جهان بينی اشوزرتشت

در سال 1861 زبان شناس سرشناس (مارتین هنگ) که درباره اوستا پژوهش گسترده ای را آغاز کرده بود، دریافت که 17 بخش از 72 بخش اوستا به زبانی نوشته شده که از دیگر بخش ها بسیار کهن تر و شیوه نگارش آن به گونه ای دیگر است. او به زودی پی برد که این زبان، زبان پارسی کهن است که نزدیک به دو هزار سال بود که از یادها رفته بود. سده ها بود که موبدان زرتشتی این 17 بخش را از بر کرده و بدون اینکه معنی آن را دریابند به عنوان سرودهای پاک در نیایشگاه ها می خواندند.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

هوگ با کمک گرفتن از زبان سانسکریت که تازه یافته شده بود، این 17 بخش را که به آنها «گاتاها» می گویند از باقیمانده اوستا جدا و برگردان کرد.

پژوهش های زبان شناسی و تاریخی پس از آن به گونه ای شگفت آور نشان داد گاتاها که به چم «سروده» است، 3000 سال پیش بر زبان زرتشت جاری شده است. برگردان گاتاها دروازه بزرگی به روی تاریخ اندیشه، فلسفه و تمدن جهانی گشود و ریشه بسیاری از دین ها و فلسفه هایی که فرهنگ جهانی را ساختند، روشن کرد.

چکیده گاتاها را می توان به گونه زیر بازگو کرد:

هدف از زندگی، شاد و خوشبخت زیستن است (بیش از 30 بار واژه خوشبختی و شادی در گاتاها بازگو شده است). شاد و خوشبخت زیستن شدنی نیست مگر اینکه همگان در جامعه، از جمله جانوران و گیاهان بتوانند با شادی و شکوفایی زندگی کنند. برای رسیدن به این آرمان مردمان باید قانون هستی را ( که به آن ارتا یا اشا می گویند) بیاموزند.

این قانون از سه ریشه بنیادین به گونه زیر درست شده است:

جهان هستی و به ویژه زندگی انسان ها در هر دم از زمان به وسیله نبرد میان دو نیروی بنیادین و خود آفریننده و ناسازگار با یکدیگر شکل می گیرد. مردمان نشانه نبرد این دو نیرو را در درون خود به گونه شادمانی یا اندوه، دادگری و بی داد، دلدادگی یا بیزاری، دوستی یا دشمنی، آرامش درونی یا نگرانی، خوب یا بد، شکست و پیروزی، روشنی درونی یا تاریکی و... در می یابند. به سرچشمه نیروهای خوب که مردمان را به سوی خوشبختی پیش می برد، سپنتامینو (خوی نیک) گفته می شود. از ویژگی های مردمانی که در راه سپنتامینو هستند، شاد زیستن و راستی در اندیشه و گفتار و کردار است. به سرچشمه نیروهای بد یا نیروهایی که مردم را به بدبختی و پس ماندگی و افسردگی می برد، انگره مینو ( خوی بد) گفته می شود. انگره مینو به چم آشفتگی و خشم درونی که خردستیز است و چشم درونی را کور می کند، است. از ویژگی های انگره مینو دروغ و دورویی است. با این ابزار است که او آگاهی را سرکوب و ناآگاهی را گسترش می دهد.

دومین قانون جهان بینی زرتشت می گوید که در این جهان هیچ نیرویی بدون هستی نیروی ناسازگار با خود نمی تواند درون یافته ای داشته باشد. روز بدون شب، خوب بدون بد، آرامش درونی بدون نگرانی، دلدادگی بدون بیزاری و غیره هیچ یک به تنهایی دانسته نخواهند شد. اگر چیزی در این دنیا بخواهد به صورت نیرو درآید بی درنگ نیروی ناسازگار خود را در برابر خود خواهد یافت.

سوم اینکه چون این جهان از نیروهای دوگانه ناسازگار هم و خوب و بد درست شده است، انسان «آزادی گزینش» دارد و هر کس می تواند از میان دو نیروی ناسازگار و در حال نبرد یکی را برگزیده و در آن انباز شود. میان شادی و سوگواری، دوستی و دشمنی، دادگری و بی داد، خرد و خردستیزی، راستی و دروغ، خوب و بد، آزادی و خفقان، سروری و بردگی و... یکی را برگزیند. چون آزادی گزینش با انسان است، بنابراین پاسخ گویی هم با اوست.

 

پس بیایم و از کسانی شویم که این زندگانی را تازه می کنند و جهانی را نو می سازند.

                   گاتها اشوزرتشت

 

 

/ 4 نظر / 9 بازدید
علیرضا

نوشته جالب و آموزنده ای بود به امید روزی که هر انسانی با اندیشه نیک زندگانی شادی را برای خود و دیگران فراهم کنند

آریانام

با درود به شما و سپاس گذاری از نوشتار زیبایتان. زردشت نیز به مانند دیگر پیامبران بزرگ راهنمای اندیشه های بزرگ بود که در روزگار هخامنشی بر همه ی جهان عرضه شد و در همه ی تاریخ تنها حکومت جهانی که به خوبی با مردمان دیگر برخورد کرده را ایرانیان پدید آوردند. با مطالعه در گاتاها اندیشه های بزرگ را در می یابیم که برای زمانی که پدید آمده بسیار زود می نموده است. مطلبی درباره ی پوریم نوشته ام. خوشحال می شوم که بخوانید و اگر نظری دارید بدهید.

آریانام

در ضمن آدرس شما به خوبی باز نمی شود. باید نام وبلاگتان را در گوگل جستجو کنم تا از لینک گوگل وارد وبلاگ شما شوم

سورنا گیلانی

با درود فراوان و سپاس . نوشتار نوينتان نیز بسان نگاشته های پیشین نيکو و پربهره بود . پاينده باشيد .