جستاری در گیتی
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs
شب بود و ماه بر بالاي ستون هاي تخت جمشيد

    شب بود و ماه بر بالاي ستون هاي تخت جمشيد

كم كم هوا داشت تاريك مي شد،ستاره ها يكي، يكي پيدايشان شد، آه خداي من ماه چقدر دلفريب و زيبا بود، از آن بالا پشت ستون ها به من مي خنديد، گويي راز ي را پنهاني براي خود بازگو مي كرد. چهره ي شاهزاده خانم هخامنشي را مي ديدم ، آرام و متين با لباسي ارغواني كه گردنبدي از زر به شكل نيلوفر با نگيني از زمرد به گردن آويخته بود، هنگامي كه آرام و استوار گام برمي داشت، دامنش بر سنگ هاي مرمر كشيده مي شد، دلم از ديدنش سيري نداشت، چشمانش پراز شور بود، يك جور شيدايي شايدهم رهايي از هرگونه بندگي، چيزي كه من ونسل من يك جايي دو آن را گم كرده ايم و مفهوم آن را از ياد برده ايم.

در ماه مهر هواي شيراز دلچسب و مهربان بود، نسيم دل انگيزي چهره ام را نوازش مي كرد، آن بانوي گرامي ، مرا به دنبال خود مي برد، و من غرق در جذبه و كشش هاي آن مكان جادويي بي خود از خود و خويش، چنان مسحور گام برمي داشتم، نرم و سبك، گويي باپرنيان بال فرشتگان، پرواز مي كنم، در آن هنگامه صداي درهم و برهم موسيقي رپ، چنان آرامشم را به هم زد، كه از آن جايگاه بلند به پايين پرتاب شدم، برگشتم دوستانم را ديدم كه در فاصله اي نه چندان دور هركدام سرگرم به كاري بودند، ديدم نخير نميشه اين موسيقي كه چه بگويم؟! صداي ناهنجار را تحمل كرد، گفتم: به من چه، رپ صداي اعتراض سياه پوستان آمريكاست! به من چه كه اونا از تبعيض نژادي رنج مي بردند، آخر من كه نه پدرم سياه بوده ونه مادرم!  نياكان ما نه برده بودند، نه برده داري مي كردند، با اين وجود نزديك به سه هزارسال پيش اولين و كامل ترين حقوق بشر در اين سرزمين نوشته شد، حالا چرا بايد همان مردم در همان سرزمين تن به قوانيني بدهند كه بويي از حقوق بشر ندارد، و سرودهايي را بخوانند كه نه سرود است نه سخني از فرهنگ من؟! كم، كم داشتم فكر مي كردم، بايد تنها مي آمدم، كه ناگهان يكي از بچه ها گفت:گوش كنيد! وديگري اين بار رساتر، گوش كنيد! همه ظبط صوت هايشان را خاموش كردند همه ي ما با هم به سنفوني باد گوش مي داديم، آوايي دلنشين به گوش مي رسيد: 

منم كورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر وآكد، شاه چهار گوشه ي جهان...

من براي صلح كوشيدم. من برده داري را برانداختم، به بدبختي آنان پايان بخشيدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند و آنان را نيازارند...

سكوت دلنشيني در آن دشت به پا شد، حالا ماه درست روبروي من بود، به ستاره ها مي نگريستم، آيا دوهزار سال پيش نياكان من همين چيزي كه من مي ديدم، مي ديدند؟ شايد، شايد اگر كمي نيك انديش تر، نيك گفتارتر، و نيك كردارتر بودم، راز اين دشت بزرگ را مي يافتم. به دور و برم نگاه كردم، پرسپوليس (تخت جمشيد)، نخستين خانه ي ملل، در جهان كه بدست مردمي نيك سرشت پايه گذاري شد، جايي كه حتي، روياي آن براي خيلي از كشورهاي پيشرفته ي جهان، خيالي دست نيافتني ست. و سرنوشت آن نيز مايه ي عبرت، كه راستي و دروغ در ستيز هستند، ولي در آخر اين نيكي و راستي ست كه پيروز مي شود. آري سرانجام خانه ي ملل يا تخت جمشيد كه بوسيله ي انساني نيك نهاد پايه گذاري شده بود، بدست انساني بدنهاد و كژانديش، در آتش حسادت و كينه سوخت. اسكندر گجستك نشان داد كه حد فاصل نيكي و كژي يك گام بيشتر نيست.

آن شب من و دوستانم، نمايندگان ماد را ديديم كه كلاه گرد نمدي بسر داشتند، نمايندگان عيلامي با جامه هاي بلند چين دار و چكمه هاي بند دار، صداي غرش شيرانشان در دشت پيچيده بود. نمايندگان ليدي را ديدم، با گردونه اي زيبا كه با دو اسب كشيده مي شد. بوي خوش عود و اسپند در هوا پراكنده بود. نبرد شيري خشمگين با گاوي گريز پا و زيبا را ديدم كه گردنبندي از گل هاي دوازده گلبرگي برگردن داشت، شير پنجه هايش را بر پشت گاو نهاده و آنرا به دندان گرفته بود، و گاو سر را به عقب برگردانده و با شگفتي او را تماشا مي كرد...

سپس همه ي ما براي به پا داشتن آتش برخاستيم، يكي از بچه ها، گفت: براي برپا داشتن آتش در چنين شبي در چنين مكاني به چه چيز نيازمنديم؟ همه گفتند: به چوب هاي خشك، خوش بو،  خوش سوز كه بي دود مي سوزند، وما بايد هر روزه آتش زندگي را با هوشياري و خلوص روشن و برقرار كنيم.

زرتشت بيا كه با تو اميد آيد     

  شب نيز صداي پاي خورشيد آيد

تاريخ اگر دوباره تكرار شود     

 آدم به طواف تخت جمشيد آيد

  (براي آگاهي هاي بيشتر در مورد تخت جمشيد: تخت جمشيد بناي ميهني ايرانيان و انجمن همپرسگي ملي: مرادي غياث آبادي)

لینک نوشته

نازنین متین-

وبلاگ من
آرشيو
  • فروهر
  • سيزده به در
  • هفت سين
  • جشن نوروز
  • سوشيانت
  • جشن سده
  • چهارشنبه سوری
  • جشن اسفندگان
  • حکومت در دوره هخامنشيان
  • جشن تيرگان
  • زن هخامنشی
  • زرتشت
  • ازدواج در دين زرتشتی
  • سنگ نبشته خشايار شاه در موزه تخت جمشيد
  • آتش خاموش
  • فرهنگ ايرانی
  • ابومسلم خراسانی
  • جهان بينی زرتشت
  • فرانک
  • چرا ايران ايران ماند؟
  • 2فرانک
  • دنیا به کجا می رود؟
  • زن در دوره ساسانی
  • و امروز ما برای ايران فردا می پرسيم چرا؟
  • جشن مهرگان
  • پايان فرانک
  • کورش بزرگ
  • افت اخلاقی
  • آرش
  • افت اخلاقی ۲
  • عارف قزوينی
  • گاتها وتأ ثير آن بر دانش در ايران باستان وجهان
  • آيين زرتشت
  • تهاجم فرهنگي،آن هم از نوع داخلي
  • يك دين با دو خدا
  • يک دين و دو خدا ۲
  • لينكستان
    رتبه گوگل من