جستاری در گیتی
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs
خطر جنگ را بايد جدي گرفت

               خطر جنگ را بايد جدي گرفت

  سايت ها و نشريه هاي مترقي جهان و ايرانيان خارج از كشور  مملو از اعتراض به جنگ و هشدار نسبت به عواقب يك رودررويي هولناك تازه در منطقه است. همه با نگراني آخرين اخبار را دنبال مي كنند و نسبت به آن واكنش نشان مي دهند.اما اين جا در داخل كشور بايد حساسيت بيش تري وجود داشته باشد،زيرا در صورت بروز جنگ زير ضربه هاي مستقيم قرار خواهد گرفت،ولي چنين احساس نگراني كم تر به چشم مي خورد يا بازتاب مي يابد.تا كنون نه يك گردهمايي (حتا نمايشي) براي صلح داشته ايم، نه يك سخنراني و نه يك فراخوان جمعي.جمهوري اسلامي ايران تنها كشوري ست كه مبارزه  براي صلح در آن داراي چنين سطح نازلي است واين درحالي است كه روياروي بزرگترين خطرنظامي سال هاي اخير ايستاده است.با افراد مختلف كه صحبت كرده ام،بيش تر حساسيت لازم را نسبت به خطر جنگ ندارند.حتا با تشريح فضاي بيرون از ايران واحساس خطر مردم منطقه، بااين پاسخ روبرو شدم كه از كجا معلوم آن ها بي خودي هيجان زده نشده باشند. وقتي علت خوش خيالي ها را جويا مي شوم، اين توضيحات را به عنوان پاسخ دريافت مي كنم:

1-حاكميت زرنگ تر از آن است كه اجازه دهد جنگ به راه بيافتد.

2-وقتي موقعش شد عقب نشيني مي كنند.

3-اختلاف جدي وجود ندارد كه به جنگ منجر شود.

4-اين ها همه جنگ زرگري است.آمريكا با جمهوري اسلامي در مسايل منطقه اي همكاري دارد.

5-ايران عراق نيست وبسيار قوي تر از آني است كه آمريكا بتواند به راحتي به آن حمله كند.

اگر ريشه ي جنگ اخير را مورد بررسي قرار داده باشيم، متوجه مي شويم كه هيچ كدام از اين تعبيرها واقعيت هاي دوران معاصر را بازتاب دقيقي نمي دهند. با نگاهي به رويدادهاي سياسي  در درون حاكميت،متوجه مي شويم كه احساس خطر به وسيله ي دولت مردان و رهبران حكومتي نيز احساس شده است،اگر چه آن ها صلاح ديده اند اين نگراني به بدنه ي اجتماع سرايت نكند،تغيرهاي مداوم در تيم هاي مذاكره كننده و- اين آخري – بازگشت خرازي به راهبري سياست هاي خارجي و گفته هاي برخي از بلند پايگان نظام دليل روشني بر اين امر است. درمورد فجايعي كه ايمني جان انسان ها و نابودي منابع مادي و معنوي آن ها را تهديد مي كند (كه جنگ از بزرگترين آن ها ست)،درصد كمي از احتمال وقوع نيز خود يك خطر بزرگ است.بوش مدتهاست پروژه ي جنگ با جمهوري اسلامي را دنبال كرده است . او در گام اول موفق شد با بهره برداري از فضاي به وجود آمده، شوراي حكام را وادارد كه پرونده ي هسته اي جمهوري اسلامي را در دستور كار قرار دهد كه اجازه ي استفاده از نيروي نظامي را به طور تلويحي در بر داشته باشد. مذاكره هاي بسيار فشرده و طولاني براي متقاعد كردن مخالفان اين قطعنامه يعني روسيه و چين كار را به اعلام يك بسته ي پيشنهادي از طرف كشورهاي اروپايي ،روسيه و چين به جمهوري اسلامي  كشانده است.براي موافقت با بسته ي ارايه شده مدت چند هفته وقت داده شده و مقرر است در صورت عدم ارايه ي جواب مثبت از طرف جمهوري اسلامي، اجلاس شوراي امنيت براي تصويب اقدام هاي تنبيهي تشكيل شود ويك سلسله اقداماتي را به تصويب برساند.هنوز ابهام زيادي در مورد پاسخ به بسته ي پيشنهادي وجود دارد.ما حتا به طور دقيق نمي دانيم محتواي اين بسته كه قرار است سرنوشت مارا رقم بزند چيست؟ و دردناك اين جاست كه ما تن مان نمي لرزد كه با چه لحظه هاي خطرناكي و تعيين كننده اي ممكن است روبرو باشيم.امروزه روشن شده كه دليل تجاوزهاي نظامي به وسيله ي دولت آمريكا،اختلاف آن كشور با ديگر كشورها نبوده و اين جنگ ها كه صدها مليارد دلار به جيب صنايع نظامي ريخته اند، برنامه ريزي شده و هدفمند بوده و شعارهايي همچون دمكراسي و ايجاد دولت مدرن همه وعده هايي براي خام كردن توده هاي مردم بوده است. از آن چه بر سر عراق و افغانستان و پيش تر از آن ها صربستان آمده است،درس هاي بسياري مي توان گرفت. يكي از مهمترين آن ها شناخت فرايندي است كه كشور قرباني  را گام به گام به كام به  بحران جنگ كشيده است. درمورد صربستان واقعيت هاي دردناكي عيان شد كه در رسانه هاي جهاني انعكاس مناسب نيافت.براي نمونه روشن شد كه در آخرين روز مذاكره، دولت صربستان با كليات طرح پيشنهادي آمريكا و ناتو برخلاف ميل باطني اش و براي جلوگيري از جنگ موافقت مي كند، ولي طرف مذاكره كننده ي ناتويي كه پيش بيني اين موافقت را نكرده بود،تقاضاي يك تنفس كوتاه مي كند.با آغاز مجدد جلسه ي مذاكره،نمايندگان ناتو بحث از ضميمه اي مي كنند كه به قرار داد ملحق بوده است. ضميمه اي كه هيچ گاه صحبتي از آن نرفته است. اين ضميمه صرب ها را از جمله ملزم مي ساخت كه فضا، راه ها، آبراه ها وبندرهاي صربستان را قابل بهره برداري براي ناتو كنند عقب نشيني ديرهنگام صرب ها فرصت را از آن ها گرفته بود وعدم پذيرش اين ضميمه باعث شد كه آن ها حمله به صربستان را آغاز كنند وكشور رابدون ورود نيروهاي زميني با چنان ضربه هاي مهلكي روبه رو سازند كه با وجود مقاومت قهرمانانه ي مردمي تن به تسليم وپذيرش خواست هاي آنان دهد.اين سناريو در عراق هم تكرار شد. صدام ديكتاتور عراق در آخرين روز پيش از حمله،همه ي شرط ها را پذيرفت ،ولي اعلام شد كه اگر او مي خواست پيش تر،اين را اعلام مي كرد و نمي توان فرصت دوباره اي به او داد.در افغانستان مذاكره براي تحويل بن لادن به درازا كشيد، چرا كه طالبان مرتجع پرورش يافته در اردوگاه هاي تحت نظارت سيا در پاكستان اعلام كردند به او دسترسي ندارند و او مخفي شده است،ولي آمريكايي ها كه خود نيز هنوز موفق به دستگيري بن لادن نشده اند،اين ادعا را نپذيرفتند و حمله را آغاز كردند.فكر نمي كنم نيازي به تشريح مشابهت شرايط باشد.همه چيز حكايت از آن دارد كه كركس هاي مرگ اين بار بر روي ايران در حال پروازند وكوچك ترين بي تدبيري،تندروي و افراط گرايي ويا حتا موقع نشناسي و يا وقت كشي و عدم عقب نشيني به موقع مي تواند به آغاز جنگي ديگر بينجامد.يكي از دوستان مي گفت:ما در تهران عادت كرده ايم روي منطقه زلزله خيز  بودن هيچ تامين و تداركي به آسودگي زندگي كنيم. درهواي سمي مهلك شهر تنفس كنيم. درتصادف رانندگي مانند جبهه هاي جنگ كشته شويم و به آمار ده هزاري آن بخنديم. ما پذيرفته ايم آخرين مايملك مان – اگر چيزي داشته باشيم- براي پرداخت هزينه هاي روزهاي پاياني زندگي مان در بيمارستان به گرو گذاشته شود. زمان هاي طولاني اي را براي رسيدن به ساده ترين نيازهايمان تحمل كنيم و در خيابان هايي قدم بزنيم كه ممكن است هر لحظه به علت بدحجابي و يا طرح روي تي شرت اعضاي خانواده مان مورد توهين واقع شويم و كارت زرد بگيريم. اعتراض براي ساده ترين حقوقمان ممكن است با برخوردي تند روبه رو باشد و شب و روزمان را با حس تلخ و دردناك سرنوشتي سركنيم كه بر جوانان بيكار و بي پناه و تحت تبعيضمان حاكم است. و خلاصه آن كه ما ممكن است آن قدر تحت تنش هاي مختلف باشيم كه بسياري از حساسيت هاي ضروري مان را از دست داده وبه يك افسردگي مزمن دچار شده باشيم. شايد اين ها وبسياري دلايل مشابه باشد كه روحيه ي امروزي در جامعه ي ما را باعث مي شود،اما اين بار با خطر جنگي روبه رو هستيم كه هستيمان در آن خواهد سوخت و نسل ها تاوان آن را خواهيم داد و ما موظف به تلاشي جدي براي تاثيرگذاري بر روندها و جلوگيري از جنگ به هر قيمتي هستيم.بايد باور داشت كه نتيجه ي همه چيز به تلاش ما بستگي دارد. اين كه بتوانند يا نتوانند جنگي را به ما تحميل كنند، بيش از هر چيز به سطح مبارزه ي صلح جويانه ي مردم وابسته است. شرايط جهاني براي جنگ سالاران جهاني و شركت هاي تسليحاتي بسيار سخت تر از گذشته است. جنبش صلح جهاني موفق شده با وجود بايكوت رسانه اي،صداي خود را به بخش هاي بزرگي از دنيا برساند و آن ها را آگاه سازد كه جنگ در نهايت به خرج آن ها صورت مي گيرد و با دامن زدن به فجايع هر چه گسترده تر انساني تنها به نفع گروه كوچكي از صاحبان صنايع تسليحاتي – امنيتي بزرگ جهاني است. واقعيت آن است كه بخش نه چندان بزرگي از مردم ما نيز در كنار مردم مترقي جهان پا به ميدان مبارزه گذاشته اند و در راه صلح مي رزمند. نبايد منتظر نخستين شعله هاي آتش شد تا خطر را با گوشت و پوست فهميد.اگر قدري دقت كنيم، سير رويدادها آن قدر تكان دهنده هست كه ما را به واكنش وادارد. فردا مي تواند بسيار دير باشد.

         «برگرفته از ماهنامه چيستا سال بيست و چهارم شماره ي 4و5»

 

لینک نوشته

نازنین متین-

وبلاگ من
آرشيو
  • فروهر
  • سيزده به در
  • هفت سين
  • جشن نوروز
  • سوشيانت
  • جشن سده
  • چهارشنبه سوری
  • جشن اسفندگان
  • حکومت در دوره هخامنشيان
  • جشن تيرگان
  • زن هخامنشی
  • زرتشت
  • ازدواج در دين زرتشتی
  • سنگ نبشته خشايار شاه در موزه تخت جمشيد
  • آتش خاموش
  • فرهنگ ايرانی
  • ابومسلم خراسانی
  • جهان بينی زرتشت
  • فرانک
  • چرا ايران ايران ماند؟
  • 2فرانک
  • دنیا به کجا می رود؟
  • زن در دوره ساسانی
  • و امروز ما برای ايران فردا می پرسيم چرا؟
  • جشن مهرگان
  • پايان فرانک
  • کورش بزرگ
  • افت اخلاقی
  • آرش
  • افت اخلاقی ۲
  • عارف قزوينی
  • گاتها وتأ ثير آن بر دانش در ايران باستان وجهان
  • آيين زرتشت
  • تهاجم فرهنگي،آن هم از نوع داخلي
  • يك دين با دو خدا
  • يک دين و دو خدا ۲
  • لينكستان
    رتبه گوگل من