جستاری در گیتی
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs
افت اخلاقی ۲

                                بزرگ داناي هستي بخش

 

ادامه افت اخلا قي

 از آنچه در روزنا مه ها مي خوانيم و يا در كوچه و بازار مي شنويم، و يا در عمل مشا هده مي كنيم، افت اخلاقي درجامعه ي كنوني به درجه  نگران كننده اي رسيده است. لازم نيست كسي وارد جزئيات و ارقام بشود. از همه نوع هر روز بر شمرده مي شود: از جرم و جنايت، قاچاق، اعتياد، كلاه برداري، تقلب در كسب، كه اكنون اصطلاح«رانت خواري» هم برآن اضافه گرديده، تا برسد به گسيختگي خانوادگي: طلاق، فراردخترها، ولگردي، فحشا، اما از اينها خطرناكتر عارضه هاي پنهان است، شبيه به بيماري اي كه خبر نمي دهد: چون حالت عبوس و قهر كه مردم با هم دارند، دشمني بي دليل، دل مردگي، تند خويي، بي حوصلگي، حالت كلافه... نيز به هم ريختگي رفتاري كه نمونه ي بارزش در رانندگي تهران و شهرهاي بزرگ ديده مي شود.

موتور سيكلت هايي كه شهر را به صورت يك بازار مكاره ي توحش درآورده اند. حالت ناكارآمد در اداره ها... به طور كلي يك فرهنگ بي اعتنايي به وقت، به حيثيت انساني، و حتي به جان، در حال پيشروي است. بي اعتمادي كه بر همه شئون حاكم گرديده، موجب است كه هيچ پناهگاه، شفيع و فريادرسي جز پول در برابر نباشد. از اينرو ما با يك وضع سهل و ممتنع روبروييم: همه چيز شدني است و در عين حال، ساده ترين كارها ناشدني، پول به صورت قلعه و زره و جان پناه درآمده است كه با نبود آن بايد از جان مايه گذارد.

با اين حال، نمي شود مردم را متهم كرد كه خواسته انداز خود خلع اخلاق بكنند. به نظر مي رسد كه با بي ميلي به آن گردن نهاده اند، زيرا در بازار كه مي خواهيد مايحتاج خود را بخريد، ناچاريد سكه اي را كه رايج است به كاربريد.

خطر از ناحيه ي نسل جوان افزونتر است، چه، آنهايند كه بايد كشور را در آينده تحويل بگيرند. به چه كساني تحويل داده مي شود؟ به كساني كه درست نمي دانند به چه سويي روان خواهند بود؟ در ميان آنان هستند كساني كه رعايت اخلاق اجتماعي را مرادف با كم هوشي، عقب ماندگي و ضد روشنفكري بدانند.

اين حالت روبروست با حالتي ديگر كه درست ضد آن است، يعني آگاهي نسبت به ضرورت چاره جويي بنيادي. هيچ گاه نسل جوان تا اين پايه نسبت به سرنوشت خود حساس نبوده است كه اكنون هست. اين يك نشانه مثبت است. اما ضعف فرهنگ و آموزش درست، انسجامي را كه مستلزم انديشه راه شناس است، دچار پراكندگي كرده، و اين، جوان را به جانب بي اخلاقي سوق مي دهد، گاه به جانب عصيان، كه هر دو، كشور را مي برند به سوي تزلزل بنيان هاي اجتماعي.

تا آنجا كه بشود از تاريخ و تجربه هاي ريز و درشت و دور و نزديك گواهي گرفت، بنيان هاي اخلاقي، كه مجمو ع آنها را فرهنگ عمومي مي خوانيم محكم ترين پايه براي بر سرپا نگه داشتن يك جامعه است.

به همين كشور خود نگاه كنيم كه چند بار مورد هجوم هاي بزرگ قرار گرفته است، ولي يكباره خرد و نابود نشده. از نو كمر راست كرده، زيرا بنيادهاي فرهنگي با وجود ناهمواري زندگي، درآن به قدر كافي استحكام داشتند. مردم در اوضاع و احوال تازه هواي همديگر را داشتند، به اصولي پاي بند بودند. بدين گونه است كه ايراني لااقل سه هزار سال حيات ملي خود را ادامه داد، در حالي كه طي همين زمان، تمدنهاي ديگر با همه اسم و رسمي كه آنها را بود، از صفحه روز گار محو شدند.

تاريخ و افسانه هر دو نشان داده اند كه فقر اقتصادي يا هجوم دشمن ،

يك ملت را از پاي در نمي آورد. اراده مردم مي تواند همه چير را ترميم كند و اراده نيز از جهان بيني، يعني باورهاي بارور كننده سر چشمه مي گيرد. ولي اگر مردم اندك اندك به اين نتيجه رسيدند كه آنچه «اخلاق» ناميده مي شده دست و پا گير است، و تنها يك اصل كارگشا مي ماند و آن اين است كه پول بيشتري در ازاي كار كمتر يا كار انحرافي به دست آيد، آنگاه بايد احساس نگراني كرد.

ضعف اخلاق كه موجب سلب اعتماد مردم به همديگر بشود، تأثيرگذاري

ديگرش آن است كه آرامش روحي را از جامعه مي گيرد. اگر اين احساس پيداشد كه كسي كه با شما سر و كار دارد، صاف و راست نيست، و قانون هم از شما پشتيباني نمي كند، ناچاريد كه در حال هشداري مداوم به سر بريد، و اين هشداري مداوم آيا كافي نيست كه زندگي را تلخ بكند، و آيا چاشني تلخ وقتي وارد فضاي روحي كشور شد مانند هواي تهران به صورت يك پديده ي كسالت بار بيرون نمي آيد؟

البته هر چيز موجبي دارد. چرا بايد ملتي كه چند هزار سال با يك سلسله اصول زندگي كرد، اكنون ديگر لازم نداند كه آنها را جدي بگيرد؟

زندگي در دنياي امروز اقتضاهاي تازه اي را پيش آورده پس هر ملتي ناگزير به پيروي از اقتضاهاست. اخلاق مي تواند تغيير سبك بدهد، ولي نبايد ناپديد شود.

زندگي كنوني بر پايه ي همبستگي ملي تركيب گرفته است. مانند آن است كه گروهي بخواهند از رودخانه اي خروشان عبور كنند. راهش آن است كه دست به دست هم بدهند تا غرق نشوند. اين همبستگي بدان معناست كه اصول همه جانبه اي كه هماهنگ با سرشت انسان و پذيرش همگاني باشد، بر جامعه حكمروا بماند.

بديهي است كه در هر نوع ناهنجاري اجتماعي، بايد به سراغ اقتصاد هم رفت. جريان بي توجيه و بي تناسب اقتصاد كه در آن هر كسي تصور كند كه به حقي كه دارد، نمي رسد، موجب آن مي شود كه او حق خود را از هر راهي كه شد، كسب كند. خاصه آنكه حد و مرز خواستن به هم بخورد. بدين گونه افت اخلاقي ناشي مي شود از فقدان هنجار.

هنجار اجتماعي بدان معناست كه وجدان ملت به كار بيفتد يعني هر كس معتقد شود كه رعايت مصلحت عام خود كمك به نفع فردي هم مي كند. البته در  هر جامعه اي يك گروه، متقلب، نخاله و بيراهه رو هست، ولي روش آنها نبايد به صورت يك شيوه مرغوب جلوه كند.

همه آنچه در گذشته از مصاديق اخلاق شناخته مي شود، از نوع پايبندي به عهد، حسن عمل، تطابق گفتار و كردار، و به طور كلي وجدان كار و عفاف اجتماعي... همه اينها امروز هم مورد نيازند، منتها وجهه جمعي به خود گرفته و قانونمند شده اند. وقتي شما نام كشورها و ملت ها را مي شنويد، فوري قضاوت مي كنيد كه جزو كدام گروه اند: در رابطه با آنها بايد هواي خود را داشت، يا اعتماد ورزيد، و در مجموع برد را با كساني مي بينيد كه مي توانند در رفتار خود جلب اطمينان بكنند.

وقتي به تاريخ و قرائن نگاه مي افكنيم مي بينيم كه اكثريت مردم ايران در مجموع، مشكل تمدني و ذاتي ندارند، مشكل موضعي و مقطعي دارند آنها به طبع « سيال» گرايش دارند.آموخته اند كه از اقتضايي كه باب طبع روز است، پيروي كنند، ولو برخلاف ميل باطني آنها باشد.

چون هيچ رويكرد اجتماعي بي دليل نيست، و چيزي از آسمان نمي افتد، بايد اين مسئله را به ريشه يابي گذارد كه چرا«افت اخلاقي»مانند آب درياي مازندران كه چند سال پيش، رو به پيش روي دارد. آيا مي شود اين پايه پايه ها را كه راهبرد رفتار اجتماعي است، به حال خود گذارد؟ سرسري گرفت؟

بنابراين اگر ضرورت نوعي اخلاق براي بقا جامعه، مرود قبول است بايد كاري كرد كه اقتضا ها در مسير درست بيافتند يعني به گونه اي باشند كه با اقتضاهاي دنياي امروز و صلاح ملت همخواني داشته باشند.   

 

         پايان

 

لینک نوشته

نازنین متین-

وبلاگ من
آرشيو
  • فروهر
  • سيزده به در
  • هفت سين
  • جشن نوروز
  • سوشيانت
  • جشن سده
  • چهارشنبه سوری
  • جشن اسفندگان
  • حکومت در دوره هخامنشيان
  • جشن تيرگان
  • زن هخامنشی
  • زرتشت
  • ازدواج در دين زرتشتی
  • سنگ نبشته خشايار شاه در موزه تخت جمشيد
  • آتش خاموش
  • فرهنگ ايرانی
  • ابومسلم خراسانی
  • جهان بينی زرتشت
  • فرانک
  • چرا ايران ايران ماند؟
  • 2فرانک
  • دنیا به کجا می رود؟
  • زن در دوره ساسانی
  • و امروز ما برای ايران فردا می پرسيم چرا؟
  • جشن مهرگان
  • پايان فرانک
  • کورش بزرگ
  • افت اخلاقی
  • آرش
  • افت اخلاقی ۲
  • عارف قزوينی
  • گاتها وتأ ثير آن بر دانش در ايران باستان وجهان
  • آيين زرتشت
  • تهاجم فرهنگي،آن هم از نوع داخلي
  • يك دين با دو خدا
  • يک دين و دو خدا ۲
  • لينكستان
    رتبه گوگل من