزرگ ما دراین شهر پر رمز وراز بیابیم. چنانکه به تازگی در تنگه بلاغی آثار تاریخی وارزشمند بسیاری را باستان شناسان وایران دوستان یافته اند که خود گواه این امر است.

در میان این آثار گوری پیدا شده،که درآن اسکلت مادر وفرزندی ست که 7000سال پیش به خاک سپرده شده اند.اسکلت مادرکه فرزند خود را به آغوش کشیده است وبه صورت پهلو خواب در گور گذاشته شده اند.این اسکلت ها به دوره باکون،یعنی حدود هفت هزار سال پیش تعلق دارند.این گوروچندین گور دیگر پیداشده است که همه ی آنها وفعالیت های جدیدی که در تنگه بلاغی کرده اند مارابه سوی محوطه استقراری ساکنین هفت هزارسال پیش در دره بلاغی بوده است،پیش می برند.

همچنین کاوش های باستان شناسی موجب پیدا شدن کاخ داریوش بزرگ در تنگه بلاغی شد.آیا ما وفرزندان ما می توانند رازهای نگفته این شهر را بشنوند آیا بدخواهان وکژاندیشان می گزارنند که فرزندان ما صدای نیاکانشان را بشنوند؟.این سد وحشتناک سیوند چیست؟(ساخت سد سیوند در اواخر مردادماه سال جاری به پایان می رسد وبرای آبگیری آماده می شود.)صدای مهیب بولدوزرها کماکان شنیده می شود!!!

خطری بزرگ تنگه بلاغی را تهدید می کند.تاریخ برای دوباره ها تکرار می شود.آری شیراز رازهای نگفتنی بسیاری برای فرزندان ایران دارد.درست بسان صندوق چه ای پر از گنج از نیاکانمان به جای مانده، تا هر زمان ما خسته از همه جا وهمه کس شدیم، به ما بگوید که ایران کجاست،وما که بوده وکه هستیم.تا در هوای این شهر نفس نکشی واز بوی خوش نرگس زارها از خود بی خود نشوی چگونه می توانی ازبهشت سخن بگویی دوست داشتم این شهر زبان داشت وبا من حرف می زد درشیراز می توان هرروز وهرزمان عاشق شد وتا آخر زندگی عاشق ماند هربار که نسیم بوی دل انگیز بهارنارنج ها وشکوفه های سنجد رادر هوا می پراکند زمانی که نسیم سروهای ناز را باغرور می رقصاند ویا زمانی که پاهایم رادر آب خنک جوی های روان فرو می برم از خود می پرسم آیا سلمان فارسی برای تازیان این بهشت را گفته بود .پس بگذارید بارها وبارها بگویم شهرمن سرزمین من چشم بد از تو دور باد .هستی بخش بزرگ دانا تورا ای بهشت من از گزند بدخواهان از اسکندرها،تازیان،دروغگویان و کژاندیشان نگاه دارد.

سعدی اینک به قدم رفت وبه سر بازآمد

                             مفتی ملت اصحاب نظر بازآمد

سالها رفت مگر عقل وسکون آموزد

                        تاچه آموخت کزآن شیفته تر بازآمد

خاک شیراز همیشه گل خوشبوی دهد

                         لاجرم بلبل خوشگوی دگر بازآمد

میلش از شام به شیراز به خسرومانست

                        که به اندیشه ی شیرین زشکر بازآمد

نی چه ارزد. دو سه خرمهره که در پیله ی اوست

                   خاصه اکنون که به دریای گهر باز آمد

چون مسلم نشدش ملک هنر چاره ندید

                         به گدایی به در اهل هنر باز آمد

/ 8 نظر / 73 بازدید
آريانام

سلام بر شما. بنده با اينکه بسيار تعلق خاطر به شيراز دارم. تا کنون تنها يک بار آمده ام. نوروز به راستی شيراز بهشت زمين می شود. نوروز و زيبايی طبيعت و ياد روزگاران ديرين آدمی را سرشار ممی کند. سرشار از عشق به همه چيز. همه ی آفريدگان و بويژه سرزمينش. با آنکه بنده در اصل کرمانی هستم. تعلقم به شيراز بسيار بيشتر است. شايد هم در گذشته ای دور نيکانم از آنجای آمده باشند. نمی دانم. گفته بودم که نياکان نزديک بنده زرتشتی بوده اند. در ضمن نمی دانستم شما شيرازی هستيد. درباره ی نوشته ی بنده بايد بگويم که در ادامه هم درباره ی ايران بيشتر می گويم و هم فصل نوينی درباره ی زرتشت می گشايم

کورش محسنی

درود بر شما دوست گرامی. جستاری نغز بود برای من. بويژه اينکه پيرامون شهر من نگاشته ايد. پيروز باشيد و سربلند.

شاهين

سلام به نازنين گرامي/راجع به شيراز بسيار خوانده ام و شنيده ام اما از بخت بد هرگز به آن جا نرفته ام.از جمله نکات بامزه راجع به اين شهر آن است که مي گويند اين شهر به دست اعراب ساخته شده است اما اين احتمال بعيد است چون نام شيراز از زمان هاي دور بر اين شهر بوده و اين نام عربي نيست.خوش حال خواهم شد چنان چه درباره ي نام و تاريخ بناي شهر چيزي مي دانيد در اين جا بياوريد./چند سال پيش بر ناداني حکام طالبان افسوس مي خورديم که يک ميراث جهاني(مجسمه هاي بودا) را منفجر مي کنند و امروز که حادثه ي مشابهي در کشورمان رخ مي دهد به جز خجالت چه برايمان مي ماند؟! غارت ميراث باستاني کم نبود که به ويراني آن راضي شديم؟!/ در ضمن از نظر شما متشکرم.من فيلم"جن گيري اميلي رز" را ديده بودم اما تا به حال به فكر تعبير سياسي از آن نيفتاده بودم.ديد جالب و زيركانه اي بود.آن لينک را هم اصلاح کرده ام تا بتوانيد اعترافات را مشاهده کنيد.پيروز باشيد

مهرداد قدردان

سپاس اورمزد را - بادرود - از نوشته های مهر برانگيز و زيبايتان بهره بردم برايتان آرزوی پيروزی شادمانی و توان روزافزون دارم از مهربانيتان افزون سپاس

آريانام

با درود فراوان. تارنگار بنده درباره ی الواح هخامنشی به روز شد. ديرزيوی شادزيوی

محمدرضا

سلام نازنین جان من عاشق شیرازم تمام دوران دانشجوییم را شیراز بوده ام با يک مطلب جديد منتظر شما هستم

سامـان

دیشب یه فیلم از جکی‌جون دیدم! اولین فیلم تمام چینیش بود که سعی زیادی کرده بود تا شبیه فیلمهای هالی‌وود بشه!!؟ یه جمله‌ای که چندبار توی دیالوگای فیلم تکرار شد این بود: «گذشته رو فراموش کن و به فکر آینده باش»

آريانام

سلام بر دوست گرامی. گفته ی شما مرا به ياد ديگر بلاها آورد. بلاهايی چون پورپيرار سد سيوند. خليج پارس. حتی نبشته های کوه الوند.