مرد ادب را خرد فزايد و حكمت مرد خرد را ادب فزايد و ايمان

  (رودكي)

هنگامي كه در كنكاش هايمان در ژرفناي تاريخ به دست آوردهايي كه دليل بر لاييك بودن مي رسيم و مادي بودن و خردمندانه بودن پديده ها و رخدادها را ثابت مي كنيم، چندين پرسش مهم در ميدان تفكر انساني پديد مي آيد. مهمترين اين پرسش ها به خدا و چگونگي وجود خويشتن كاري، مكان، قدرت و اراده او در زندگي انسان مربوط مي شود؟ بي شك براي رسيدن به جامعه لاييك بايد از شكستن بت ها شروع كرد، هرچند كه اين بت ها «پيامبران» و يا «امامان» و «كتاب ها و سخن هاي مقدس» باشند. ولي اين بت شكني ها تغيير و دگرگوني در وجود تفكر«خدا» و وجود قدرتي وراي قدرت انساني كه بر هستي حاكم است، بوجود نمي آورد.shahrivargan.jpg

بايد هوشيارانه و عارفانه به موضوع«خدا» نگاه كرد كه انسان در دام ها و تله هاي دكانداران اديان و متوليان مذاهب نيفتد، و ايمان، شناخت و باور به خدا بايستي بدور از هر وابسته گري و رابطه سازي،شخصي باشد. اين رابطه چه«پيامبر» باشد چه «امام» چه پير چه مراد، چه درويش و چه شيخ.

«خدا»، «الله»، «پروردگار»، «رب»، «اهورامزدا» و صدها نام ديگر واژه ايست كه انسان در درازاي تاريخ براي شناساندن قدرتي كه برتر از قدرت خودش بوده، انتخاب نموده است، و چگونه بودن خداي هركس مرتبط است با چگونگي سطح فكر و انديشه ي آنكس،يعني مي توان چنين گفت كه به تعداد تمامي انسان هايي كه باور به خدا دارند،«خداوند» وجود دارد و خداي هر انساني به اندازه ي تفكر و قدرت ادراكش مي باشد. خدا روح حاكم بر هستي ست...و نيز خدا يعني تو، من، او، دريا، آسمان، زمين، و به گفته اي «خداوند مساويست با تماميت هستي».

كار ما از كفر و از ايمان گذشت / اعتقاد ما ز يزدان برنگشت / چونكه هر ديني بود افسون و دام بهر استثمار و اغواي عوام / هيچ ديني را پزيرا نيستيم / از عوام الناس زيرا نيستيم / نيست ما را جز خرد پيغمبري / غير از او كس را نشايد رهبري.

ميليون ها نفر ايراني را در كشورشان مرتد مي خوانند و جمهوري اسلامي از شوراي فقهاي قم مي خواهد تا ارتداد را قانون مند كرده و جملگي نظري يكسان در اين باره بدهند، دليل اين امر، مرتد شدن افراد بيشماري در ايران است، كه هر روز بر تعدادشان افزوده مي شود.مرتد از واژه ي «رد» مي آيد و به كساني كه دين و تفكر گذشته خود را رد مي كنند و آن انديشه ها را رها مي كنند، گفته مي شود.از همان نخستين روزها آنها با اعلام اسلاميت جمهوري، جمهوري و ولايت فقيه، دين را به سياست پيوند زدند، و اينكه كسي جمهوري اسلامي را رد كند، نوعي ارتداد ديني وسياسي محسوب مي شود كه مجازات اعدام رسمي يا غير رسمي براي اين مرتدين عملي شده است.

اما امروزه به دليل رشد سريع مرتدان در داخل كشور، نظام اسلامي نمي تواند ميليون ها جوان را به اعدام بسپارد، و با شرايط جهاني حتا مجبور مي شوند حكم سنگسار را متوقف كنند و يا با صدور حكم اعدام براي «مرتد» امروز و« معتقد» ديروز جنجال جهاني راه مي افتد.و آبروي آن ها به عنوان يك نظام توتاليتر و مستبد بر باد مي رود. براي همين به فكر راه حل هايي براي اين مشكلات و ناهنجاري هاي پيش آمده شدند. از جمله اعلام متوقف كردن حكم سنگسار بود، اما آنچه اروپاييان نمي دانند اين است كه جمهوري اسلامي قرار را براين نهاده است تا حكم سنگسار متوقف شود اما محكومين محرمانه در زندان ها اعدام شوند، يعني توقف سنگسار، و اجراي اعدام، يعني نوع كشتن را دگرگون كرده اند. اكنون براي ارتداد ميليون ها جوان ايراني كه ديگر هيچ اعتقاد و باوري نه به نظام و نه به اسلام دارند، فقهاي قم ماموريت يافته اند تا پاسخ هاي ويژه اي پيدا كنند و يك فرمان جايگزين براي آن دست و پا كنند.yasna47-3.jpg

برطبق نظرسنجي سال80 كه توسط پژوهش هاي استراتژيك، گزارشي را به سران جمهوري اسلامي تقديم كرده بود، در داخل كشور45% از نسل جوان بين 15 تا 30 هيچگونه توجه و كششي به دين و انجام فرايض ديني ندارند، و 95% كساني كه موفق مي شوند از ايران فرار كنند و در كشورهاي خارجي تقاضاي پناهندگي سياسي بكنند، نيز انجام فرايض ديني را رها كرده و مي كنند، و حدود20% از اين متقاضيان پناهندگي رسمن دين اسلام را رها كرده و به آيين هاي ديگر مي پيوندند و درصد بسياري نيز در حالت پريشاني و شك و شبهه بسر مي برند. اين حالت شك و شبهه در داخل ايران گسترده تر است، بگونه اي كه اختلال حواس و بيماري هاي رواني و قلبي نيز در داخل سرزمينمان رو به فزوني است. ماده 190 از قانون مجازات اسلامي: 1- قتل 2- به دارآويختن 3- بريدن دست راست او و سپس بريدن پاي چپ او 4- نفي بلد( ترك كشور)

شايد بر اساس همين مجازات است كه به آسودگي هزاران هزار ايراني مي توانند از كشور خارج و در غرب پناهنده شوند. بايد چشم براه اين باشيم كه شوراي فقهاي شهر قم براي محارب كه منظور جنگ و مخالفت با الله مي باشد نيز توضيحات و پيوندهاي تازه اي بيافزايند، زيرا بر اساس همين قوانين مجازات اسلامي، هر كس كه بر عليه نظام اسلامي برآشوبد نيز محارب الله شناخته مي شود، و حكمشان مرگ مي باشد. همان حكمي كه چند سال پيش براي دانشجويان در خوابگاه عملي كردند و چون امكان پناهندگي در خارج روز بروز دشوارتر مي شود، رفتن از ايران هم كمتر عملي خواهد شد.

ماده513 قانون مجازات اسلامي: هر كس به مقدسات اسلام و يا هركسي از انبيا عظام يا ائمه اطهار يا حضرت صديقه زهرا، اهانت نمايد، اگر مشمول حكم ساب النبي باشد، اعدام مي شود و در غير اين صورت به حبس از يك تا پنج سال محكوم خواهد شد.

ماده 514: هركس به حضرت امام خميني بنيانگزار جمهوري اسلامي و مقام رهبري به نحوي از انحاء اهانت نمايد به حبس از 6 ماه تا 2سال محكوم خواهد شد.

با كمي انديشه در ژرفناي آنچه اين روزها در ايران مي گذرد كه موجب اعتراضات و مخالفت ها با نظام اسلامي لحظه به لحظه رو به گسترش مي باشد، جمهوري اسلامي دو راه بيشتر ندارد، يا ميليون ها انسان را اعدام و زنداني كند، و يا دست و پاي آنها را قطع كند و يا تمامي ملاها تا چندي ديگر كه شيعيان عراق در بخشي از اين سرزمين قدرت خواهند گرفت، به آنجا كوچ كنند. و همچنانكه سال ها ما پذيراي معاودين عراقي بوديم و آن ها بزرگترين پست هاي نظامي، قضايي و سياسي ايران را اشغال كردند و جوانان ما را هر روز مورد ضرب شتم و قتل قرار دادند، حالا هم آنها پذيراي پسر عموهاي خود در عراق باشند. و ايران را به ايراني وانهند، از سويي چه زيبا خواهد شد كه واتيكان ملاهاي تشيع در كنار نجف و كربلا و سامرا و كاظمين بر پا شود و ايران اهورايي زير سم انديشه هاي خردمندانه و مهربانانه توسن هاي مهر و مهرباني، آبادي قرار گيرد.

 

 

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازنين

درود به شاهين گرامی تو کجايی؟!! من قزوين رو نديدم اما تو کاری کردی که فکر کنم هرکس آنجا می رود آنقدر به او خوش می گذرد که دوستانش را فراموش می کند شايد هم از دل برود هر آنکه از ديده برفت؟! تا از تهران دور شدی زيراب ما رو هم کشيدی؟ اما نه ته دلم می گفتم که شاهين بر می گرده اما شگفتی من بيشتر از اين بود تو که اينقدر خوب می نويسی چطور که دگه نمی نويسی؟ برای من يکی که بدترين مجازات اينه که نزارند بنويسم اگه دستهام و ببندن با پاهام می نويسم اگه پاهام رو ببندند با دندونام...من حطرناک بودم تو خبر نداشتی سکولاريسم رو من و تو بايد به راستی بنشانيم نه لنين و شريعتی...

نازنين

دوست من خوب بودن هيچ ربطی به حکومت نداره ما خوب بودیم وهستيم گناه ما نادانی ماست که اگر بشود نادانی را گناه دانست...در مورد سياست هم نخستين جرقه اش را تو در ذهنم زدی با آن ناظر کبير...البته من هم دلخوشی از سياست ندارم و از آن لذت نمی برم اما دقيقن برای دگرگون کردن فرهنگ بايد از سياست هم گفت نمی دانم در گذشته تارنگارم چه ديده ای اما خودم دگرگونی آنچنانی را احساس نمی کنم بيشتر برايم بگو چه خوبست يک رايان نامه برای بدهی پيروز باشي

سامـان

نازنين جان ای‌ميل من رو پاسخ نمی‌دی؟!! (شاهين جان برای تو هم هرچی ميل زدم برگشت خورده. يه نشونی جديد بده که کار واجب دارم) پ.ن.: اين پيام رو پاک کن نازنين جان. ولی لطفن صبر کن تا شاهين يه خبری بده

پریسا

رایان نامه اشتباه هست. از کسانی که این کلمه رو به فرهنگستان پیشنهاد دادن و ساختن(پالایش زبان پارسی و تاریخ و جشنها و آریو برزن و مزدک بامدادان و کورش بزرگ و بزرگ امید و هایزم و ایرنخواه...) باید پرسید چرا ((رایانامه)) رو انتخاب کردن و نه رایان نامه و چیزهای دیگه.

عليرضا سپهرآرا

با درود در پاسخ به پرسش کدبانو پريسا رايانامه دارای دو بخش رايا و نامه است.برای بخش نخست آن که مشکلی ندارید. بخش نخست واژه‌ رايانامه(رایا) ساده شده واژه رايانه جايگزين کامپيوتر computer است. کامپيوتر(۸ واکه(حرف) و ۴ آوا(سیلاب)) از ريشه کامپيوت compute فرانسوی به آرش شمردن است که کامپيوتر به آرش شمارنده ميشود. رايانه(۶ واکه و ۳‌آوا) از ريشه پهلوی راينيتن است انديشيدن دربارهء چيزی يا کاری و کم و بسيار و چه و چون آن را سنجيدن برای به انجام رسانيدن آن است. همانگونه که ميبينيد رايانه هم ساده تر است و ديدگاه درست تری دارد و تنها به شمارندگی بلکه به کنش آن نگاه ميکند و هم ريشه ای از فرهنگ خودمان دارد و ديگری. رايانامه نيز از رايان نامه با آنکه ریشه هایی یکسان دارند آسانتر و به همين انگيزه بهتر است. خوب است بدانيم که ايميل E-mail که در زبان انگليسی به کار برده ميشود ساده تر شده Electronic mail است.بخش نخست آن(الکترونيک) از زبان يونانی الکترون elektron و لاتين electrum به آرش کهربا می آيد.بخش دوم آن ميل mail از زبان فرانسوی کهن male به آرش کيف و خورجين می آيد که در درازای زمان به نام

عليرضا سپهرآرا

اکنون خود بگوييد کدام بهتر است؟ رايانامه هم ساده و هم برخوردار از ريشه های درست بر پايه کارايی است.چيزی که ايميل هم از ان برخوردار نيست. نازنين گرامی من هميشه به شما سر ميزنم ولی چيزی برای گفتن نداشتم و دوست داشتم بيشتر گفتگوها را بخوانم.اکنون نيز سخنی برای گفتن ندارم و با گفته های شما هم انديشم. با سپاس عليرضا سپهرآرا

عليرضا سپهرآرا

دو جا «نه» جا انداختم.تنها به شمارندگی‌‌ بايد «نه تنها به شمارندگي» بشود و «ديگري» پس از آن بايد «نه ديگري» بود. از اين اشتباه خود پوزش ميخواهم

شاهين

سلام/ نامه ای برايتان فرستادم در پاسخ به پاسخي که برای نظر من در بخش نظرات اين تارنگار نوشتيد.کمي طولانی است ولی اميدوارم حوصله تان سر نرود و تا آخر بخوانيدش. پيروز و سربلند باشيد

نازنين

با سپاس از سپهرآرای گرامی از آگاهی های نيکشان... شاهين گرامی رايانامه ات بدستم رسيد بسيار گزيده بود من از تو خنگترم برای همين پاسخی دادم که بيشتر پرسش بود پاسخم را هرچه زودتر بده پيروز باشيد

پریسا

سرور علیرضا یک بار دیگه کامنت من رو بخونید! مطمئن هستید که کامنت رو درست خوندین؟ رایانامه(صحیح) <>رایان نامه(نا صحیح)