جستاری در گیتی
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs
افت اخلاقی

اُفت اخلاقی

                                           ماهی از سر گُنده گردد نی زدُم

                                                                                      مولوی

افت اخلاقی، مادر همه افت هاست. افت های دیگر از نوع اقتصادی، سیاست، روابط اجتماعی، همگی دنباله رو او هستند. این چیست که این همه آثار دارد؟ خیلی ساده گسیختگی رشته های حفاظ است، که افراد یک جامعه را به هم پیوند می دهد، که این حفاظ اگر نبود، مانند خودرویی     می شود که ترمزش معیوب باشد.

انسان در سرنوشت خام خود تمایلش آن است که هرچه دلخواهش است به انجام برسد، هیچ کس یا هیچ چیز در برابر او مانع ایجاد نکند. افت اخلاقی حفاظ را از میان بر میدارد، و آنگاه دیگر شخص به حال خود رها شده است. چون در همه جوامع، حتی جوامع ابتدایی و بسیار ساده، نوعی اصول اخلاقی حکم فرما بوده، این سؤال اخلاقی پیش می آید که چرا بشر اصولا" اخلاق را در خود پذیرفته؟ قبل از هر چیز چنین می نماید که ضرورت همزیستی در اجتماع منشأ آن بوده، نوعی محاسبه است. نمی شود به صورت گروهی زندگی کرد و بعضی اصول را در میان خود برقرار نداشت. قانون و عرف برای این منظور کافی نبوده است، زیرا گسترش مسایل بشری بیش از آن است که آن دو بتوانند به تنهایی آن را جوابگو شوند آدمی علاوه بر نظم، احتیاج به نوعی آرامش درونی هم دارد که از طریق اخلاق تامین می شود.

قانون و عرف، قرادادی است، ولی اخلاق از عواطف انسانی مایه    می گیرد، زیرا آدمیزاد موجودی است دارای دو ملکه یاد و پیش بینی. یاد، او را از تجربه های گذشته بهره ور می دارد، و پیش بینی، عواقب آینده را در برابرش می نهد. وقتی شما می بینید که چون به شما ضربه بزنند، احساس درد می کنید، به یاد می آورید که دیگران هم با همان عارضه همان دریافت را دارند، و از آن می پرهیزید، زیرا استعداد پیش بینی به شما می گوید که غافل بودن از درد دیگران، دیگران را نسبت به درد شما غافل خواهد داشت. این، نوعی محاسبه تلطیف شده است که از طریق بیداری وجدان حاصل می شود. وجدان در معنای آگاهی.

تفاوت اخلاق با قانون و آیین آن است که رعایت آن الزام ندارد، ولی تأثیر آن از هر دو آنها بیشتر است، زیرا از آنجا که بازخواستی نیست، فرد بی اخلاق می تواند تا هر جا که خواست جلو رود.

بی اخلاقی تا زمانی که نمود بیرونی اش به خرق قانون و آیین نینجامیده، کسی با آن کاری ندارد، زیرا تقلب نامکشوف است. از قدیم   گفته اند: «دزد ناگرفته پادشاه است» از این رو زیانش زیرزمینی می شود.

مردم ممکن است روزی دریابند که او بی اخلاق است، ولی دلیل قانونی برضد او ندارند. او هم البته این کوشش را به کار می برد که تا سرحد مچ گیری، یعنی تا سرحد نقض قانون، جلو نرود.

هیچ جامعه ای را با قانون تنها نمی توان اداره کرد، اما قانون باید پشتوانه ای داشته باشد که آن را از الزام به اذعان تبدیل کند و آن خود خمیرمایه اش را در اخلاق باید جست. نزدیک به همه کشورها قانون دارند، حتی آنان که «عقب مانده» شناخته شده اند ولی تفاوت میان کشور های سامان دار و بی سامان در آن است که در نخستین ها مردم قانون را با اعتقاد پذیرفته اند و آن را به سود خود می دانند، در دومی ها به اجبار، و از آن شانه خالی می کنند.

دنیای جدید خصوصیاتی داشته که هر چه بیشتر خواسته است بر قانون تکیه کند تا بر اخلاق، زیرا به سرکشی های روحیه انسانی اعتماد نداشته منتها می بایست این شرط را ملحوظ دارد، که « اخلاق احترام به قانون» از نظر دور داشته نشود.

مردم مانند آفتابگردان هستند که روی خود را به طرف آفتاب            می گردانند. آنها به جانبی رو می کنند که نیازهایشان را برآورده کند اگر قانون این کار را نتوانست بکند، خود وارد صحنه می شوند. البته وارد صحنه شدن، مستلزم آن است که شخص موانع وجدانی خود را از جلو بردارد. مثالی بیاوریم: در یک سالن سینما اگر نشانه ای از آتش سوزی به چشم خورد، حتی در یک کشور بسیار متمدن، با مردم بسیار آداب دان جای تعجب نخواهد بود که تماشا گران زیر دست و پا همدیگر را له کنند، در حالی که همه آنان در وضع عادی رعایت حق همدیگر را دارند. آتش سوزی،       نامجاز های معمول را مجاز کرده است. ضعف اعتقاد به قانون زمانی شیوع می یابد که اعتماد به حسن نظر واضع و مجری قانون از مردم سلب گردد، در غیر این صورت نمی توان پذیرفت که مردم به آنچه سود خود آنها در آن است_ یعنی سامان درست اجتماعی_ به این آسانی پشت پا بزنند. تمشیتی که در دنیای صنعتی داده شده است _ از ژاپن تا اروپا و آمریکای شمالی_ از این جهت است که سازمان اجتماعی کشور همه اخلاقیات را جمع کرده و فشرده و به صورت یک واحد اخلاقی در آورده، و آن « اخلاق احترام به قانون» است. به بقیه چیزها چندان کاری ندارد که هر کسی در دل خود چه می اندیشد، چه می کند و از چه درجه از انسانیت بهره وری دارد. همین اندازه که رفتار او و سخن او به حسن جریان قانون لطمه ای نمی زند، شهروند قابل قبولی است. مردم نیز عادت کرده اند که اخلاقیات خود را در همین دایره تنظیم کنند، و از این رو است که هر کسی حساب کار خود را می داند و حد خود را می شناسد.

وقتی قانون جانشین اخلاق فردی بشود، البته از لطف و گرمی زندگی می کاهد. مردم دیگر وظیفه عواطف شخصی خود را به سازمان های اجتماعی واگذار می کنند و حکومت را نایب مناب خود قرار می دهند که از جانب آنان مراقب کار ها باشد، و این، از جهتی شکست تمدن جدید بوده که از درجه همدردی و تفاهم فردی کاسته است، اما چاره ای نبوده. تبدیل جامعه روستایی به صنعتی، و افزایش جمعیت و تراکم، راهیابی های دسته جمعی را در پیش پا می نهاده.

این امر، یعنی انتقال اخلاق فردی به قانون گرایی در بسیاری از   کشور های روستایی منش و «دنیای سوم» بحرانی پدید آورده، بدین معنی که اخلاق فردی کاربرد خود را از دست داده و قانون هم جایی برای خود باز ننموده است. سراب های تجدد، این توقع را در مردم این کشورها نیز برانگیخته که همان را از زندگی بخواهند که در جوامع تجدد یافته خواسته می شود، ولی چون زمینه تحقق آن فراهم نیست، کار به آشفتگی کشیده. انقلاب های ریز و درشت، ناشی از این مشکل است. جامعه طلب می کند چیزی را که دستگاه گرداننده برای برآوردن آن مجهز یا مساعد نیست.

علت هرچه باشد می توان پنداشت که خطرناک ترین چیزی که یک کشور نو صنعت را تهدید می کند، پشت پا زدن به پای بند هایی است که زندگی یک جامعه را ادامه پذیر می سازد.

افت اخلاقی را بدان علامت می گیریم که راه های شناخته شده، کوره راه بمانند و راه های انحرافی در حکم شاه راه درآیند. سلب اعتماد از کشور، از حکومت از آینده و از اصولی که بشریت را تاگنون بر سر پا نگه داشته، موجب می گردد که هر کسی در هر موقعیت و شغلی که باشد،        «اکنون بین» بشود نه دیروز را ببیند و نه فردا را چشم انداز بی حفاظی نوید پیش برد کار را بدهد.

ادامه دارد...

 

 

در هر نقطه از جهان اگر زندگی از مجرای طبیعی خود خارج گردد، ایجاد واکنش می کند و این واکنش می تواند تکان های بزرگ پدید آورد اکنون این سؤال در برابر هست: آیای قرن 21 قرنی است که بشر بتواند در آن آب خوش از گلویش پایین رود و یا آنکه جهان در معرض یک زلزله معنوی قرار دارد که مرفه ترین نقطه هایش زلزله خیز ترینش باشد؟

 

لینک نوشته

نازنین متین-

وبلاگ من
آرشيو
  • فروهر
  • سيزده به در
  • هفت سين
  • جشن نوروز
  • سوشيانت
  • جشن سده
  • چهارشنبه سوری
  • جشن اسفندگان
  • حکومت در دوره هخامنشيان
  • جشن تيرگان
  • زن هخامنشی
  • زرتشت
  • ازدواج در دين زرتشتی
  • سنگ نبشته خشايار شاه در موزه تخت جمشيد
  • آتش خاموش
  • فرهنگ ايرانی
  • ابومسلم خراسانی
  • جهان بينی زرتشت
  • فرانک
  • چرا ايران ايران ماند؟
  • 2فرانک
  • دنیا به کجا می رود؟
  • زن در دوره ساسانی
  • و امروز ما برای ايران فردا می پرسيم چرا؟
  • جشن مهرگان
  • پايان فرانک
  • کورش بزرگ
  • افت اخلاقی
  • آرش
  • افت اخلاقی ۲
  • عارف قزوينی
  • گاتها وتأ ثير آن بر دانش در ايران باستان وجهان
  • آيين زرتشت
  • تهاجم فرهنگي،آن هم از نوع داخلي
  • يك دين با دو خدا
  • يک دين و دو خدا ۲
  • لينكستان
    رتبه گوگل من