جستاری در گیتی
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs
زرتشت ،پيامبر و دانشمند2

          زرتشت ،پيامبر و دانشمند2

زرتشت

رسول رازداران زمين

اين گونه با سنگ و ستاره سخن گفت:

آه كه از حضور اين همه رنج

دامني كجاست تا مهربان تر از اينم طلب كند؟

كجاست؟

روشن ترين روياهاي آدمي؟

آن خواب آسوده ،آن هستي يكسره كجاست؟

به موجب دينكرد،گزيده هاي زات سپرم،زراتشت نامه،دبستان المذاهب،از حضرت باري،اهورامزدا،پرتو اولين ،به صورت نوري بسيار درخشان بر زرتشت ،هنگامي تجلي كرد كه دوران تهذيب نفس و انزوا وتفكر را گذرانده بود

وآن نور اقدس، همان امشاسپند بهمن است كه سهروردي نيز چنانكه خواهد آمد ،درست با همين روش او را معرفي كرده است:

بيامد به زرتشت پاكيزه راي       همان روز بهمن به امر خداي

درخشنده از دور مانند هور       بپوشيده يك دست جامه ز نور

به زرتشت گفتا كه:برگوي نام     چه جويي ز دنيا چه داري كام؟

بدوگفت زرتشت:كاي نيك راي     نجويم همي جز رضاي خداي

مرادم همه سوي فرمان اوست     ازيرا كه هر دو جهان زان اوست

به جز راستي مي نجويد دلم         به گرد كژي مي نپويد دلم

اگر امر يزدان به جاي آورم          همه كام دل زير پاي آورم...

سرانجام ، بهمن وي را به معراج نور مي برد وبه در گاه اهورا در مي آيد:

چو بگشاد زرتشت مر چشم را            به مينو تن خويش ديدش فرا

از اول به يك انجمن بنگريد         كه از نورشان سايه ي خود نديد...

يكي انجمن ديگر از پاك نور        پرستار ايشان در آن خلد ،حور...

اين بخش از زراتشت نامه ،برابر است با بخش 22 از گزيده هاي زات سپرم. در اين كتاب آمده كه اهورامزدا خود را به سان روشنايي بي پاياني به زرتشت نشان داد كه سر در فرازناي آسمان داشت وپا در ژرفاي زمين ،ودست ها در هر دو طرف آسمان به بي نهايت افراخته(وخداوند همه ي هستي را شامل مي شود وبر همه جا و همه چيز محاط است ،و نوري است در آسمان و زمين ،يا نور آسمان و زمين است)و آسمان به مانند جامه اي در بر اوست . امشاسپندان ،كه انوار اهورايي هستند ،زرتشت را به سه وَر يا سه آزمايش ايزدي ،جهت قابليت دعوت كردند. نخست كومه هايي، كه سه كومه ي بلند از آتش بود بدو نشان دادند: كومه ي نخست انديشه ي نيك ،دومي گفتار نيك ،سومي كردار نيك،و زرتشت از ميان آن آتشان گذشت كه هيچ نسوخت و ديگر آزمايش ها كه درون مايه ي راز و رمز دارند.

سه اصل :انديشه ي نيك يا انديشه ي راست ،گفتار راست و كردار راست ،هرگاه كه به نهايت مي رسيد، حكمت را  موجب مي شد .زرتشت از سه كومه ي آتش ،جهت وَر ،اثبات آزمايش ايزدي ،به سلامت مي گذرد كه كنايه از گذر مراحل رستگاري است.

حكمت ان گاهي است كه حاصل تفكر ،مراقبه و درون نگري به نتيجه ي مثبت برسد.در گاثاها ،زرتشت با طرح پرسش هايي ،در صدد دريافت علل و مسايل آفرينش و عواطف و رويدادهاي اذهان و عقول بشري است. پس از اين دوران، مي گويد:چون نيك نگريستم ، تو را درون خويش ديدم كه علت اول و آخر هستي و پاسخ ها را در يافتم.

در آيين مزديسني زرتشتي:بستن كشتي امري است تمثيلي .زرتشتيان معتقد بودند كه اهريمن و ديوان تنها تا آن حد از آسمان را قادرند بيالايند كه تا زير سپهر ستارگان نياميزنده است و منظور ايشان از سپهر ستارگان نياميزنده در واقع طبقه ي سوم از هفت طبقه ي آسمان و كهكشان بود.از آنجا كه انسان كوچك و زمين و آسمان جهان بزرگ است ،بدن انسان را نيز زرتشتيان به جهان شبيه مي كردند وگمان داشتند كه آلودگي و پليدي اهريمني تا به كمر انسان راه دارد و انسان مومن از سينه به بالا پاكيزه و هرمزدي است. پس كشتي كه بر كمر بسته مي شود ،نمادي است از سپهر ستارگان نياميزنده و كهكشان كه مرز آلودگي و پاكي را در انسان مشخص مي كند و ما را به ياد وظايف ديني مان مي افكند.

آدمي ،جهان اصغر وجهان اكبر را در خود دارد .واين در اختيار خود اوست كه پوياي كدام راه باشد. مولانا مي فرمايد:

پس به صورت عالم اصغر تويي        پس به معني عالم اكبر تويي...

خداي را دو جهان است فعلي وعقلي    يكي به مايه قليل و دگر به مايه كثير

آب ،باد، خاك، آتش، نعمت ها ، شادي، نيكي، خوش پوشي، و خوش خوراكي و... همه وهمه نيك وپسنديده است. آب پاك روان كه سرچشمه ي زندگي است <خورشيد ونور و آفتاب و آتش و ...همه تجليات ذات احديت است.احترام به آب و ترنم سرود براي اين مايه حياتي ،ستايش خورشيد و گياه و... جز ستايش خداوند نيستند- اما ذات باري شايسته ي بزرگترين ستايش ها و ادعيه است.

همين بيان ،با روشني و وضوحي كامل ،سده ها پيش از اين ،به وسيله ي پدران ما بيان شده ،در گاثاها، آمده است:

اينك براي شما بيان مي كنم ، براي كساني كه براي رسيدن به اهورامزدا ،به راستي و روشنايي سالك مي شوند .بشنويد و آنچه راكه نيكوست به ميانجي انديشه ي نيك بر گزينيد از ميان اين دو آيين كه توأمانند و جفت. يكي در انديشه و گفتار و كردار نيك ،و يكي در انديشه و گفتار و كردار بد. آنان كه نيك انديش و پوياي راه حق و حقيقت هستند بي گمان آيين درست را بر مي گزينند...

در گزيده هاي زات سپرم ،دينكرد، كتاب هفتم،زراتشت نامه ملاحظه مي شود هنگامي كه فَر ياخُره به دغدو پيوست، به صورت هاله اي از نور، اورا درخشان ساخت ،مسيحيان اين فكر را از ايرانيان گرفته ،گرد سر قديسيان و حضرت مسيح و بزرگان و حواريون را هاله اي از نور ترسيم مي كردند،كه نشان برگزيدگي از سوي خداوند و صاحب خرَه يا نور آسماني بودن بود.

كشور ايران چون مورد نظر اهورا مزدا، وجايگاه بعثت پيامبرش بود، داراي فَر و خره شناخته مي شد.

خره نوري است كه از زات باريتعالي درخشيدن مي گيرد، وبه وسيله ي نيروي اين نور است كه يكي از مردمان مهتري يافته وبر ديگران سر مي شود .آنچه از اين فَرَ ونور كه به پادشاهان مي پيوندد، به كيان خرَه موسوم است، كه كيخسرو پيروز و راست گو بر آن دست يافت و پدر آتش (=اَب القدس) زبان او را گويا كرد و از ناديدني ها سخن گفت و روان او را به جهان مينوي فراز برد و با انوار خدا روشنايي ايزدي مواجه شد...

در رساله ي زند بهمن يسن (بخش سوم، بند14-3) روايتي آمده است كه بسيار پر معني وقابل تأمل مي باشد .زرتشت از اورمزد درخواست بي مرگي و جاودانگي مي كند. اما اورمزد به وي مي گويد اين ممكن نيست ، چون مقدر است تو به وسيله ي تور برادروش كَرَپ كشته شوي .پس هرگاه انوشه شوي –آن گاه رستاخيز و تن پسين كردن نشايد.چون زرتشت تأمل و انديشه مي كند ،اورمزد خودآگاهي وعلم ودانش آسماني را به شكل آب به دست وي داده و مي گويد بنوش.زرتشت آن را نوشيد و دانش آسماني ودريافت آسماني و دريافت مينوي، از اورمزد به او منتقل شد. زرتشت مدت هفت شبانه روز ، مينوي تنش جدا شده و جدا از ماده به ديدار همه ي هستي و رويدادها پرداخت و معراج كرد و پس از اين مدت ، روح يا مينوي تن ، به پيكر و كالبدش بازگشت ، در حالي كه به در يافتي روشن به وسيله ي شهود رسيده بود.(براي آگاهي هاي بيشتر :حكمت خسرواني نويسنده هاشم رضي)

لینک نوشته

نازنین متین-

وبلاگ من
آرشيو
  • فروهر
  • سيزده به در
  • هفت سين
  • جشن نوروز
  • سوشيانت
  • جشن سده
  • چهارشنبه سوری
  • جشن اسفندگان
  • حکومت در دوره هخامنشيان
  • جشن تيرگان
  • زن هخامنشی
  • زرتشت
  • ازدواج در دين زرتشتی
  • سنگ نبشته خشايار شاه در موزه تخت جمشيد
  • آتش خاموش
  • فرهنگ ايرانی
  • ابومسلم خراسانی
  • جهان بينی زرتشت
  • فرانک
  • چرا ايران ايران ماند؟
  • 2فرانک
  • دنیا به کجا می رود؟
  • زن در دوره ساسانی
  • و امروز ما برای ايران فردا می پرسيم چرا؟
  • جشن مهرگان
  • پايان فرانک
  • کورش بزرگ
  • افت اخلاقی
  • آرش
  • افت اخلاقی ۲
  • عارف قزوينی
  • گاتها وتأ ثير آن بر دانش در ايران باستان وجهان
  • آيين زرتشت
  • تهاجم فرهنگي،آن هم از نوع داخلي
  • يك دين با دو خدا
  • يک دين و دو خدا ۲
  • لينكستان
    رتبه گوگل من