سر: سين هشتمين
سر مي دهم به پاي تو اي سرزمين من اي عشق راستين اي سرو ناز دامن شيراز اي زنده رود خاك سپاهان اي موج كف گرفته كارون اي شانه هاي سخت دماوند اي پير خسته دودآلود تهران اي درنشسته سر به گريبان ولي هنوز هشيارو سربلند اين سين هشتمين را از جان فداي راه شما كردم
و به جای تمامی دوستانم که نبودند شمع روشن کردم... |