    
در شمال تهران، دل شمیران،
باغیست که مزار و آرامگاه
درگذشتهگانی نامدار است
در کنار خفتهگانی چند از دیگر مردمان:
«آرامگاه صفا ظهیرالدوله».
شاید نگریستن بر سنگهایی منقوش
به طرحها و آرایههایی که دیگر
نشانی از آنها در دست و کار
سنگتراشان دیده نمیشود،
بخشی از فال باشد و تماشا.
ملکالشعرای بهار، ایرج میرزا،
رهی معیری، رشید یاسمی،
روحالله خالقی و بسیاری دیگر
چه آرام و بیصدا در این کنج خفتهاند.
مگر قرار بوده که صدایی از
جسم جانباختهشان برخیزد؟
چه می گویم ...
اما فروغ، آسوده در عمق باغچهای سبز، همیشه سبز،
...
اگر به خانه ی من آمدی برای من
ای مهربان چراغ بیار و یک دریچه
کهاز آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم
«بر گرفته از دوهفته نامه فروغ»
|