در تخت جمشید همه مردم برابرند، هیچگاه کسی را در حالت خضوع و خشوع و کرنش و تسلیم نمی بینیم، هیچ کس لگدمال نشده است، هیچ کس فروتر از دیگران نمایانده نشده است، در میان پیاده ها هیچ کس را سوار بر اسب نمی بینیم، هیچ چهره ای خشمگین و غضب آلود نیست، چهره ها همه آرام، موقر و با تبسمی ملایم هستند، در بسیاری جای ها دستان یکدیگر را به گرمی و با مهربانی در دست گرفته اند و یا دست خود را بر پشت دیگری گذارده اند و یا گلی زیبا را به هم تعارف می کنند. مردمان ملل گوناگون با پوشاک اختصاصی خود و آرایش سر و صورت خاص خود، در اینجا حاضر شده اند. هرگز آنان در لباس های پارسیان در نیامده اند، خط و زبان و فرهنگ آنان محترم بوده است، به پاس حضور آنان در هیچ کجا کسی را در حال انجام مراسم مذهبی خاصی نشان نداده اند تا مبادا مردم تصور کنند کسی قصد تبلیغ دین خاصی را در سر دارد، آنان را از قهر و غضب هیچ خدایی نترسانده اند. آزادی و حقوق همه مردم را تا آنجا رعایت کردند که حتی در کاخ آپادانا از نگاره فروهر یا نشان ملی ایران استفاده نکردند و به جای آن از گوی بالدار که در میان گروه وسیعتری از مردمان سرزمین های دور شناخته شده بود، بهره برداری کردند.
ایرانیان عصر هخامنشی تصور نمی کردند که اندیشه ها و آرمان ها و اعتقاداتشان برتر و درست تر از دیگر ادیان است و به این لحاظ تلاش نمی کردند تا خود و اندیشه های خود را بر دیگران تبلیغ و تحمیل سازند، بلکه آنان به دنبال اتحاد و پیوند و همبستگی با تمام ملل جهان بودند. به دنبال جامعه ای صلح آمیز و دوستانه که از همه گونه ملل و اقوام و ادیان و تفکر ها تشکیل شده باشد. جامعه آرمانی جهانی.
|