درین سرای بیكسی ، كسی بدر نمیزند
به دشت پرملال ما پرنده پر نمیزند
یكی ز شب گرفتگان چراغ بر نمیكند
كسی به كوچه سار شب در سحر نمیزند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ كز شبی چنین سپیده سر نمیزند
دل خراب من دگر خراب تر نمیشود
كه خنجر غمت ازین خراب تر نمیزند
گذرگهی است پر ستم كه اندرو بغیر غم
یكی صلای آشنا به رهگذر نمیزند
چه چشم پاسخ است ازین دریچه های بسته ات؟
برو كه هیچكس ندا به گوش كر نمیزند
نه سایه دارم و نه بر ، بیفكنندم و سزاست
اگر نه ، بر درخت تر كسی تبر نمیزند

يكي از دشواري هايي كه سبب بروز بسياري از ناهنجاري ها در سرزمين ما در چند صد سال اخير بوده است،نگاه دولتمردان ما به كشورهاي بيگانه است.خواسته يا ناخواسته وارد بازي هاي شومي شده ايم كه سبب شده است، هريك به تنهايي يا گروهي از يك نوع«بيگانه» پشتيباني كنيم و از آنجايي كه اين كشورهاي بيگانه داراي منافعي در كشور ما بودند و همچنين از حافظه تاريخي خوبي نيز برخوردار بوده اند،همه ي اين ها را در بانك حافظه خود ثبت كرده اند.

كه با ايرانيان قدرت طلب چگونه مي توانند بازي كنند. «لرد كرزن» در كتاب ايران و مسئله ايران مي نويسد:«آنتوني شرلي از دوستان نزديك دوك اسكس،نايب السلطنه انگليس، در سرزمين كاتوليك مذهب ايرلند بود. وي ذهن شرلي را از خطر پي در پي امپراتوري عثماني نسبت به جهان مسيحيت تحريك كرد و او را در رفتن به ايران،كه رقيب عمده عثمانيان در تركيه بود ترغيب نمود.»و همه به يادمان تاريخي خود سپرده ايم كه چگونه برادران شرلي به عنوان نخستين نمايندگان انگليس وارد ايران شدند و پايه و اساس زير سيتره ي بيگانه رفتن را بنا نهادند. بركنار از بهره هاي مادي كه از منابع ملي ما كه يكي از اهدافشان بود بردند،بازي كردن با رهبران سياسي و روشنفكران ما نيز در راستاي منافعشان، نوع ديگري از بهره وري هاي بيگانگان بوده است.در همان هنگامه اي كه شاه ايران حرير پيش پاي برادران شرلي پهن مي كرده است،سربازان شاه در پي اجراي توطئه هاي انگليس، گردن ايراني را مي زده اند كه مدعي سادات بودن و يا عثماني بودن، بوده اند.«در هر شهري از سرزمين ايران هر روز شخصي ديده مي شود كه تبري بر دوش گذاشته،در كوچه ها گردش مي كند و به صداي بلند مي گويد اگر شخصي منسوبان پبغمبر را برتري بر سايرين دهد يا اگر كسي اظهار سيادت نمايد سر او به سرعت بريده خواهد شد.من به چشم خود ديدم كه در اصفهان يك نفر عثمان پيش تبردار آمده گفت: من از وابستگان حضرت محمد هستم و به شهادت خود راضي هستم. اين را گفته بزانو افتاد و سر خود را بر روي فطعه سنگي گذاشت و آن شخص بدون لحظه اي درنگ سر او را بريد.»(سفرنامه شرلي)

پيش از اين رويداد و پس از آن نيز سرهاي بسياري از هم ميهنان ما به گناه شيعه و سني،زنديق و مجوس، بهايي و يهودي! مجاهد و مكلاو كافر...از تن ها جدا شده است، و اصلي ترين عناصري كه در اين جنايت ها دست اندركار بوده اند. همين روشنفكران و تحصيل كرده هاي مصلحت انديش و فرصت طلب سرزمين ما بوده اند، كه همواره بيگانه را برتر از خودي و بالاتر از هم ميهن خود دانسته اند،اكنون ممكن است براي دسته و گروهي اين بيگانگان برتر از ملت ايران، فلسطيني ها بوده و هستند،و براي گروهي ديگر مائوئيست ها يا لنينست ها و يا دولت انگليس و يا فيدل كاسترو و يا سرهنگ قذافي و يا اسد و يا چاوز و يا امريكا و يا كره شمالي باشد.

جنگ و جدال هاي امروز داخل ايران همچون نخي ست كه اگر سر آن را بگيريم مي رسيم به منافع همين بيگانگان، چرا ما نبايد مردان ملي و ميهن دوست داشته باشيم، تا پيش از هر چيز و فراتر از هر چيز به منافع ملي و ميهني ما بينديشند، نه به يك كشور بيگانه و خارجي؟ ما مي توانيم از امكانات مدرن و فن آوري رو به پيشرفت جهان بهره ببريم اما چرا بايد با يك لبخند خود را ببازيم و خود را بفروشيم؟

در نظر بگيريم كه در اين28 سال هر روز سر ما و ملت ما را به سوژه اي و سريالي نو و تازه بند و گرم كرده اند تا غارت و چپاول منابع ملي خود را نبينيم،تا فقر، بدبختي، روسپي گري، اعتياد گسترده، بيكاري، بي خانماني، را در سرزمين اهورايي خود را احساس نكنيم. خواسته يا ناخواسته سال هاست كه در دام بيگانگان افتاده ايم و پي در پي بازي ها را به زيان تاريخ خود مي بازيم.

يك مركز پژوهشي براي مردم و روزنامه ها كه با بودجه چند ميليون دلاري امريكا بر پا شده بود،يك پژوهش جهاني را به خانم مادلن آلبرايت واگذار كرد تا شناختي كه از دوران وزارت خارجه خود در جهان دارد، از تمامي امكانات بهره بگيرد تا اين پژوهش و نظر سنجي به بهترين شكل انجام شود. دولت امريكا مايل بود تا نظر مردم جهان را در رابطه با اقتصاد جهاني، رهبر جهاني و جنگ هاي برنامه ريزي شده خود بداند. خانم مادلن آلبرايت فهرست بلند بالاي نظر سنجي را در 44 كشور به نظرخواهي مردم واگذار كرد كه مجموع38263 نفر از چند ميليارد سكنه، اين 44 كشور مورد نظر سنجي قرار گرفتند. يكي از اين پرسش هاي نظر خواهي در باره چهره امريكا، در ميان مردم بوده است،در چين اين نظرخواهي مانند ايران ممنوع اعلام شد،اما 60% چيني ها نظر مثبتي به امريكا داشته اند و در كشورهاي اروپايي و امريكاي لاتين(بجز آرژانتين)نيز بيشترين مردم نسبت به سياست هاي امريكا نظر مثبتي داشته اند.

اما در آفريقا و آسيا بيشترين مردم از سياست هاي امريكا ناراضي بوده اند، بجز بنگلادش كه حدود 49% موافق بوده اند.در كره جنوبي نيز44% مخالف امريكا بوده اند. در لبنان 59%  تركيه55% اردن هاشمي70%، پاكستان69% و مصر69% مخالف سياست هاي امريكا بوده اند و جالب است بدانيم كه اين كشورها هم پيمان امريكا بوده و تركيه و مصر همكاري نظامي با امريكا دارند. از همه جالبتر روسيه است،كه سال ها رقيب بزرگ و سرسخت امريكا بوده است و در همين مدت كوتاه27% هواداران امريكا، به 61% افزايش يافته است.

و  ايران سال ها تلاش كرد تا امريكايي ها براي به گفته ي خودشان«كودتاي»28امرداد از ايراني ها پوزش بخواهند و همين ديروز بود كه مي گفتند، جيمي كارتر شاه را از ايران برداشت و حتا امريكايي ها اجازه ي در مان كردن محمدرضا شاه را در كشورشان ندادند،اكنون به يكباره دگرگونه شده اند و به پشتيبان و نجات دهندگان ما،بگونه اي كه گروگان گيرهاي ديروز، امروز مدافع امريكا گشته و نه تنها براي آنها نظر سنجي مي كنند،كه از امكانات آموزشي، رايانه اي، و روزنامه نگاري و...آن ها بهره هاي ميليون دلاري مي برند، و گروهي ديگر انگليسي و دسته اي امريكايي عمل مي كند. وارون برآنچه تصور مي شود كه امريكا مخارج اپوزيسيون خارج از كشور را پرداخت مي كند،كه نمي كند،زيرا اپوزيسيوني وجود ندارد تا متحد و مقتدر و خطرآفرين براي نظام اسلامي باشد، تمامي سرمايه گذاري امريكا روي خود ايران و نيروهاي داخل ايران است. آنها ترجيح مي دهند روي آدم هاي معتقد به ولايت فقيه سرمايه گذاري بكنند، تا روي تك نفره هاي سخنران خارج از كشور،و اگر هم به فرض به كسي تريبوني و امكاني مي دهند،براي فشار آوردن روي دست اندركاران جمهوري اسلاميست، مانند در رابطه با افغانستان و عراق و...غربي ها كارآيي نيروهاي داخلي را احساس كرده اند،نمونه اش همان گروگان گيري، 3تا جوان دانشجو را تحميق كردند،(محسن ميردامادي، ابراهيم اصغرزاده،و عباس عبدي)را ديدند، برنامه گروگانگيري را ريختند،موسوي خوئيني ها هم شد مجتهد و آيت الله آنها، و از اين جريان بهره بردند براي بقدرت رسيدن جمهوريخواهان در امريكا و امروز هم همين جوانان سابق دعوايي كه در ايران دارند نه براي استقلال ايران بلكه براي گريز از استعمار انگليس و روس است،براي رفتن به زير مجسمه ي آزادي امريكا.

به ما مي گويند فراموش كنيد كه در 28 سال پيش چه رويداد،رئيس جمهورها مي آيند و مي روند،يكي مانند جيمي كارتر است اما ديگري ها چه؟ ايراني قرار نيست چيزي را فراموش كند، بايد لحظه لحظه و تك به تك تاريخ ايران را در هر زمان و يا هر مكان با خود زمزمه كند آنهم نه يكبار، هزاران بار، تا زماني كه نفس مي كشد، نه تاريخ را و نه چهره ها را، نبايد بگذاريم سر نخ از دستمان به در رود.

روزهايي مانند 28امرداد را و سال هايي چون 57 را نبايد فراموش كرد،شايد روزي بتوانم قلب مالا مال از كينه و نفرتم را خالي كنم، شايد روزي بتوانم دسيسه ها و خيانت ها راببخشم، اما هرگز فراموش نمي كنم،فراموش نمي كنم كه همان زمان كه ما پس از 2500سال براي نخستين بار جشني با شكوه گرفتيم، آن ها با چهره اي خندان اما در  افكار پليدشان هزاران دسيسه را برنامه ريزي كردند،بايد تاريخ را بهتر از همه ي آنها به ياد بسپاريم، ديگر فريب لبخندها را نخواهيم خورد، اشك هايي كه ريخته شد و خون هايي كه با خاك اين سرزمين درآميخت، تا پرسياوشان ها برويند تا ما خونهاي ريخته شده را از يادمان نبريم، ديگر زمان آن رسيده كه ايراني تاريخش را دور نريزد،شايد از اين پس آرزوهايمان به دست باد سپرده نشود، و اميدهايمان در خاك مدفون  نگردد.   

 

/ 29 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فريدون ضرغامي

خيانت محمد رضا شاه در بر اندازی حکومت ملی مصدق با پشتيبانی دولت آمريکا و انگليس چيزی نيست که فراموش شود.کودتای ۲۸ مرداد لکه ننگی است به دامان دودمان پهلوی .دولت آمريکا و انگليس.اما در دنيای امروز به معنای قطع رابطه هميشگی با دولتهای بعد از آن خادثه شوم نيست.

اريانام

با درود و سلام به شما دوست گرامي. فكر ميكنم نوشته هايم به اندازه ي كافي بيانگر افكار و انديشه هايم است. اما بايد بگيوم كه مطالعه ي اديان مرا به كوشش حقيقتخواهانه انسان ها و همچنين دغبازي آنها از سواستفاده از دين آشنا نمود. كسي كه در اديان مختلف غور كرده ديگر نمي تواند يك متعصب و يا پابند به دين خاصي باشد. هرچند كه اين دين اسلام باشد. جهان اديان بيانگر جهان انديشه ها در نظريه پردازي براي جهان ملكوت است و به راستي انسان خود جهان ملكوت را مني سازد. اما آنن نگره نييك است كه بيشتر با خرد و احساس ما و به طبع با جهان واقعيت جور درآيد.

کورش

با لب مطلب موافقم اما فکر نمی کنم ۵۷ کار بيگانه بود.در هر صورت نباد دست دريوزگی به سوی غرب دراز کرد اميدوارم اهداف افرادی مثل عبدی هم بر قراری رابطه ی دیپلماسی با غرب باشد نه زير مجسمه ی آزادی رفتن.

نازنين

ُفريدون ضرغامي گرامي زماني كه مصدق عهده دار وزارت جنگ گرديد تنها ۱۰۰ افسر وابسته بحزب توده در ارتش وجود داشت ولي در طي يك سال پيش از سقوطش اين نوع افراد به ۶۰۰ نفر بالغ شده بودند و حتا فرمانده گردان گارد شاهنشاهي يكي از كمونيست ها بشمار مي رفت همان زمان اسناد بسياري از كارهايي كه حزب توده در جهت انحراف ناسيوناليزم ملي ايران و هدايتش براي كسب اهداف خود كرده بود پيداشده است چگونه است كه كمك امريكا بد است اما كمك كمونيست ها وحزب توده عالي؟!يك عمر است كه شعار مي دهيد اما هيچكدام نمي گوييد كه آخر امريكا دوست بود يا دشمن..شاه براي امريكا بيشتر منافع داشت يا اين رژيم؟ اگر شاه اينقدر با امريكا بده بستان داشت چرا با او چنين كاري كردند؟۲۸ امرداد روز ناميراييست در تاريخ ايران بهتر است چشمانتان را باز كنيد تاريخ ايران را دوباره بخوانيد اگر بازهم چشمانتان باز نشد دوباره بخوانيد اين كه نمي شود هميشه شعار مي دهيد مصدق شاه را بهتر از شما مي شناخت او بارها و بارها تا كمر خم مي شد و دست شاه را مي بوسيد دوست ساده انديش من اين ديگر با شما نيست كه تعيين كنيد با كدام دولت و در چه زمان رابطه برقرار كنيد چرا كه ما ۲۸ سال است ...

نازنين

كه ما بازي را به زيان تاريخمان باخته ايم و فرصت ها را بدور ريخته ايم

نازنين

دوستان گرامي!نمي دانم چرا يكي پيدا نمي شود بداند كه من چه مي گويم يعني اينقدر سخت است كه آزاد بيانديشيم شما مرا مي ترسانيد باشما نياز به تنهايي ندارم

تيرداد بنکدار

نازنين بانوی نيک انديش با درود امروز هم آمريکاييهای ابله در پی تئوريهای مايکل لدين نظريه پرداز نئو کانها با جريانات قومگرای تجزيه طلب همکاری ميکنند و متاسفانه بخش زيادی از نيروهای برون مرز با حماقت تمام به دنبالشان روانه شده اند و همين امر لزوم هوشياری ما را در قبال اين دوست نمايان دو چندان می کند.

آشنا

۲۸ امرداد روز رهایی از توده ایهای نوکر شوروی و مصدقیهای هوادار حزب دموکرات آمریکا و مذهبیون تندرو آلت دست انگلیس خجسته باد.

نازنين

بادرود به تيردادبنکدار گرامی از مهری که به من روا داشتید و همچنین ديدگاه ارزشمندتان و حضور سبزتان سپاسگزارم