جستاری در گیتی
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs
مادها چه كساني بودند؟ قوم گرايي يا ملي گرايي...

مادها چه كساني بودند؟ قوم گرايي يا ملي گرايي...

به شعر حافظ شيراز، مي رقصند و مي نازند / سيه چشمان كشميري و تركان سمرقندي

 

چه خوب است كه گره ها را يكي يكي با سرانگشت مهر و خرد باز كنيم،نه با بي مهري و بي انصافي و از روي قوم گرايي، ما همه جز يك ملتيم و فراموش نكنيم بزرگي كورش در كارهاي بزرگيست كه انجام داده است، آن هم نه تنها براي يك قوم، يا براي ايران، بلكه براي جهان، از آنرو او چهره اي جهانيست. براي شناخت      كورش بزرگ بايد ديدي فرا قومي داشت، در پاسخ به ديدگاه هاي دوست گرامي جعفر معروفي در مورد مادها پژوهشي ارزنده از« داريوش كياني» در تارنماي آذرگشنسپ، مي توانيد مراجعه كنيد:

http://azargoshnasp.net/history/Medes/madhaapaarshaa.htm

نخست اينكه همه ي تاريخ نگاران و پژوهشگران، در ايراني( آريايي) بودن مادها هم نظرند،هردوت از تاريخ ماد، حكومتي را به تصوير كشيده است كه كاملن همه بسته و سازمان يافته و از زمان «ديوكس» بنيان گذار پادشاهي ماد معرفي مي كند، او از تشكيل گارد شخصي، تاسيس شهر و كاخ پادشاهي، برقراري تشريفات درباري و پيوند قبايل پراكنده ي ماد به دست ديوكس سخن مي گويد.اما اين تصوير با واقعيت هاي موجود همخواني ندارد.چرا كه متون همزمان آشوري، دياكو را (با فرض اينكه با ديوكس هردوت يكي بدانيم) تنها حاكم يكي از شهرهاي سرزمين مانا و هم دست اورارتوها مي داند كه در پي يك لشكركشي قاطع، بازداشت گرديد و اقدامات شورش گرانه ي وي خنثا شد.

هم چنين از ارتباط اين فرد با خاندان پادشاهي ماد(اووخشتر و ارشتي وييگ) در منابع پيش از هردوت(مانند متون آشوري) اثري نيست، تنها مي توان چنين گمان كرد كه اقدام«دي اوكو»(به فرض اينكه با ديوكس هردوت يكي باشد) بر ضد قدرت آشور و درهم دستي با دولت اورارتو، ده ها سال پس از وي، كرداري قهرمانانه به شمار آمده و پس از باشكوه و برجسته شدن شخصيت وي تا اندازه ي يك قهرمان ملي و استوره اي براي مادها، در نقش و مقام«سر-دودمان»خاندان پادشاهي ماد نهاده شده و جاي گرفته است.و به گفته ي بريان: به نظر مي رسد آن چه در باره ي نهادهاي تمدني و حكومتي مادها در متون تاريخي (هردوت و پس از وي) آمده است، تصويري متعلق به هخامنشيان و پارس ها باشد كه سپس به تن و قامت مادهايي كه روزگارشان گذشته بود، پوشانده و باز سازي شده است. آن چه از متون آشوري - كه اسنادي معاصر با دوران مادها هستند - برمي‌آيد، آن است كه مادها از سده‌ي نهم تا هفتم پ.م. نتوانسته بودند چنان پيش‌رفتي بيابند كه سبب هم‌گرايي و اتحاد و سازمان‌يافتگي قبايل و طوايف پراكنده‌ي ماد بر محور يك رهبر و فرمان‌رواي برتر و واحد - كه بتوان وي را پادشاه كل سرزمين‌هاي مادنشين ناميد؛ آن گونه كه هردوت «ديوكس» را در همان ابتدا چنين مي‌‌نمايد - شده باشد [بريان، ص 94]

پادشاهان آشور در ضمن لشكركشي‌هاي پرشمار خود به قلم‌رو سكونت مادها، همواره با شمار فراواني از «شاهان محلي» (حاكمان مستقل شهرهاي مختلف) روبه‌رو بوده‌اند و نه يك پادشاه واحد حاكم بر كل سرزمين‌هاي مادنشين [بريان، ص 94؛ كمرون، ص8-137؛ زرين‌كوب، ص90-87]. از سوي‌ ديگر، ضعف تمدني و حكومتي مادها زماني آشكارتر مي‌شود كه بدانيم حفاري‌هاي باستان‌شناختي انجام يافته در سرزمين‌هاي مادنشين چنان آثار عمده‌اي را به دست نداده است كه بتوان آن‌ها را با قاطعيت، نشان ويژه‌ي تمدن و حكومت «ماد» دانست. به سخن ديگر، از كاخ عظيم ديوكس در هگمتانه (چنان كه هردوت مدعي است)، از كاخ‌هاي سلطنتي شاهان مادي، از شهرها، دژ‌ها، بايگاني‌هاي دولتي و هر آن چه كه يك دولت توانا و يك تمدن پيش‌رفته بايد داشته باشد و مي‌تواند نشانه‌ي وجود يك دولت متمركز مادي باشد،‌ تاكنون اثري به دست نيامده است. امروزه نيز بسياري از گورهاي صخره‌اي واقع در كردستان و كرمانشاه و آذربايجان، مانند: دكان داوود، فخريكا، شيرين و فرهاد، قيزقاپان، كل‌داوود، كورخ و كيج و كه در گذشته به دوران مادها منسوب شده بود، اينك متعلق به عصر سلوكيان يا اوايل اشكانيان دانسته مي‌شود [بويس، 1375، ص128ـ117؛ كخ، ص338].

اما مجموعه اقامتگاه‌هاي متعلق به قرن هفتم پ.م. كه در پي كاوِش‌هايي در تپه‌هاي «گودين»، «نوشي‌جان»، و «باباجان» (در قلم‌رو سابق مادها) شناسايي گرديده‌اند [سرفراز و فيروزمندي، ص71ـ51] نيز تصريحي به وجود يك پادشاهي واحد و متمركز مادي نمي‌كند؛ چرا كه به نظر مي‌رسد همه‌ي آن‌ها مراكزي متعلق به فرمان‌روايان محلي بوده‌اند كه در قرن ششم پ.م. به محل‌هايي فقير و دچار تصرف عدواني تنزل كرده‌اند؛ و البته اين امر نمي‌تواند الگو يا نشانه‌ي وجود يك دولت شكوفا و قدرت‌مند مادي در آن عصر باشد. اما توسعه و تحولي كه در آغاز باعث رشد اين گونه مراكز محلي شده، در واقع معلول و نتيجه‌ي خراج‌ستاني‌هاي آشور و تقاضاهاي بازرگاني بوده است. با اين حال، اين توسعه دقيقاً از آن رو كه به تقاضاهاي آشوريان بستگي داشت، با فروپاشي امپراتوري آشور در اواخر سده‌ي هفتم پ.م. به پايان رسيد در نتيجه معقول است نتيجه‌گيري شود كه مادها در آن عصر هرگز از حد كنفدراسيون سست قبيله‌اي فراتر نرفته‌اند؛ چون فاقد انگيزه‌هاي اساسي و منابع سازمان‌يافته‌ي يك امپراتوري بزرگ بودند [كورت، ص 4-31].در زمان فرورتي [كه در تاريخ هردوت دومين پادشاه ماد دانسته مي‌شود] دولتِ ـ فرضي ـ ماد چيزي جز اتحاد سياسي و نظامي چند شهر يا قبيله‌ي ماد و مانا و كيمري نبود و براي پادشاه آشور، «فرورتي» فقط سركرده‌ي شورشي شهر «كركشي /(واقع در نزديكي همدان كنوني) بود كه با متحدانش چند شهر وابسته به آشور را در زاگرس تهديد و غارت مي‌كرد و قصد شوراندن سران ديگر شهرها را عليه دولت آشور داشت [كمرون، ص135] و سرانجام در ضمن يكي از نبردهاي جسورانه و بلندپروازانه‌ي خود كشته شد و نيروهاي‌اش تماماً پراكنده گرديد. اما اقدام برجسته‌ي مادها در سرنگوني امپراتوري آشور (به همراه بابلي‌ها) بايسته مي‌كرده است كه دولت ماد داراي منابع درخوري براي تدارك سپاهي توانا و سازمان‌يافته باشد و اين منابع نيز بي‌گمان حاصل خراج‌ستاني‌هاي ماد از شهرهاي آباد زير فرمان آن و نيز حاصل دادوستدهاي بازرگاني با آسياي ميانه و نظارت آن بر شاه‌راه تجاري خراسان بزرگ بوده است.

اما با اين حال سپاه ماد كم‌تر توانايي‌هاي درخشاني از خود نشان داده است؛ چنان كه دست‌آوردهاي آن از عمليات سرنگوني آشور بسيار كم‌تر از بابل بود و از سوي ديگر، نبردهاي ماد نيز با كادوسيان و پارت‌ها [كتزياس: پيرنيا، ص214] و ليديه و پارس، بدون كسب پيروزي بوده است.
همچنين، هردوت در تاريخ خود مدعي است كه مادها از زمان «فرورتي» توانسته بودند پارس‌ها را فرمان‌بردار و باج‌گزار خود نمايند (وحيدمازندراني، ص 80) و نبرد پارس و ماد را نيز حاصل خيزش كورش عليه اين سلطه‌گري توصيف مي‌كند. بر پايه‌ي اين روايت و چندين اشاره‌ي ديگر، برخي پژوهش‌گران سخت بر اين گمان افتاده‌اند كه پارس‌ها ديرزماني تحت فرمان و سيطره‌ي دولت ماد بوده و بسياري از الگوها و روش‌ها و نهاد‌هاي فرهنگي و تمدني و سياسي و حتا معماري خود را از مادها آموخته و برگرفته‌اند.

جداي از اين كه هيچ سند باستان‌شناختي مستقلي در دست نيست كه به اين نفوذ و سلطه‌ي فرضي مادها بر پارس‌ها تصريح كند، بلكه بر اساس آن چه در بالا گفته شد، دانسته‌هاي صريح كنوني، برخلاف تصويرسازي و ادعاي مورخان يوناني و لاتيني، نشان مي‌دهد كه دولت ماد در بخش عمده‌اي از تاريخ خود، دولتي ضعيف و پراكنده و در حد اتحاديه‌اي از قبايل مادي و بومي - و به لحاظ اين ويژگي - فاقد نهادهاي پاي‌دار و ريشه‌دار حكومتي و تمدني بوده است؛ بنابراين نمي‌توان تصور نمود دولت پارس – كه به شتاب، ساختارهاي حكومتي و تمدني ايلاميان را فراگرفته و نهادينه ساخته بود، و قلم‌رو آن نيز نخست در چنبره‌ي نفوذ و كشاكش ايلام و آشور و بابل قرار داشت - نهادها و سازوكارها و الگوهاي حكومتي و تمدني خود را از مادها برگرفته و ميراث‌ بُرده، و يا باج‌گزار و فرمان‌بُردار دولت ماد باشد.

لینک نوشته

نازنین متین-

وبلاگ من
آرشيو
  • فروهر
  • سيزده به در
  • هفت سين
  • جشن نوروز
  • سوشيانت
  • جشن سده
  • چهارشنبه سوری
  • جشن اسفندگان
  • حکومت در دوره هخامنشيان
  • جشن تيرگان
  • زن هخامنشی
  • زرتشت
  • ازدواج در دين زرتشتی
  • سنگ نبشته خشايار شاه در موزه تخت جمشيد
  • آتش خاموش
  • فرهنگ ايرانی
  • ابومسلم خراسانی
  • جهان بينی زرتشت
  • فرانک
  • چرا ايران ايران ماند؟
  • 2فرانک
  • دنیا به کجا می رود؟
  • زن در دوره ساسانی
  • و امروز ما برای ايران فردا می پرسيم چرا؟
  • جشن مهرگان
  • پايان فرانک
  • کورش بزرگ
  • افت اخلاقی
  • آرش
  • افت اخلاقی ۲
  • عارف قزوينی
  • گاتها وتأ ثير آن بر دانش در ايران باستان وجهان
  • آيين زرتشت
  • تهاجم فرهنگي،آن هم از نوع داخلي
  • يك دين با دو خدا
  • يک دين و دو خدا ۲
  • لينكستان
    رتبه گوگل من