عکس هایی از گهواره دید در شب یلدا گرفته شده توسط آقای طالع زاده

3ys24qt.jpg

 

http://i12.tinypic.com/2colc9h.jpg

http://i1.tinypic.com/2lo64af.jpg

http://i3.tinypic.com/2w3aq86.jpg

http://i10.tinypic.com/317i7fd.jpg

/ 12 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
roodi

این پنج عکس را نیز که در اختیار دوستان قرار داده بودید دیدم .. واقعا لذت بردم سپاس از شما و همچنین از عکاس که گویا آقای طالع زاده بودند شاد باشید و نیرومند و پیروز

roodi

با درودی خروشان همچون رود ارس پیشتر عذر خواهی میکنم برای دیرکردم در حقیقت انچه که از نظرم گذشت تلفیقی بود از یک سفرنامه ،بیانی شیوا و گیرا ،احساسی در خورد یک انسان ایرانی که در نهایت همه ی اینها از فیلتر ضرافت های یک زن با نگاهی زیبا و موشکافه گذشته و به دست من و ما رسیده دو حالت و دو حس در حین خواندن این سطور به در من ایجاد و حادث شد 1- حس غرور که ازشور توصیف ایران ،تنگه ی بلاغی و هر آنچه که در آن دیده شده بود و طوری انتقال یافت که گویی خواننده نیز در آن صحنه حضور دارد و دومی حس غریبی است .. توام با نوعی عشق ترس و شاید خشم .. بی شک خشم نیز جزوی از این حس دوم بود نمیدانم چه باید بگویم .. شاید آن نمیدانمی که در آغاز این مطلب از دیدگانم گذشت .. همان جواب باشد باور کنید که نمی دانم چه باید بگویم .. تنها یک حس مشترک است که میتواند این لحظه ام را درک کند و دریابد .. حس غم .. بغض و جوشش و غلیان عصیان... تمام وجودم را در این لحظه گرفته .. باری بگزرم بهتر است چون .. در لحظاتی که نمی توان سخن گفت بهتر است که سکوت کرد.. زیرا که گفتن هم نمی تواند کلام درد را به رشته ی تحریر

roodi

بانو نازنين گويا يک نظر من دوبار ارسال شده .. لطفا يکی از آن ها را حذف کنيد.. سپاس از شما

سینا

درود بر تو نازنين جان وبلاگت حاوی مطالب نيکويی است در ضمن ممنونم که برای جلوگيری از آبگيری سد سيوند با من همپيمان شدی اميد وارم اين همکاری ها بيشتر شود در ضمن من ساکن تهران تو از کجای اين خاک پاک پرچم عدالت خواهی برداشتی خوشحال می شم بيشتر با تو آشنا بشم می تونی با ايميلم با من در ارتباط باشی موفق باشی بدرود

کورش محسنی

درود بر شما دوست گرامی. نغز است که نامی از چهارتاقی برده نميشود! گويا آهنگ آن را دارند که اين سازه را نيز به دوران پسا اسلامی بچسبانند! پیروز باشید و سربلند.

بهرام ساسانی

با درود. من اصلا نفهميدم که آنچه در نوشتار پيشين فرموديد واقعا خطاب به من و پاسخ به من بود؟ گفتارهای شما کوچکترين اشاره ای به آنچه من گفتم نداشت. من کاملا با شما همدردی کرده و صحبتهای شما را منصفانه و قابل تامل و درست خواندم. آنوقت شما ميگوييد که ديدگاه تنگنظرانه ديگران بر من هم تاثير گذاشته است؟ من فقط هشدار دادم که مواظب باشيد تا ناخوداگاه به سمت اردوگاه ديگران کشيده نشويد. آنوقت شما فرموديد که شما مواظبيد که ما زنان در چاه نيوفتيم و ...!!!! صحبت من با شما نه از سر استاد و شاگردی!!! و نه از سر بزرگتر و کوچکتری نبود که سن من آنقدر از شما بيشتر نيست که خود را بزرگتر شما بدانم. صحبت من با شما از سر صحبت يک مرد نسبت به يک زن نيز نبود که شما آنرا به شکل يک دوئل زنانه مردانه ديديد. بنابراين گويا اين ديد شما است که کاملا غرق شده در ايدئولوژی فمنيستی است. و نه ديد من که آنرا برگرفته از نژادهای ديگر دانستيد!!!! بيش از اين چيزی نميگويم چون هنوز هم مطمئن نيستم که نوشتارتان خطاب به من بود و هنوز باورم نميشود که کسی چنين خطابی به من کرده باشد!!!!!!! پس صبر میکنم و تاسفم را موکول میکنم به آینده.

نازنين

بادرود به آقای بهرام ساسانی گرامي من هنگامی که اين تارنگار را زدم نام زنانه ی خودرا برآن گذاردم که دوستان هيچگونه شک و شبه ای در زن بودن من وجود نداشته باشد از به بحث گذاردن اين مبحث کوچک هدفی غير از اين نداشتم که مردان ايرانی چکيده ای از زمان های دور به زير يوغ رفتن انديشه های بيگانه را دارند که البته زنان نيز دور از اين قضايا نيستندبا اين تفاوت که آنها سرنوشت شوم خود را باور داشته اند ولی مردان به ويژه جوانانشان حاضر به پذيرفتن اين واقعيت تلخ نيستند که جدايی بين زنان و مردان در روش ديد و انديشه ی آن هاست انديشه هايی چون جاه طلبی و يا جنگجويی قدرت طلبی عشق ثروت و مقام روحی مردانه است که البته استثناهای زيادی برای ّن وجود دارد من بيشتر تلاش کردم ومی کنم که اين روح مردانه رير پرسش ببرم حال آگر دوستان می گفتند زنان زيادی در تاريخ برای ثروت و مقام جنگيدند يا خيانت کرده اند من ناراحت نمی شدم چون اين زنان دارای روحی مردانه بوده اند

نازنين

همچنين مردان بسياری بوده اند که روحی زنانه داشته اند مانند فيلسوفان شاعران نقاشان موسيقی دانان وبرخی از پيامبران حال سخن من اين نبود که چرا در تاريخ زنانی با روحيه ی مردانه نداشتيم سخن من اين بود که چرا تاريخ نويسانی که روح مردانه داشتند روح زنانه را به عمد يا ناخواسته نديد گرفته اند تا کم کم فراموش شود به طوری که جوان انديشمندی چون شما (ندانسته و نخواسته) با آنچه که من از آن گريزانم بخاطر نداشتنش همدردی می کند!!

نازنين

وهمين تاريخ نويسانی که انديشه ای با روح مردانه داشته اند تاريخ تکراری يا تکرار تاريخی را ساخته و پرداخته اند و گرنه تاريخ اين سرزمين بزرگترين دانشگاه برای تمامی جهان به ويژه جوانان ايرانيست دوست من به نظر شما کدامين از ما نياز به همدردی داريم؟شمايی که هنوز پا جای پای تاريخ نويسان آنچنانی تکرار مکررات می کنيد يا من که با تنی مجروح ولگد مال شده ولی سربلند از تاريخی که می دانم زمانی روحی زنانه بر آن حاکم بوده است؟ دوست نازنين من عينکت را بردار من دوئلي با تو ندارم من در کنارت بوده هستم وخواهم بود آگر روح زنانه را باز بيابی و عطر دلنشينش را در هوای کشورت ببويی به اميد آنروز

roodi

با درودی تازه به اين سرباز وطن وبلاگ من با مطلبی در مورد سيمای زن از نظر علی و نهج البلاغه به روز شد شاد باشيد