جستاری در گیتی
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs
آموزگار

    آموزگار

شب تیره بلبل نخسپد همی / گل از باد و باران بجنبد همی

بخندد همی بلبل از هر دوان / چو برگل نشیند گشاید زبان

که داند که بلبل چه گوید همی / به زیر گل اندر چه موید همی

نگه کن سحرگاه تا بشنوی / زبلبل سخن گفتن پهلوی

                                                               فردوسی

مدتیست که یک فکر یک خیال، مدام با منه مثل یک نبض یک نواخت و پی در پی میزنه از آن دسته فکرهاست که مانند خوره وجود انسان را فرسایش می دهد اگر ازآن سخن بگویم زبانم را می سوزاند و اگر هیچ نگویم دلم را به آتش می کشد. اما به گونه ای هم پرتابم می کند به سوی جلو نمی گذارد در خاطرات خوش گذشته بمانم و به آنها دل خوش باشم فکری در حد یک پرسش که چرا زمان های خوش و لحظه های زیبا و ناب زندگیم اینقدرکم و کوتاهند؟ به اندازه یک پاراگراف یا یک سخن گزیده و مختصر(ضرب المثل) که تا بیام معنیش رو بفهم، جایگاه و زمان کاربردش را از دست دادم، سخنیست مشهور که« تا تنور داغ است باید نان را چسباند»این یعنی شکار لحظه ها یا غنیمت دانستن فرصت های ناب زندگی، اما برای من و برای ما این نسل سوخته، تنور چه زمانی داغ بود یا هست؟ شاید یک زمانی داغ خواهد شد، شاید هم کسی باید این تنور را داغ کند تا ما بتوانیم نان را بچسبانیم کسی مانند یک آموزگار...

همیشه بر این عقیده بوده ام که با تدبیر می توان پشت تقدیر را شکست، پس چرا پی درپی تاوان تقدیری را می دهیم که 30 سال پیش پدرانمان با تدبیرشان برایمان رقم زدند؟

 برای من که آرزو داشتم و دارم زندگیم سرتاسر جویباری باشد، نرم و روان و رونده چگونه می توانم خود را اسیر چاه هایی  سازم که هرچه در آن آب می ریزیم خشک می شود و مگر نه این است که تاریخ این سرزمین تشکیل یافته از کاریز و در برابر آن چاه های تاریک و سیاه و ژرف...

رستم در چاه شغاد گرفتار آمد،ضحاک چاه برای پدر کند، بیژن در چاهی تنگ و تاریک افتاد و این چاه ها تمامی ندارد، چاه هایی پر از اژدها، بی آب و خشک  و در برابر تمامی چاه هایی که راه به زیر زمین به ژرفنای خنکی آب دارد، و می توانیم در آینده شاهد جوشش و فوران آب از درون آن و نه از بیرون بود، اژدهایی کمین کرده است، تا جوشش پیش از پویش به پایان رسد.

فرهنگ ایران همان کاریزیست که جوشش از درون دارد، و سالیان سالست که جویبارانش از بین سخره ها و ستیغ کوه ها راه خود می پویند و روان می گردد هرچند در این راه میراب های همیشه هشیار و همیشه بیدار به یاری این کاریز برخاسته اند.میراب هایی که کاریز را به خوبی می شناسند، می دانند که گاه با ضربه تیشه و زمانی دیگر با عشق و بردباری چگونه راه آبهای ژرف و ماندگار ایجاد کنند تا در گذر زمان از دستبرد کژاندیشان در امان بماند.

براستی که میراب ها نخستین آموزگاران ایران زمین بوده اند، و مگر نه اینست که زرتشت هم نخستین آموزگار بود او درسی از راستی و مهر برای ما بجا گذاشته که در گذر زمان معنا و مفهومش فراموش می گشت اگر آموزگار دیگری وجود نداشت. اکنون که خوب می اندیشم زندگیم جز آن چاه خشک و هراسناک نبود اگر اموزگاری نداشتم که با خود مرا همراه سازد تا در این شب های تاریک  بی هویتی و در این کویر سوزان شک و تردید از درون بجوشم، فوران کنم و به سوی آسمان اوج بگیرم.

آموزگار به من آموخت که چگونه از زیر پای این اژدهایی که مانند بختک بر روی کاریز فرهنگ ایران افتاده نقب بزنم و با سرپنجه ی خرد، خمیر مایه ی تدبیر را بسازم و با هم نوازی و نی نوازی به فکر و اندیشه سمت و سویی نوین داده و به جنگ این اژدها که همان باورهای ناراستین و کژ است بروم. این باورها در درازای سالیان سال زیر بارسلطه ی دولت های بیگانه زندگی کردن، رسوب کرده اند و تمام رگها و شریان های حیاتی ما را مسدود ساخته اند.

از این باورها باید هراس داشت، چرا که هیچگاه با شک به آنها نگاه نمی کنیم، به درستی یا نادرستی آنها نمی اندیشیم، برایمان بسیار بدیهی و روشنند پس چرا باید  دردرستی آنها تردید داشت؟ این باورها همچون میهمان های ناخوانده زمان های بسیار دور به خانه ی افکار ما آمده اند، جا خوش کرده اند و ماندگار شده اند .و من در پس آن روزهای سکوت و تنهایی به این نتیجه ی مهم رسیده ام که تنها یک میراب یک آموزگار است که می تواند در زمستان سرد اندیشه ها برگ هایم را بتکاند تا در بهار بتوانم دوباره شاخه و برگ نو ببار آورم.

براستی که اگر آموزگاران نبودند: نهان می گشت کردار فرزانگان، پراگنده  می شد کام  دیوانگان  هنر خوار می شد،  جادویی ارجمند و نهان راستی آشکارا گزند می یافت می شد بر بدی دست دیوان دراز و  به نیکی نرفتی سخن جز براز...

 

لینک نوشته

نازنین متین-

وبلاگ من
آرشيو
  • فروهر
  • سيزده به در
  • هفت سين
  • جشن نوروز
  • سوشيانت
  • جشن سده
  • چهارشنبه سوری
  • جشن اسفندگان
  • حکومت در دوره هخامنشيان
  • جشن تيرگان
  • زن هخامنشی
  • زرتشت
  • ازدواج در دين زرتشتی
  • سنگ نبشته خشايار شاه در موزه تخت جمشيد
  • آتش خاموش
  • فرهنگ ايرانی
  • ابومسلم خراسانی
  • جهان بينی زرتشت
  • فرانک
  • چرا ايران ايران ماند؟
  • 2فرانک
  • دنیا به کجا می رود؟
  • زن در دوره ساسانی
  • و امروز ما برای ايران فردا می پرسيم چرا؟
  • جشن مهرگان
  • پايان فرانک
  • کورش بزرگ
  • افت اخلاقی
  • آرش
  • افت اخلاقی ۲
  • عارف قزوينی
  • گاتها وتأ ثير آن بر دانش در ايران باستان وجهان
  • آيين زرتشت
  • تهاجم فرهنگي،آن هم از نوع داخلي
  • يك دين با دو خدا
  • يک دين و دو خدا ۲
  • لينكستان
    رتبه گوگل من