زن

          بزرگ دانای هستی بخش

 

زان دم که زبان از پی گفتار گشودیم

                           تا دامنه ی عمر سرودیم وسرودیم

برگنج درست سخن نادره کاران

 

                           درخورد توان خرده ی نا چیز فزودیم

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم

                                 باشد که نباشیم و بدانند که بودیم

                                                                سیمین بهبهانی

«ای زن این همه گریه وزاری مکن وبه یاد بیاور که دنیا برای دختران سختی سرایی بیش نیست.»

اما بسیار پیشتر از آنکه «مارتین لوتر»،بنیانگذار زمانه روشنگری مغرب زمین،همسرش «کاترین» را در سوگ دختر،این گونه دلداری دهد،در «ایران»باستان زنان درجایگاه پادشاه،فرمانده ناوگان کشتیرانی،ابریشم باف ونقره کار«تخت جمشید»دستمزدی برابر با مردان داشتند.دختران از مهدکودک های رایگان بهره می بردند وزنان در ارث،جدایی وگزینش همسر با مردان برابر بودند.آنها همچنین با مردان در بازی چوگان پیکار می کردند.نقش برجسته های کهن،نشانه تمدنی است که سال هاست گرد فراموشی خورده است.اما چون بسیاری نمادهای دیگر فراموش شده اند وبرای دودمان تردو نازکی که می کوشند واژگانی چون «والنتاین»و«18مارس»را بگویند،یادواره ای از گرامیداشت ریشه هاست.اینک این نسل باید به کوشش های سخت زنان کارگر،زنان فرهیخته وپیشرو جهان درپس روزهای سرد نابرابری در سوله های کارگری در نزدیکی«هایدپارک»،«بریانت»و خیابان های«سیدنی»و«برلن»ارج بگذارد وازآن سرمشق بگیرید.

«زنان شبیه پرندگانند،در قفس زندگی می کنند،آنها برای سالها این کار را انجام داده اند،بایک دستمزد پایه دوم،آزادی زنان می رود تا این قفس راخراب کند.اکنون به ما بپیوندید وخروشان شوید،خروشان خروشان».

این نوشته یکی از اعلامیه های زنان برای برگزاری گردهمایی سالانه روز جهانی زن است که به پس از جنگ جهانی اول بر می گردد.8مارس1857 نقطه آغاز حرکت بود.درونه خواست های زنان دراین سال ها نشان می دهد که جنبش زنان با اخگر یک جنبش کارگری آغاز شده وسپس به جنبش های فمینیستی گره خورده است.همه چیز با هم شکل گرفت ونه یکی پس از دیگری ،اما در یک روند آهسته وپیش رونده.زنان در کشورهای باختری میراث خوار اندیشه تمدن روم ویونان بودند که زن راتنها برای افزودن شمار مردم می دانستند.«ارسطو»زنان را دراز گیسوانی می نامید که تنها یک پایه از بردگان آزادتربودند.

در همسایگی تمدنی که زیر بنای فکری تمدن باختر است،تمدن«ایران»در مورد زنان دیدگاه دیگری داشت.زن در نوشته های «ایرانی»هماره همپایه مردان ،در جایگاهی برابر آمده است.«گیتی پور فاضل»پژوهشگرو حقوقدان،در باره این پیشینه می گوید:زن همواره در نوشته های کهن ایرانی یک انسان کامل شناخته شده وهنگامی که «اشوزرتشت»از زن و مرد سخن می گوید،فروهر زنان بزرگ وپارسا را می ستاید.

در آیین خانواده آن زمان جدایی در دست دادگاه بوده ومرد نمی توانسته یکسویه از زن جدا شود.

در نوشته های به جا مانده آمده است:«اگر توانایی اینکه همه فرزندانت را به مدرسه بفرستی نداشتی،اول دخترت را به مدرسه بفرست چون پسر با نیروی بازو می تواند کار کند ومزد بگیرد ولی دختر نیروی بازوی پسر را ندارد وبهتر است از راه دانش ودانش آموزی این کار را بکند.» در سال 1928 پس از زایش مسیح اتاق بزرگی در تخت جمشید پیدا شد که در ورودی آن تیغه شده بود ودر آن بیش از30هزار سنگ نوشته به دست آمد.در این نوشته ها نام زنان کارگر وکاردانآمده بود.زنان کاردان تا8گونه وکارگران تا2 گونه دستمزد می گرفته اند. دستمزد هم پولی وهم کالایی(نان،گوشت ونوشیدنی)بوده،زنان مرخصی بارداری وهم پیشکشی به فراخور کارشان پس از زایمان می گرفتند.

با اینکه 90سال«یونانیان»بر ایران فرمان راندند،با این حال در زمان اشکانیان «آرتادخت» وزیر دارایی بود.

«اشو زرتشت»درآیین دخترش«پورچیستا»می گوید:«باخرد خود بیندیش که آیااو(جاماسب)را شایسته خود می بینی.»

دختران«کورش»اداره زمین ها وسرکشی آنها را انجام می دادند وبنابر این پیوسته در سفر بوده اند بدین ترتیب زنان شاهی مانند عروسک های گرفتار در حرم سراها نبوده اند.»

در زمان های کهن هنگامی که در «روم»مردی می مرد زن جزو دارایی او بودبنابراین در نبرد،زن به بردگی در می آمددر حالی که در ایران زن هیچ گاه کالا نبود.زمانی که جامعه از افراد دارای اندیشه انسانی تشکیل شود،با یک جامعه انسانی روبرو می شویم که از درنده خویی به دور است،همچنان که ما هیچ گاه غارت مال وناموس در نبردها ی«ایرانی»نمی بینیم،کاری که اسکندرگجسته با شهرها کرد.

یا تازیان در هجوم به ایران.

در همه گفته های «اشوزرتشت»زن ها ومردها برابرند،او به همگان یکسان پند می دهد که گفته های مرا بشنوید وخودتان راهتان را برگزینید:«درود به فروهر پاک همه زنان ومردان ایران زمین»در فرهنگ ایران «سپندار مزد»نماد عقل وبردباری وفرشته نگهبان زمین وپشتیبان زنان خردمند وپارساست.

 

ای خدای دانا هنگامی تو را فزاینده شناختم

    که ترا نخست درآغاز زندگی دیدم

ودر یافتم که تو برای گفتار وکردار،پاداش مقرر داشته ای

        که بد،بدی می بیند ونیک،پاداش نیک درمی یابد

                                   نیز در یافتم که از هنرتوست

       که این دستور تا پایان تحول جهان همچنان خواهدماند.

                                                          گاتها - اشوزرتشت

 

/ 6 نظر / 21 بازدید
ريحانه

دروود به نازنین گرامی و فرزانه . در کیش زرتشت زنان برابر بودند و در ایران پیش از آریاییان نزد ایلامیان زنان حتی والاتر از مردان بودند –فمینیسم رادیکال-ولی در دوران ساسانیان با نفوذ موبدان این مقام کم کم نزول کرد مثل این روز ها . و پس از اسلام هم که اتفاقی افتاد که انگار هیچ گاه ایران زمین هیچ دلاور زنی نداشته است همه چیز فراموش شد طوری که آرتمیس فرمانده نیروی دریاای خشایارشا به افسانه مینماید. انگار هیچگاه ایران زمین از نفوذ کاهنان معبد آمون رهایی نخواهد یافت. پیروز باشید . به امید آزادی.

آريانام

با سلام ودرود به شما. درباره ی نوشتارتان اينرا هم بگويم که از نشانه های بارز برابری زنومرد آنست که در گات ها بيشتر هم زنان وهم مردان مورد خطابند ولی برای نمونه در قران مردان و در درجه ی دوم زنان مورد خطابند. در تکميل نوشتارخود درباره ی زن در قرآن البته نه جانبدارانه سخنی خواهم گفت. تارنگار بنده روز يکم خرداد بروز خواهد شد.

فریدون

درود بر شما و فر ايرانی شما. اگر اسلام برای تازيان بدوی و عقب افتاده ی سوسمارخور جايگاهی دارد اما برای شهرآيين ايران که بيش از ۷۰۰۰ سال تمدن شکوهمند دارد چه نیازی است؟ فراموش نکنیم که نه تنها در اسلام در همه آیین های سامی زن در جایگاه دوم انسان بودن پس از مرد است. اما در آیین زرتشت که باور و اندیشه ی اصیل ایرانی است زن ار ریشه «زندگی» و مرد (مرت) در چم «مرگ» است. در فرهنگ ايرانی هنگامی که مرد به سنی برسد که از نگر باور سرشار از خردورزی و روشن بينی شود آنگه به مقام جاودانگی و بی مرگی همپای زن رسيده است. از ديگر ويژگی های نگرش ايرانی به اين دو پديده ی زن و مرد٬ هَمازوری اين دو است (ترکیب مرگ و زندگی) که جهان اشایی را پديد می آورد. حال بنگريم به معنای زيبای واژه زن اشويی (و نه زناشويی) که از تارک انديشه ی ايرانی برخاسته!

حسین صالح وند

درود بر شما درود بر زرتشت و پيروان پاکش ... به کدام ملت هستين به کدام مذهب هستين که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرايی به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند که برون در چه کردی که درون خانه آيی .... بدرود ... کامروا باشید

Yek Irani

درود بر شما نوشته اي نغز و درخور بود. تا آخرين نفس براي بازيابي فرهنگ به نابودي كشانده شديمان تلاش مي كنيم. پاينده باشيد يك ايراني http://www.farsi-sare.blogfa.com

شادمهر

بادرود برشما... نازنین جان مطلبت خیلی جالب بود... بروز هستم...شادمان میشوم شاهد حظور شما نازنین نیز باشم... بدرود – دیرزیوی شادزیوی روزافزون