آرش

بزرگ داناي هستي بخش<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

آرش از كوه دماوند وطن را نگريست

و صدا زد كورش

مام ميهن تنهاست

نكند باردگر رنج سكندر بيند

وهزاران كورش

وهزاران آرش…

وآنگاه كه در روز تيرگان آرش استوار بر كوه دماوند به ايران مي نگريست يقين داشت كه هر چند اين آخرين تركش از جان اوست اما بي گمان فرداي ايران بسيار چون او خواهد ديد كه وجود خويش در راه اين خاك اهورايي نهند.آرش نماد تلاش هزاران ساله ي مردم اين سرزمين در پاسداري از واژه ايست كه بي شك براي آنها همواره چيزي فراتر از نام يك سرزمين براي زيستن بوده است، تلاشي كه تاريخ مانندي براي آن نديده و نخواهد ديد.

وهر چند گويند كه تير آرش در مرز ايران بر درختي نشست اما قرنهاست كه هزاران شيرمرد و شيرزن ايراني آرش وار جان خويش در راه ادامه اين راه نهاده اند تا مگر روزي اين تير مرزي از ايران را نماياند كه به راستي شايسته بزرگي نام او باشد، مرزي به پهنه ي فرهنگ، تاريخ و تمدن ايران زمين.

و گرچه فراوان جور تاريخ و گردباد زمانه با دشمنان اين خاك و بيگانه پرستان دشمن تر از آنان هم صدا گرديده اما هيچگاه نخواهد توانست تير آرش را از حركت باز دارد.

واكنون از پس هزاران سال آرش زنده است و شانه افراشته بر بلنداي دماوند به ايران مي نگرد، به من و تو، و به فرزندان ما.

               و گر نيك بنگري آرش صدا ميزند،

                                     واي اگر همنوايي نباشد.

                                                                                        پاينده ايران

 

 

/ 0 نظر / 15 بازدید