جستاری در گیتی
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs
آتش خاموش

 آتش خاموش

  در سالهای 28و 30 هجری تازیان دو دفعه مجبور شدند استخر را فتح کنند. در دفعـۀ دوم مقاومت مردم چندان با رشادت و گستاخی مقرون بود که فاتح عرب را از خشم و کینه دیوانه کرد. نوشته اند که چون عبدالله بن عامر فاتح مزبور از پیمان شکستن مردم استخر آگاه شد و دانست که مردم بر ضد عربان به شورش برخاسته اند و عامل وی را کشته اند «سوگند خورد که چندان بکشد از مردم استخر که خون براند. به استخر آمد و به جنگ بستند... و خون همگان مباح گردانید و چندان که میکشتند، خون نمی رفت تا آب گرم بر خون می ریختند. پس برفت و عدد کشتگان که نام بردار بودند چهل هزارکشته بود، بیرون از مجهولان» مقاومتهای مردم دلاور ایران با چنین قساوت و جنایتی درهم شکسته می شد اما این سخت کشی ها هرگز نمی توانست اراده و روح آن عدۀ معدودی را که در راه دفاع از یار و دیار خویش، خون و عمر و زندگی خود را نثار می کردند، یکسره خفه و تباه کند. از این رو همه جا، هرجا که ممکن بود ناراضیان در برابر فاتحان ایستادند. هر شهر که یک بار اسلام آورده بود و تسلیم شده بود وقتی ناراضیان در آن شهر، دوباره مجال سرکشی می یافتند در شکستن پیمانی که با عربان بسته بود دیگر لحظه ای تردید و درنگ نمی کرد. در تاریخ فتوح اسلام در ایران، مکرر به این گونه صحنه ها می توان برخورد.درسال سی ام هجری مردم خراسان که قبول اسلام کرده بودند مرتد شدند و عثمان خلیفۀ مسلمانان عبدالله بن عامروسعیدبن عاص را فرمان داد که آنان را سرکوبی نمایند و برای دوم بار عربان مجبور شدند گرگان و تبرستان و تمشیه را فتح کنند. سیستان در روزگار خلا فت عثمان فتح شد اما وقتی خبر قتل عثمان آنجا رسید، مردم گستاخ شدند و کسی را که از جانب عربان برآنجا حکومت می کرد از سیستان براندند. مرزبان آذربایجان که در اردبیل مقرِِّ داشت با عربان سخت جنگید و پس از جنگهای خونین با حذیفه بن الیمان بر هشتصد هزار درم صلح کرد. اما وقتی عمر خلیفۀ دوم، حذیفه را از آذربایجان باز خواند و دیگری را به جای او گماشت مردم آذربایجان بار دیگر بهانه ای برای شورش و سرکشی به دست آوردند...

رفتار فاتحان

داستانهایی که در کتابها در این باب نقل کرده اند شگفت انگیز است و بسا که مایۀ حیرت و تأثّر می شود. نوشته اند که فاتح سیستان، عبدالرحمن بن سمره، سنتّی نهاد که «راسو و جژ(خارپشت) را نباید کشت» اما گویا سوسمارخوران گرسنه چشم از خوردن راسو و جژ نیز نمیتوانستند خودداری کنند. در فتح مدائن نیز عربان نمونه هایی از سادگی و کودنی خویش، نشان دادند.

«گویند شخصی پارهایی یاقوت یافت در غایت جودت و نفاست و آن را از او به هزار درم بخرید. شخصی به حال او واقف گشت گفت آن یاقوت ارزان فروختی. او گفت اگر بدانستمی که بیش ازهزار عددی هست در بهای آن طلبیدمی. دیگری را زرسرخ به دست آمد در میان لشکر ندا می کرد صفرا را به بیضا که می خرد؟ و گمان او آن بود که نقره از زر بهتراست. و همچنین جماعتی از ایشان انبانی پراز کافور یافتند پنداشتند که نمک است قدری در دیگ ریختند طعم تلخ شد و اثر نمک پدید نیامد خواستند که آن انبان را بریزند شخصی بدانست که آن کافور است و از ایشان آن را به کرباس پاره ای که دو درم ارزیدی بخرید». تجارب السلف ص 30

 

                                     برگرفته از: دو قرن سکوت

                                             عبدالحسین زرین کوب

 

 

لینک نوشته

نازنین متین-

وبلاگ من
آرشيو
  • فروهر
  • سيزده به در
  • هفت سين
  • جشن نوروز
  • سوشيانت
  • جشن سده
  • چهارشنبه سوری
  • جشن اسفندگان
  • حکومت در دوره هخامنشيان
  • جشن تيرگان
  • زن هخامنشی
  • زرتشت
  • ازدواج در دين زرتشتی
  • سنگ نبشته خشايار شاه در موزه تخت جمشيد
  • آتش خاموش
  • فرهنگ ايرانی
  • ابومسلم خراسانی
  • جهان بينی زرتشت
  • فرانک
  • چرا ايران ايران ماند؟
  • 2فرانک
  • دنیا به کجا می رود؟
  • زن در دوره ساسانی
  • و امروز ما برای ايران فردا می پرسيم چرا؟
  • جشن مهرگان
  • پايان فرانک
  • کورش بزرگ
  • افت اخلاقی
  • آرش
  • افت اخلاقی ۲
  • عارف قزوينی
  • گاتها وتأ ثير آن بر دانش در ايران باستان وجهان
  • آيين زرتشت
  • تهاجم فرهنگي،آن هم از نوع داخلي
  • يك دين با دو خدا
  • يک دين و دو خدا ۲
  • لينكستان
    رتبه گوگل من