6فروردین زادروز اشوزرتشت بر تمام عاشقان اشا خجسته بادراستی را فریاد کنخاک رنجور جهان،نفس تازه کشید سبزه از خاک دمید و نسیم نوروز آن پیام آور شادی و امید  تازه از راه رسید و ندا داد شقایق ها را عاشقان عاشقان،درد و غم از یاد برید موقع آمد معشوق رسید،چه خبر بود مگر؟ راستی،چه خبر بود مگر؟ جشن بود، در این جشن پر از سبزه و نور ماه فروردین شد،روز خورداد رسید، در پگاهی روشن آن پیام آور نور،زرتشت به دنیا آمد، آفرینش خندید غنچه وا شد،شبنم صبح بهار،نرم و آرام این چنین آغازید، خشنو اتره اهوره مزدا بدن ظالم دوران لرزید اشو مرد همیشه زنده تاریخ با عزمی چون کوه راستی نام رهش بود و ندا داد ائو پنتا و یواشههراه در جهان یکی است و آن راه راستی است و بنا شد راهش چون روز،در ظلمت شبهای زمان کمر ظلم شکست،اهرمن مرد دیو نادانی و نآگاهی، در روشنایی افسرد تو چرا؟تو چرا ای بهدین، این چنین خاموشی؟ بانگ برزن «راستی»فریاد کن و تو همکیش چو ره زرتشت می پویی رهت نیک است و نیتت نیک اهورا را نیایش کن زرتشت را ستایش کن پیامش را شنو آنگاه بر گوش جهان برخوان بانگ برزن، راستی را فریاد کن فریاد کن «راستی» فریاد کن «خداد خنجری» |