298711436_d1b09cb1ee.jpg

نقاشی "فال حافظ" اثر ایمان ملکی

بيا اي شيخ و از خمخانه ما شرابي خور كه در كوثر نباشد  

بشوي اوراق اگر همدرس مايي كه علم عشق در دفتر نباشد

هيچگاه يادم نمي رود زمانيكه خواستم براي يك دوست آمريكايي معنا و مفهوم واژه ي عشق را بيان كنم چنان درمانده و سردرگم شده بودم، كه با خود مي انديشيم هم اكنون است كه مانند آن كلاغ بيچاره راه رفتن خود را نيز فراموش كنم، براي همين از خودش ياري خواستم و ديدم خيلي آسوده رفت بر سر والنتاين و شكلات هاي خوشمزه و لذت هاي پر هوس پس از آن و... تمام تلاشم را كردم كه به او بگويم عشق شور است نه هوس، اما چگونه اين ممكن بود زيرا كه من كمبود واژه نداشتم او بسيار كمبودها داشت و نمي دانست، او چه مي دانست حافظ كيست، مولانا چه گفته است، نخست كلافه شده بود چون در خودش كمبود و ضعفي نمي ديد بسيار هوشمند، بهترين دانشجو در بهترين دانشگاه امريكا با خود مي گفت چرا بايد بپذيرم كه دختري از جهان سوم چيستاني را بيان كند كه من از آن سر درنياورم؟

زندگي مدرن امريكايي چنان او را از خود مطمئن ساخته بود كه حاضر نبود حتا يك گام هم به پس بگذارد، بناچار به او گفتم كه نمي شود با گفتگويي اينچنين اينترنتي به تنيجه اي مناسب رسيد، و باز او رفت بر سر سرعت بالاي اينترنت، گذاشتن زمان بيشتر مي شود مشكل را آسان نمود، من كه ديدم او به هيچ عنوان حاضر نيست كوتاه بيايد يك بيت از سروده هاي حافظ را به او دادم و گفتم از امشب تا هر زمان وقت داري كه برداشتت را از اين شعر برايم بگويي نخست با قيافه اي حق به جانب گفت من زبان ژاپني را در زمان كمي ياد گرفته ام اينكه جاي خود دارد، از آن روز زمان درازي گذشته است و او روز بروز علاقه مندتر مي شود هر چند پيشرفتي ندارد و من در اين فكر كه چگونه مي توانم از اين احساسي كه هر چه به جشن سده نزديك مي شويم، شور و اشتياقم بيشتر مي شود براي او سخن بگويم او ديگر فهميده سرعت بالاي اينترنت اگر مشكلي را بر طرف ساخته است هزاران مشكل را بوجود آورده است.

اما زمانيست كه احساس مي كنم بين هم ميهنانم نيز برخي از احساسات و واژه ها چنان گنگ است كه مجبور به سكوتي سنگين مي شوم، مدت هاست كه به اين نتيجه ي شگرف رسيده ام كه سكوت مي تواند پر از شور و پر از كششي باشد كه در آن شناور مي شوي تنها به اين اميد كه روزي آشنايي بيابي كه در سكوت خود  با او مشترك باشي، نمي دانيد چقدر دلتنگ آتش پر شكوه سده هستم، با تمام وجود چشم براهشم...

/ 9 نظر / 4 بازدید
سورنا گيلانی

با درود بر بانوی فرهيخته و دوست انديشمند سرکارخانم نازنين متين . به راستی که چونان همیشه نوشتارهای نیکو و پربارتان سبب شد بر آموخته های اندکم افزوده شود و بدین سبب شما را سپاس می گویم ؛ هرچندکه در پاره ای موارد ديدگاه هايتان را واجد اندکی تفاوت با ديدگاه های خويش می يابم . دوست ارجمندم مهر بيکرانتان را نمی دانم و نمی یابم چگونه پاسخ باید گفت . به هر روی سپاسگزارم . در مورد بازگشایی تارنگار سرزمین جاوید باور فرمایید دست کم تا ۲-۳ ماه آتی کمترین فرصتی برای به روز رسانی آن ندارم . شايد زان پس بتوانم در تصميم خويش بازنگری نمايم که امیدوارم چنین شود . پیروز و سرفراز باشید . تا درودی دیگر بدرود

تيرداد بنکدار

درود جای قدردانی دارد بانو نازنين کردار شما که در راستای گسترش فرهنگ ايرانی بوده است. افسوس که ابزار و امکانات لازم را برای انجام چنين مهمی در اختيار نداريم.از حضور پرمهرتان سپاسگزارم. اکنون نیز با 2 پاسخ به زشت گویان به روزم.

نازنين

سورنا گيلانی گرامی از مهری که اينگونه ارزانی داشته ايد سپاسگزارم بردبارانه چشم براه می مانم تا اين دو سه ماهه تمام شود دل استوارم که شما نمی گذاريد نام سورنا گيلانی به فراموشی سپرده شود البته پيشنهاد می کنم تا آن زمان از آرشيوتان که بسيار ارزنده است ياری گيريد چون بسيار کسان که تازه آمده اند و همچنين خود من می توانيم باز از آنها بهره ببريم بهروز و پيروز باشيد

نازنين

از حضور سبز تيرداد گرامی سپاسگزارم

مزدك

پاينده ايران به مناسبت 17دي ماه روز آزادي زن ايراني بروز هستيم. به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران

آرش جهانشاهی

رنج ما را که توان برد به يک گوشه چشم شرظ انصاف نباشد که مداوا نکنی ديده ما چو به اميد تو درياست چرا به تفرج گدری به لب دریا نکنی خانم نازنین از مهرگان در یزد شما را در ذهنم پیوند دادم و از هم اکنون در تارنمایم پاینده ایران

معروفی

نازنین گرامی پستی در تارنگارم هست که احتمالا شما را تکان ! خواهد داد پس می بینمت

نازنين

آرش گرامی از مهر و توجه شما سپاسگزارم هنوز هم می گويم که بهترين رويا و آرزو اين است مهرگان در يزد سده در کرمان البته پاسارگاد هم حرف ندارد شاد باشی