يك دين با دو خدا<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در شاهنامه، دين يزدان يا كيش پاك آغازين، بسان كرباسي نغز نمودار شده كه چهار مرد به نشانه ي چهار كيش: دهقان (مزدايي)، موسا(جهود)، يوناني(مسيحي) و تازي به آن آويخته و با يكديگر در كشاكشند. اين سروده ي فردوسي پيشگامي وي و پيامبر انديشه اش را درعرفان پارسي پديدار مي كند و نشان مي دهد كه دين بنيادين يزدان يا آن كرباس پاك را هرگز پارگي نخواهد بود، هر چند كه: (نه مردم شدي زآن كشيدن ستوده) در رساله ي (علماي اسلام) آمده:

بدان كه آفريدگار، يكي است دينش يكي. نه آفريدگار باطل شود، نه دينش.

 

از آن ترس، كو هوش و زور آفريد            درخشنده ناهيد و هور آفريد

 

خداوند ما وشما خود يكيست                  به يزدان مان، هيچ پيكار نيست

 

گذشته ازو قبله ي ما بت است              چه در چين و كابل، چه در هند و(بست)

 

شما را خورد آتش پر فروغ                        تو داني كزين در نگفتم دروغ

 

پرستيدن هر دو راه بدست                          چو ما را همه آرزو ايزدست

 

گفتار سيندخت (مادر رودابه) به سام (پدرزال) نموداري از يگانه نگري است.

نگره ي اين بانوي خردمند ايراني، بنياد و زيربناي عرفان ناب به شمار مي رود.

 

پيش ما سوختگان، كعبه و بتخانه يكيست

 

                                 حرم و دير يكي، مسجد و ميخانه يكيست

 

اين همه جگ و جدل، حاصل كوته نظريست

 

                              گر نظر پاك كني، دام: يكي، دانه يكيست      

                                                                    (عماد خراساني)

 

در اسفار موسا نام هاي ايراني موج مي زند. موسا پس از فرار از مصر به سرزمين (مديان) كه همان (ماد) است مي رود و فرشته ي خداوند در شعله ي آتش بر او  نمودار مي شود آنجا (هوريب) يا جبل الاه بود و خداوند خود را به نام اهيه بر وي شناسانيد (سفر خروج باب سوم)هوريب از ريشه ي هور و جبل الاه همان (ال برز) يا (كوه الا ه)است. اينجا كه (زمين مقدس) مي باشد و موسا بايد نعلين هايش را از پا در آورد، بزرگترين پرستشگاه مغان يعني (آذر گشسب) است كه پاي برهنه به زيارت آن مي رفتند. (اهيه) را مي توان برابر با يكي از ويژه نامه هاي دادار ايراني دانست (اهو) افزون بر اين نام بيابان (سين) يا (سينا) كاملا ايرانيست و برگرفته از نام خورشيد sun مي باشد، مانند شهرهاي: سن آباد (مشهد)، سائين دژ(شاهين قلعه) و سنن دژ(سنندج) ديگر، كوه(هور) در سر حد زمين (ادوم) است كه (هارون) بردار موسا بر قله ي آن وفات يافت (سفر اعداد 29:20) در تورات بارها به همزيستي و آميزندگي يهوديان با مردماني آريايي چون هيتي ها (بني حت)، فريگي ها (فريزيان)، مادها(مديان) و هوريان اشاره شده و به ويژه پدر زن موسا از قوم ماد، و مادر سليمان از هيتي ها بود.

خواري و بردگي يهوديان همچنان ادامه داشت تا آن كه از آسمان ايران (عقاب شرق) و بالهاي مهر خود را بر سر جهانيان گسترد. به گفته (و.دورانت) ساعتي كه كورش همچون مرد جهانگشايي به بابل در آمد و يهوديان اسير را آزاد گذاشت تا به سرزمين خود باز گردند يكي از با شكوه ترين ساعات تاريخ بني اسرائيل به شمار مي رود.

عقاب شرق و مرد همسخن خويش را از جاي دور فرا مي خوانم... (خداوند) درباره كورش مي گويد كه: او شبان من است و تمامي مسرت مرا به اتمام خواهد رسانيد (اشعياي نبي،46:11+44:28)_(مشرق زمين گا هواره تمدن 380)

من او را به عدالت برانگيختم و تمامي راههايش را راست خواهم ساخت. شهر مرا بنا كرده، اسيرانم را آزاد خواهد نمود اما نه براي قيمت و نه براي هديه، يهوه سبائوت اين را مي گويد، خداوند چنين مي گويد: حاصل مصر و تجارت حبش و اهل (سبا) كه مردان بلند قد مي باشند، نزد تو عبور نموده از آن تو خواهند بود. و تابع تو شده در زنجير ها خواهند آمد و پيش تو خم شده و نزد تو التماس نموده خواهند گفت : البته خدا در توست و ديگري نيست و خدايي (دروغين) نه...(15-45:1)

آنچه از زبان (اشيعاي نبي) خوانديم سنديست بس گرانبها در باره ي باور داشت يهوديان به پيامبري (كورش هخامنشي) كه بايد با مو شكافي و تيزبيني بررسي گردد: كورش پادشاه فارس چنين مي فرمايد: يهوه خداي آسمانها جميع ممالك زمين را به من داده و مرا امر فرموده است كه خانه اي براي وي در   اورشليم كه در (يهودا) است بنا نمايم.(كتاب عزرا 3-1:1)

ابوالكلام آزاد در پژوهش ژرف خود نشان داده كه كورش بزرگ در قرآن به نام ذوالقرنين خوانده شده و نماد وي در كتاب دانيال يك قوچ دو شاخ به نام (لو-قرانائم) است واژه ي قرن در زبان هاي عبري و عربي معني شاخ را مي دهد همچنين پيكره كورش در پاسارگاد كه داراي بال هاي عقاب و تاج دو شاخ است با گفتار تورات همخواني دارد.

نشانه هاي ديگر كه مي توان افزود يكي استعاره ي (شاخ مسيح) است (كتاب اول سموئيل 2:11) و ديگر پيشگويي (ذكريا) درباره ي كورش:

اينك مردي كه به (شاخ) مسما است (لقب دارد) از مكان خود خواهد روييد  و هيكل (خانه) خداوند را بنا خواهد نمود.(6:12)

چشمگير اينجا ست كه در تورات خداوند از كورش بزرگ به گونه ي رسول من و مسلم من ياد كرده است.(اشعيا 20و 42:19)

نكته ديگر آنكه هر كجا از اسكندر ذوالقرنين سخن رفته، يادواره اي از كورش شاه پيامبر ايرانيست و نه الكساندر مقدوني زيرا:

1-درنده خويي و ديوانگي الكساندر مقدوني هرگز با ويژگيهاي يك شاه-پيامبر نمي خواند و شرح لشكر كشي هاي او تا چين و هند از دروغ هاي بزرگ تاريخ و برگرفته از سرگذشت دودمان هايي چون كورش بزرگ و ارشك بزرگ (شاه-پيامبر اشكانيان) مي باشد.

2-گنج هاي ظلمت و خزاين مخفي كه به كورش هخامنشي بخشيده شده است، در اسكندرنامه ها به نام اسكندر باز گويي مي شود.

3-(جوج) فرمانرواي سرزمين (ما جوج) كه در روايات اسلامي قوم وي را (ياجوج و ماجوج) مي خوانند به گفته ي حزقيال از پارسيان شكست مي خورد. (38:6) و نه از اسكندر. جوج يا (گوگ) نام فرمانرواي (ليدي) بود كه كشورش در سال 654ق.م به دست قوم ايراني (كيمري) گشوده شد.

 

آنگونه كه از تورات بر مي آيد، قومي كه بعدها به نام يهودي خوانده شد، (الوهيم) را مي پرستيد و از زمان پرستش (يهوه) آغاز گرديد. اما به دنبال دستبردهاي راه يافته به تورات چنانكه خواهيم ديد دوگانگي و تناقض ميان   بخش هاي اين كتاب كهن درباره ي پرستش دو خداي ( الوهيم) و (يهوه) به چشم مي خورد: خدا نسلي ديگر به من قرار داد. به عوض (هابيل) كه قائن (قابيل) او را كشت. و براي شيث نيز پسري متولد شد و او را (انوش) ناميد. در آن وقت به خواندن اسم (يهوه) شروع كردند.(سفر پيدايش 26و4:25)

ابرام: مذبحي براي خداوند بنا نمود و نام (يهوه) را خواند.(سفر پيدايش 11:9)

يعقوب گفت: اي خداي پدرم ابراهيم و خداي پدرم اسحاق، اي(يهوه) (سفر پيدايش 32:9) و مذبحي بنا نمود و آن را (ايل الو هي) اسرائيل ناميد. (سفر پيدايش 33:20) و خدا در روياهاي شب به اسرائيل (يعقوب) خطاب كرده گفت:

من هستم الاه (ا لوهيم)خداي پدرت(سفر پيدايش 46:3)

 و خدا به موسا خطاب كرده وي را گفت:

من يهوه هستم. و به ابراهيم و اسحاق و يعقوب به نام خداي قادر مطلق (الوهيم) ظاهر شدم، ليكن به نام خود: (يهوه) نزد ايشان معروف نگشتم (سفر خروج 6:3)

ح.نوبخت در كتاب زبان باز يافته: ثابت كرده ام كه يهود از (هوه) يا (اهوه) مخفف كلمه ي (اهورا) و لغتي است اوستايي و فارسي چونانكه (هو) به زبان عرفا و (يا هو) از كلمات مولده عرب نيز گونه ي دگر از (اهو) و اهورايي اوستايي است. پس از اين تاريخ به سالياني چند (بلريچ هروزني) كه از استادان بزرگ علم آثار(باستان شناسي) و نامي ترين فيلولوگ (زبان شناس) معاصر است، در ضمن كاوش هاي فني و كشف آثار قديم، در كتاب خود: (كشفيات درباره ي كلت ها) ثابت كرده است كه يهوه (نام خداي يهود) نامي است آريايي و هرگز عبري و سامي نيست. و اين كلمه از (هوه) گرفته شده كه نام خداي(كلت ها) بوده زيرا در آثار آنها، آفريننده ي جهان با اين لفظ ناميده شده است.

در يكي از تفسيرنامه هاي تورات به نام تلمود جبرئيل به گونه ي گبرئيل نوشته شده و فرشته ي گماشته بر آتش دانسته شده است.

يكي از وظايف او نابود كردن شهرهاي(سدوم) و(اموره) با انفجارهاي آتشين بود. به ياري موسا در پيش چشم فرعون آتشي فروزان را به د ست گرفت، بي آنكه بسوزد.(آ فرينش در اديان،139و140)

از كتاب اشعيا(51:11) چنين بر مي آيد كه در ميان يهوديان قديم، آتش پرستي رواج داشته است:

هان، جميع شما كه آتش مي افروزيد و كمر خود را به مشعل ها مي بنديد، در روشنايي آ

/ 31 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
atoosa

سلام.........جنگ ۷۲ ملت همه را عذر بنه.....چو نديدند حقيقت ره افسانه زدند..............منتظرت هستم.

کاوان

درود و سپاس بانوی پارسی: بسيار سود جستم و بسيار زيبا نوشتيد... باشد که همه دست در دست هم،پلاس کهنه جهل1426 ساله را از بین ببریم... پاینده آتش همیشه فروزان زرتشت. پاینده ایران مهر فزون

ايراندخت

درود بر نازنينم.. همازور سپندارمزد ، امشاسپند مينوی مهر پاک و عشق مادری و دوستی و فروتنی و آبادانی زمين بر شما فرخنده باد. به روز شدم ..

آرش

به نام یزدان پاک درود بر شما مبارز بزرگ به من هم سر بزن من( جنبش آزادی ایرانیان وجنبش مستقل دانشجوی)هستم. پاینده ایران

irandokht

با درود به تمام مبارزان راه آزادی. یاران دبستانی منتظر نظرات گرم و دستان پرمهرتان هستند.یاریمان کنید. ایران هرگز نمی میرد. ( جنبش آزادی ایرانیان - جنبش مستقل دانشجویی ) پاینده ایران

آریانام

با درود به شما. تارنگار بنده با مطلبی با عنوان اسلام و ایران به روز شده است. ادامه مطلب چه شد؟

شايان

سلام خسته نباشيد. دست مريزاد خيلی خوشم اومد به لينک بچه ها تاريخ سر بزنيد.

.

آفرینش خدایان (راز داستانهای اوستایی) (استوره شناسی ایرانی و جهان بینی مغانه و شناخت چهره های پیشدادی بر پایه زبانشناسی و میتولوژی) نبرد خدایان (جنگهای کیهانی در نوشته های کهن ایرانی) (اسرار استوره های دیوان و پریان، و ریشه یابی قصص دینی) پادشاهی در استوره و تاریخ ایران / انتشارات عطایی (پادشاهی مشروطه و نه سلطنت استبدادی، از افتخارات ایرانیان در پهنه کشورداریست و جمهوری مناسب نبوده...) ایران بزرگ (جغرافیای استوره ای و تاریخی مرزها و مردمان ایرانی) / انتشارات اطلاعات (جامعترین اطلس و دقیقترین اطلاعات از نقطه صفر تاریخ ایران تا ساسانیان ___ ایران یعنی از جیحون تا فرات) با تهیه و معرفی این آثار، به رشد و گسترش میهن پرستی، یاری نمایید. _ پاینده ایران.

.

کتابهایی بیدارساز برای ایران دوستان / از امید عطایی فرد دیباچه ی شاهنامه (ویرایش و گزارش بیتها + تاریخ شاهنامه نویسی + سالزاد فردوسی مزدایی و... پژوهشی بی همتا و غیر تکراری) افسون فریدون (از پایداری تا پیروزی ایرانیان بر زهاکیان) / انتشارات آشیانه کتاب (داستانی بلند و دلکش درباره جم و ضحاک و آبتین و فریدون بر پایه منظومه ها و تاریخهای کهن) پیامبر آریایی (ریشه های ایرانی در کیشهای جهانی) (جامعترین کتاب درباره زمان و مکان و اندیشه های زرتشت همراه با یافته هایی نوین) شگفتیهای باستانی ایران (بناها؛ دستاوردها؛ پیکره ها؛ کیانیان کیهان نورد...) (گامی بزرگ برای پرکردن جای خالی ایران در باستان شناسی علمی ـ استوره ای)

دریا

لطفا در آخر داستان کوروش هم را که در کتاب دورانت گفته شده مثل سگ بوده تعریف کنید