جستاری در گیتی
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs
تحليل و بررسی سريال شب های برره

                       بزرگ داناي هستي بخش

 

           در برره به دنبال چه هستيم؟

به راستي در اين برهه از زمان كه در سراسر دنيا بحث از هويت فرهنگي و تاريخي، گفتگوي تمدن ها و قوميت ها، دهكده كوچك جهاني و هزاران كلمات آب و تاب داري كه روزانه از طريق وسايل ارتباط جمعي به گوش جهانيان مي رسد و در جاي جاي اين كره خاكي يادگارهايي را هر چند نه خيلي كهن در معرض ديد مردم مشتاق قرار مي دهند تا افتخار ديدار صندلي ناپلئون و يا ميزگرد سمينارهاي بيسمارك و يا گل رز كاشته شده توسط ژزفين و يا خانه اثرها ي ماندگار از اين تداخل طبيعي چه كرده ايم؟

در اين مقطع حساس اجتماعي كه اصطكاك و برخورد فرهنگها ميرود تا جايي را براي به ثمر رسيدن فرهنگ غالب باز كند تيشه به ريشه فرهنگ خودي زدن جاي بسي تأمل دارد. بعضي خبرهايي كه روزانه از طريق رسانه هاي گروهي خوانده، شنيده و ديده مي شود شوربختانه چيزي جز قطع ارتباط با گذشته و تهي شدن در آينده نيست. طي چند ماه اخير خبر غرق شدن احتمالي پاسارگاد و محو يكسد و سي اثر تنگه بلاغي و به دنبال آن عدم استقبال از اجراي كنسرت موسيقي ملل در تخت جمشيد مي تواند به تنهايي شوك هايي را به كالبد فرهنگي جامعه وارد نمايد كه خسارات جبران ناپذير آن عن قريب غالب شدن فرهنگ بيگانه را به دنبال خواهد داشت. فرهنگي كه بصورت خزنده، زيركانه و محتاطانه مي رود تا جايگزين هويت ملي، فرهنگ خودي و اصالت ملي گردد و در اين راستا چاشني آقايان در اجراي سناريوي شبهاي برره بحق كه تير خلاصي است برپيكره بيجان و مدهوش فرهنگ خودي. بسي جاي تأمل است چگونه در كشوري كه تاريخ تمدن چندين هزار ساله آن چشم جهانيان را به خود خيره ساخته، اينگونه ناشيانه زبان، فرهنگ و تاريخ اين سرزمين را به سخره گرفته ايم.

در شب هاي برره كه شوربختانه شب هاي عزا و به يغما رفتن هويت مليت ايران از هر قوم و فرقه و طبقه اي (ترك، فارس، شهري، روستايي،...) است، لبخند تلخ حقارت را آگاهانه بر لبان كودكاني مي نشانيم كه درخت شخصيت ملي آنان درحال باروري است و ما با اين اعمال آن را به سوي خزان فرهنگي سوق مي دهيم.

ملتي كه تاريخ پربار آن مملو از رشادت و شجاعت است و جاي جاي اين سرزمين جاي پاي بابك، مازيار، ابومسلم، اميركبير،... است به نمايش گذاشتن سريالي كه فقط به تمسخر كشاندن زبان و رواج كلمات مشمئز كننده در ميان دانش آموزان و جوانان و حتي بروز ناهنجاري هايي درميان اقشار جوان جامعه در قالب دعواي برره اي، و يا تهران محوري و پايمال كردن حقوق شهرستاني روستايي .

آنهايي كه نا آگاهانه و يا برنامه ريزي شده وارد مقوله هاي تاريخي و فرهنگي جامعه ايراني مي گردند و با نوشتن فيلمنامه هايي نه تنها كلماتي را در جامعه رواج مي دهند كه در فرهنگ لغات ما نامانوس است (سه سوت، تابلو، سه، بي كلاس، ضابلو، ضايع...) بلكه موجب بروز اعمالي از سوي فرزندان اين مرز و بوم گرديده اند كه اظهار آن نمك بر زخم شمشير پاشيدن است. گذشتگان ما اين سرزمين را با توماري از شجاعت، نسل اندر نسل بدست ما سپرده اند و ما نا باورانه نه تنها در راه حفظ و احياي اين فرهنگ اصيل گامي برنداشته ايم، بل، با داس بي خردي ساقه هاي بارور آن را هرس كرده ايم.

در سناريوي برره به دنبال چه هستيم و با پاشيدن نمك تمسخر به فرهنگ روستانشيني به لهجه هاي قومي به وقايع تاريخي و حتي بافت مسكوني جامعه و رواج اعمال و رفتارهايي درميان قشر نوجوان كشور عزيزمان ايران گامهايمان را به سوي مغلوب شدن و حتي محلول دشن در فرهنگ بيگانه سترگ گردانيده ايم. جوان ايراني كه امروزه با ديدن فيلم هايي چون ارباب حلقه ها و خواندن كتاب هايي چون هري پاتر در دنياي تخيلات علمي غرق است و اوقات فراغت خود را با شنيدن موسيقي هاي غربي و به قول خودشان حال كردن فرامرزي، شكل ميدهند، چرا با پخش فيلم هايي از جمله سناريوي برره هويت ملي و اصالت چهار هزارساله و بافتهاي سنتي و قومي اين سرزمين را به چالش غيرمنطقي فرامي خوانيم. آيا فقط فرياد برآوردن و اظهار نگراني كردن از نفوذ فرهنگ بيگانه و آنگاه شب را جلو تلويزيون به تماشاي استهزاي فرهنگ خودي نشستن مشكل ما را در اين وضعيت حساس كه از تريبونهاي بين المللي فرياد حقانيت هسته اي خود را به گوش جهانيان مي رسانيم كافي است؟

ما فرداي ايران هسته اي را به دست چه كساني مي سپاريم؟

جواناني مسخ والينه شده و محلول در دامان فرهنگ غربي و عاري از فرهنگ خودي و يا ايرانياني با هويت واصالت ملي؟كدام گزينه برتر است؟

مسئولين ودست اندركاران امور فرهنگي جامعه باداشتن تعهد ومسئوليتي كه رسالت ملي آنان است در چه مسيري گام بر مي دارند وچرا پايه هاي ايران اسلامي را بر روي  درياي ناباوري بي هويتي وپوچي گرايي به سوي فروريختن ناآگاهانه وشايد آگاهانه هدايت مي كنند؟

پاسخگوي فوت كردن روي شانه ها به جاي سلام، ريختن روي سر همديگر در هنگام تعطيلي مدارس به نام دعواي برره اي،پرت كردن قند وخشكباربه داخل دهان،ارسال پيام هاي كوتاه تلفن همراه با لهجه ناشناخته برره اي چه كسي است؟

ساختن مجسمه ها جاويدان تخت جمشيد دردرب ورودي منازل سالارخان،علم كردن يك تهراني به نام كيانوش به عنوان الگوي سواد،منطق،شم سياسي،ژست وتشخيص ومعرفي عده اي روستايي به عنوان افرادي عامي،بي سوادوبي منطق وبي ادب كه به جاي بله «هاها»مي كنندومدام آب دهان را...؟!ساخته و پرداخته كدام فرهنگ دوست ايراني است؟

وكلاي محترم مرز وبوم ،به پاس حرمت نهادن به سرزمين مان،به تاريخمان وبه فرهنگ غني ايرانيت وبه پاس ارج نهادن به ملت شريفي كه تمدن او افتخار اوست وبه پاس گراميداشت ياد وخاطره آنهايي كه با ريختن خون پاكشان تمام اوراق تاريخ هزاران ساله ي ايران رابه رنگين كمان استقلال طلبي وآرمان خواهي و خردگرايي بدل ساخته اند وبه يمن اقبالي كه از سوي اين ملت شريف به شما روي آورده وراه ترقيتان را در اجراي مسئوليت خطيرتان كه مهمترين آن به نوعي پاسداري از مرزهاي جغرافيايي ،سياسي وتاريخي وفرهنگي اين كهن ديار است،نگذاريد بيش از اين اصالت وهويت مارا به تمسخر ببرند.

                                                       پاينده ايران

                                                    برگرفته:امرداد 6آذر1384

 

 

لینک نوشته

نازنین متین-

وبلاگ من
آرشيو
  • فروهر
  • سيزده به در
  • هفت سين
  • جشن نوروز
  • سوشيانت
  • جشن سده
  • چهارشنبه سوری
  • جشن اسفندگان
  • حکومت در دوره هخامنشيان
  • جشن تيرگان
  • زن هخامنشی
  • زرتشت
  • ازدواج در دين زرتشتی
  • سنگ نبشته خشايار شاه در موزه تخت جمشيد
  • آتش خاموش
  • فرهنگ ايرانی
  • ابومسلم خراسانی
  • جهان بينی زرتشت
  • فرانک
  • چرا ايران ايران ماند؟
  • 2فرانک
  • دنیا به کجا می رود؟
  • زن در دوره ساسانی
  • و امروز ما برای ايران فردا می پرسيم چرا؟
  • جشن مهرگان
  • پايان فرانک
  • کورش بزرگ
  • افت اخلاقی
  • آرش
  • افت اخلاقی ۲
  • عارف قزوينی
  • گاتها وتأ ثير آن بر دانش در ايران باستان وجهان
  • آيين زرتشت
  • تهاجم فرهنگي،آن هم از نوع داخلي
  • يك دين با دو خدا
  • يک دين و دو خدا ۲
  • لينكستان
    رتبه گوگل من