جستاری در گیتی
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs
جهان بينی زرتشت

ایران

کشور آفتاب رخشان وآسمان پاک،واقع در ناف کرۀ زمین،کم باران.روی این چهار خصوصیت اندکی درنگ کنیم.

_از اینکه آفتاب رخشان داشته، «خورشید فرمانروا» و «مهر» در نظر مردمش پایگاه خاص یافتند.

_آسمان صاف ضمیر مردمش را به عمق لایتناهی متوجه کرد.

_کم بارانی سر مردمش را در انتظار دهش آسمان به بالا نگاه داشت.

_واقع بودن در مرکز جهان، او را کشوری حادثه خیز کرد و وادارش نمود که به علت تهدیدهای دور و نزدیک، پیوسته در حال دفاعی به سر برد.

با این وصف تعجبی ندارد که ایرانی از همان آغاز اشراقی اندیش شود، و پیام زرتشت که نخستین آیین توحیدی را صلا داد، از نزد او سر برآورد. در دورانی که همه تمدن های زمان( بابل، آشور، مصر، چین، هند، یونان،...) ارباب انواع پرست بودند و به خدایان چندگانه آدمی صفت ملموس اعتقاد داشتند، اگر از ناحیه ایران صدایی برخیزد که مردم را به پرستش خدای یگانه ناپیدا دعوت کند، نباید از اهمیت آن غافل ماند. ممکن است پرسیده شود: پس اهریمن کیست؟

اهریمن، در مقابل اهورامزدا، برای توجیح بدی هایی که در جهان وجود دارد، پدید آمده است، و چون سرانجام مغلوب می شود، پس هم پایه خدا نیست. دوگانگی دو ایزد خوبی و بدی ، روشنایی و تیرگی، در آیین زرتشت این نتیجه را داشته که فرد دیندار در کار و کوشش بماند و با کردار نیک خود اهورامزدا را بر اهریمن پیروز کند، و این وعده ای است که سرانجام باید به ثمر برسد. صلای یگانه پرستی زرتشت در یهودیت اثر نهاد و اندیشه اشراقی او، جهان بینی افلاطون را تحت تاثیر گرفت. به طور کلی رو به روشنایی داشتن، محور عقیدتی چند مذهب و مکتب گردیده است، و همه می دانند که دامنه«مهر پرستی» در جهان تا چه اندازه گسترده گشت.

اشراقی اندیشی ایرانیان، یعنی تفکر سرچشمه گرفته از احساس و قلب، مانع نبود که اهورامزدا، خدای زرتشت، «خدای خرد» نیز باشد. در ایران باستان کوشش برآن بود که خرد و اشراق با هم دمساز بمانند، گرچه در دوران های بعد با هم فاصله گرفتند.

جهان بینی زرتشتی بر مبنای نبرد میان خوبی و بدی است که انسان را در دو خط حرکت می دهد: خط اهورایی و خط اهریمنی. پس وظیفه فرد صاحب ایمان آن می شود که خط خوبی را بگیرد تا سرانجام اهریمن منکوب شود و رستگاری نهایی فرا رسد. همه پلشتی های زندگی چون بیماری و جنگ و کثافت و زشتی و نفاق، ابوابجمعی اهریمن هستند. از این رو جنگ در آیین مزدایی هست، ولی محدود به جنگ دفاعی می شود. به طور کلی ایران به علت موقعیت جغرافیایی خود- که در مرکز بوده- و به علت بد همسایه بودن می بایست همواره در حال تدافعی و بیدار باش به سر برد. هجوم بیگانه و بیرونی هرگز او را آرام نگذاشته است. این را ایرانیان به حساب نبرد میان خوبی و بدی می گذارند که در شاهنامه نیز بازتاب می یابد. جنگ ایران و توران یک جنگ عقیدتی شناخته شد. پیش از آن، نبرد میان فریدون و کاوه با ضحاک بود. فریدون نماینده طبقه برین و کاوه نماینده طبقه فرودین بود و این می نمود که در پیکار با بدی همگان باید مشارکت جویند.

سراسر دوران داستانی شاهنامه حکایت از نبرد خوبی با بدی دارد. در این نبرد رفتار با دشمن از جانب ایرانیان هرگز از دایره اصول انسانی خارج نمی شود. برای نمونه نگاه به یک مورد بیافکنیم:

تورانمیان که آن همه مصائب بر سر ایرانیان آورده اند، سرانجام شکست قطعی می خورند. اسیران جنگی و غنائم را به نزد کاووس، شاه پیر، می آورند. با آنکه کاووس در شاهنامه، یک فرمانروای نرم دل شناخته نمی شود، رفتارش این است:

بدان دختران رد افراسیاب               نگه کرد کاووس، مژگان پرآب

پس پرده شاهشان جای کرد          همانگه پرستنده بر پای کرد

اسیران و آنکس که بود از نوا            بیاراست مرهریکی را جدا

آنگاه غنائم را میان تهدستان تقسیم می کند:

از آن پس همه خواسته هر چه بود            زدینار، وزگوهر نابسود

به ارزانیان داد، تاآفرین                            بخوانند بر شاه ایران زمین

همینگونه است رفتار کیخسرو با خویشان افراسیاب:

زگفتار ایرانیان پس خبر                    به کیخسرو آمد همه دربدر

فرستاد کس بخردان را بخواند         بسی داستان پیش ایسان براند

که هر جای تندی نباید نمود            سر بیخرد را نشاید ستود

همان به که با کینه داد آوریم           به کام اندرون نام یاد آوریم

که نیک است اندر جهان یادگار           نماند به کس جاودان روزگار

 

پرهیز از آلودن محیط زیست

محیط زیست که حفظ آن امروزه جزو حادترین مسائل است، سه هزار سال پیش به آن هشدار داده شده است. چنانکه می دانیم بر وفق تعالیم زرتشت، سه عنصر آب و هوا و خاک را می باید از آلودگی برکنار داشت، زیرا دایه و پرورنده انسان و جانداران دیگراند و پرهیز از آزار  جانوران نیز جزو آموزش های اولیه این آیین است. شادی، آبادانی، کار و نظافت نیز جزو دستورهاست، بدان منظور که پیروزی بر اهریمن تسهیل گردد.

 

با دوستان مروت، با دشمنان مدارا

در دنیای باستان رفتار با دشمن مغلوب همراه با قتل عام، شکنجه، برده گیری و غارت بوده است. (بگذریم از اینکه نمونه هایش تا همین اواخر نیز نایاب نبوده.) کوروش، پایه گذارسلسله هخامنشی، تغییری در این روش داد، و قدری انسانیت و مدارا را وارد رابطه غالب و مغلوب کرد. این را نه آن است که ما بگوییم، نویسندگان یونانی (که میانه خوشی با ایران نداشته اند ) آن را تصدیق کرده اند و در تورات نیز اشاره هایی از آن در دست است. این گواهیهای کمیاب تاریخ روا نیست که مردم امروز جهان از آنها بی خبر بمانند.

 

تداوم تاریخی ایران

پیام دیگری که در تمدن ایران پیش از اسلام نهفته است، آن است که بیش از هزار سال به عنوان یکی از دو قدرت فائق جهان برسرپا ایستاده است. هخامنشیان 238 سال، اشکانیان 476 سال و ساسانیان 428 سال عمر کرده اند. البته هر سلسله ای سرانجام پیر می شود و به زیر می افتد، آنان نیز چنین شدند.

بنا به اصل«ملک با کفر برقرار می ماند، اما با ظلم نه» اگر یک نیروی حیاتی سرشار در آنها نبود، محال بود که بتوانند یک چنین زمان درازی فرمانروا بمانند و اداره نیمی از جهان شناخته شده را در دست خود نگاه دارند.

با توجه به اوضاع و احوال دو هزار و چند صد سال پیش، باید تاریخ و تمدن را در ظرف زمانی خود نهاد، سبک سنگین کرد، ضعف ها و قوت هایش را سنجید، با دیگر کشورهای همزمان مقایسه نمود، آنگاه انصاف داد که بر روی هم رفته تمدن ایران پیش از اسلام، تمدن سرفرازانه ای بوده است. اگر نوع تمدنش با تمدن مغرب زمین، یعنی یونان و روم تفاوت داشته، برای آن بوده است که شرایط زندگی در این قسمت از خاک به گونه ای دیگر بوده. اگر کمتر از یونان فلسفه آفریده و اندیشه ور بوده، برای آن بوده که می بایست در منطقه ای ناامن (برسر راه شرق و غرب) نیروی خود را صرف اداره بخش بزرگی از جهان بکند. اگر کمتر از روم سازندگی داشته، در عوض ارتباط خود را با آنچه بعد معنوی زندگی است، بهتر حفظ می کرده: یک کالیگولا یا نرون نداشته، بردگی نداشته، نبرد گلادیاتور و جنگ حیوانات درنده نداشته.

 

لینک نوشته

نازنین متین-

وبلاگ من
آرشيو
  • فروهر
  • سيزده به در
  • هفت سين
  • جشن نوروز
  • سوشيانت
  • جشن سده
  • چهارشنبه سوری
  • جشن اسفندگان
  • حکومت در دوره هخامنشيان
  • جشن تيرگان
  • زن هخامنشی
  • زرتشت
  • ازدواج در دين زرتشتی
  • سنگ نبشته خشايار شاه در موزه تخت جمشيد
  • آتش خاموش
  • فرهنگ ايرانی
  • ابومسلم خراسانی
  • جهان بينی زرتشت
  • فرانک
  • چرا ايران ايران ماند؟
  • 2فرانک
  • دنیا به کجا می رود؟
  • زن در دوره ساسانی
  • و امروز ما برای ايران فردا می پرسيم چرا؟
  • جشن مهرگان
  • پايان فرانک
  • کورش بزرگ
  • افت اخلاقی
  • آرش
  • افت اخلاقی ۲
  • عارف قزوينی
  • گاتها وتأ ثير آن بر دانش در ايران باستان وجهان
  • آيين زرتشت
  • تهاجم فرهنگي،آن هم از نوع داخلي
  • يك دين با دو خدا
  • يک دين و دو خدا ۲
  • لينكستان
    رتبه گوگل من